لیست دوستان :: 18
لیست کلوبها :: 8
لیست توصیفنامه ها7 آبان 86 - 23:36 | |
salam gozal
najursan?naxabar?manim yerimi bosh saxliyin ha
darslariva gashah bax,man yoxam shuluxlux elama,ushaxlarin hamisina da salam yetir
chox opuram bilavi
ozunan muvazib ol
allah amaninda |
6 آبان 86 - 23:08 | |
زندگی را می توان درغنچه ها تفسیر کرد
با نگاه سبز باران عشق را تعبیر کرد
زندگی راپر ز احساس کبو تر ها نمود
کینه را با نگاه ساده ای زنجیر کرد
همچو شبنم چشم را درچشم شقایهاگشود
طرح یک لبخند را بر برگ گل تصویر کرد
زندگی را می توان در خلوت هر صبحدم
با وضوئی با دعایی با خدا تقدیر کرد
کاش میشد لحظه ها را قاب کرد
روزهای تیره را خواب کرد |
3 آبان 86 - 22:05 | |
تیغ بر لیلی
از قضا مجنون ز طب شد ناتوان فسد فرمودی طبیب مهربان
آمد آن فصاد و پهلویش نشست تیغ بر بگرفت و بازویش ببست
گفت :« این رگ» گفت :« از لیلی پر است این رگم پر گوهر است و پر در است»
گفت فصاد:« آن رگ دیگر زنم جانت از رنج و عنا فارق کنم»
گفت :« آن هم جای لیلای من است منزل آن سرو بالای من است »
« می گشایم » گفت :« ز آن دست دگر » گفت : «لیلی را در آن باشد مقر
دارد اندر هر رگم لیلی مقام هر بن مویم بود اور کنام
من چه گویم رگ چه و پی چیست آن سر چه و جان چیست مجنون چیست آن
من خود ای فصاد مجنون نیستم هر چه هستم من نیم لیل ستم
از تن من رگ چو بگشایی ز تیغ تیغ تو بر لیلی آید بی دریغ
گو تن من خسته و رنجور باد چشم بد از روی لیلی دور باد
گو بسوز از تاب و تب ای جان من تب مبادا بر تن جانان من
گر من و صد همچو من گردد هلاک چون که لیلی را بقا باشد چه باک
من اگر مردم از این ضیق النفس گو سر لیلی سلامت باش و بس
ساختم من جان خود قربان او جان صد مجنون فدای جان او»
ملا احمد نراقی |

















