__
لیست دوستان :: 18
لیست کلوبها :: 8
  • نام کلوب :دانشگاه علم و صنعت ایر
    نام انگلیسی : elm
    تاسیس : 4 دی 1383
    2598 عضو ، 566 بحث ، 5 آلبوم ، 6 مقاله ، 4 لینک

    دانشگاه علم و صنعت ایران

  • نام کلوب :دانشگاه تبریز
    نام انگلیسی : tabrizuniversity
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    2027 عضو ، 132 بحث ، 7 آلبوم ، 2 مقاله ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

    دانشگاه تبریز

  • نام کلوب :كلوب شیمی
    نام انگلیسی : chemistry2
    تاسیس : 28 آذر 1383
    1162 عضو ، 301 بحث ، 4 آلبوم ، 4 لینک

    كلوب شیمی

  • نام کلوب :نانو تکنولوژی
    نام انگلیسی : nanotechnology
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    1218 عضو ، 204 بحث ، 9 آلبوم ، 35 مقاله ، 12 لینک

    نانو تکنولوژی

  • نام کلوب :ارشد علم و صنعت
    نام انگلیسی : iustgraduates
    تاسیس : 25 آذر 1384
    77 عضو ، 8 بحث ،

    ارشد علم و صنعت

  • نام کلوب :تبریز
    نام انگلیسی : tabriz
    تاسیس : 27 دی 1383
    4177 عضو ، 44 بحث ، 46 آلبوم ، 14 مقاله ، 7 لینک ، 7 نظرسنجی

    تبریز

لیست توصیفنامه ها
7 آبان 86 - 23:36
salam gozal najursan?naxabar?manim yerimi bosh saxliyin ha darslariva gashah bax,man yoxam shuluxlux elama,ushaxlarin hamisina da salam yetir chox opuram bilavi ozunan muvazib ol allah amaninda
6 آبان 86 - 23:08
زندگی را می توان درغنچه ها تفسیر کرد با نگاه سبز باران عشق را تعبیر کرد زندگی راپر ز احساس کبو تر ها نمود کینه را با نگاه ساده ای زنجیر کرد همچو شبنم چشم را درچشم شقایهاگشود طرح یک لبخند را بر برگ گل تصویر کرد زندگی را می توان در خلوت هر صبحدم با وضوئی با دعایی با خدا تقدیر کرد کاش میشد لحظه ها را قاب کرد روزهای تیره را خواب کرد
3 آبان 86 - 22:05
تیغ بر لیلی از قضا مجنون ز طب شد ناتوان فسد فرمودی طبیب مهربان آمد آن فصاد و پهلویش نشست تیغ بر بگرفت و بازویش ببست گفت :« این رگ» گفت :« از لیلی پر است این رگم پر گوهر است و پر در است» گفت فصاد:« آن رگ دیگر زنم جانت از رنج و عنا فارق کنم» گفت :« آن هم جای لیلای من است منزل آن سرو بالای من است » « می گشایم » گفت :« ز آن دست دگر » گفت : «لیلی را در آن باشد مقر دارد اندر هر رگم لیلی مقام هر بن مویم بود اور کنام من چه گویم رگ چه و پی چیست آن سر چه و جان چیست مجنون چیست آن من خود ای فصاد مجنون نیستم هر چه هستم من نیم لیل ستم از تن من رگ چو بگشایی ز تیغ تیغ تو بر لیلی آید بی دریغ گو تن من خسته و رنجور باد چشم بد از روی لیلی دور باد گو بسوز از تاب و تب ای جان من تب مبادا بر تن جانان من گر من و صد همچو من گردد هلاک چون که لیلی را بقا باشد چه باک من اگر مردم از این ضیق النفس گو سر لیلی سلامت باش و بس ساختم من جان خود قربان او جان صد مجنون فدای جان او» ملا احمد نراقی
__