__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 30
  • نام کلوب :دانشگاه آزاد اهواز
    نام انگلیسی : daneshgah_azad_0611ahwaz
    تاسیس : 22 اسفند 1383
    446 عضو ، 21 بحث ، 18 آلبوم ، 29 مقاله ، 10 لینک ، 2 نظرسنجی

    دانشگاه آزاد اهواز

  • نام کلوب :فقط گوشی بازا بیان تو
    نام انگلیسی : mobile_news
    تاسیس : 4 آذر 1384
    1647 عضو ، 304 بحث ، 9 آلبوم ، 5 مقاله ، 8 لینک

    فقط گوشی بازا بیان تو

  • نام کلوب :پرسپولیس
    نام انگلیسی : persepolis
    تاسیس : 8 دی 1383
    23013 عضو ، 3859 بحث ، 59 آلبوم ، 18 مقاله ، 20 لینک ، 41 نظرسنجی

    پرسپولیس

  • نام کلوب :هخامنشیان
    نام انگلیسی : achaemenids
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    3238 عضو ، 462 بحث ، 7 آلبوم ، 11 مقاله ، 20 لینک

    هخامنشیان

  • نام کلوب :دكتر الهی قمشه ای
    نام انگلیسی : ghomshehei
    تاسیس : 17 تیر 1384
    7688 عضو ، 269 بحث ، 3 آلبوم ، 2 مقاله ، 3 لینک

    دكتر الهی قمشه ای

  • نام کلوب :نرم افزار های موبایل
    نام انگلیسی : irannokia
    تاسیس : 23 اردیبهشت 1384
    2231 عضو ، 430 بحث ،

    نرم افزار های موبایل

دبی در دهه 1960
20 مرداد 87 - 21:49

باورتون بشه یا نشه، دبی در دهه ۱۹۶۰ این شکلی بوده

دبی در دهه 1960

دبی در دهه 1960

دبی در دهه 1960

دبی در دهه 1960

دبی در دهه 1960

دبی در دهه 1960

دبی در دهه 1960

دبی در دهه 1960

دبی در دهه 1960

لیست توصیفنامه ها
4 مرداد 87 - 00:50
شاگردی از استادش پرسید: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق یعنی همین! شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟ استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. همین
11 دی 86 - 09:58
سلام به كلوب های من سر بزنید منتظرم دوست خوب من زهر شیرین ترا من زهر شیرین خوانم ای عشق که نامی خوشتر از اینت ندانم وگر هر لحظه رنگی تازه گیری به غیر از زهر شیرینت نخوانم تو زهری زهر گرم سینه سوزی تو شیرینی که شور هستی از تست شراب جام خورشیدی که جان را نشاط از تو غم از تو مستی از تست به آسانی مرا از من ربودی درون کوره غم آزمودی دلت آخر به سرگردانیم سوخت نگاهم را به زیبایی گشودی بسی گفتند دل از عشق برگیر که نیرنگ است و افسون است و جادوست ولی ما دل به او بستیم و دیدیم که او زهر است اما نوشداروست چه غم دارم که این زهر تب آلود تنم را در جدایی می گدازد از آن شادم که هنگام درد غمی شیرین دلم را می نوازد اگر مرگم به نامردی نگیرد مرا مهر تو در دل جاودانی است وگر عمرم به ناکامی سراید ترا دارم که مرگم زندگانی است هنوز همیشه هرگز هزار سال به سوی تو آمدم افسوس هنوز دوری دور از من ای امید محال هنوز دوری آه از همیشه دورتری همیشه اما در من کسی نوید دهد که می رسم به تو شاید هزارسال دگر صدای قلب ترا پشت آن حصار بلند همیشه می شنوم همیشه سوی تو می ایم همیشه در راهم همیشه می خواهم همیشه با توام ای جان همیشه با من باش همیشه اما هرگز مباش چشم به راه همیشه پای بسی آرزو رسیده به سنگ همیشه خون کسی ریخته است بر درگاه
21 شهریور 86 - 12:04
salam meisam jan tavalooooodet mobarakkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkk bashe
__