تو رفتی آسمونم بی خبر موند
دلم تو آرزوهام در به در موند
تو رفتی چشممو دادم به بارون
دلم پوسید و اشکم بی ثمر موند
تو رفتی لحظه هامو گریه پر کرد
خیال خنده هامو اشک می برد
تو رفتی بی خبر از اینکه مَردی
میون آرزوها زنده می مُرد
غروبو هدیه دادم به ترانه
تو رفتی از ترانه دل بریدم
تو رفتی و به جز کابوس رفتن
دیگه رویای تلخی رو ندیدم
تو رفتی غربتو دادی به چشمام
چی می خای ؟ آسمون ابری تر از این ؟
بـبـیـن! دستامو سرما ذوب کرده
غریبه ! آسمون تنهاتر از این ؟
غریبه ! این همه غم سهم من نیست
غریبه ! چشم من طاقت نداره
غریبه ! آسمونم بی ستارس
غریبه ! غربتم اندازه داره
خیلی سخته
..
خیلی سخته برای همه...همه کس باشی
...
ولی برای خودت هیچ کس
...
خیلی سخته
...
خیلی سخته برای همه...آسمون باشی
...
برای خودت هیچ
...
دلم گرفته
...
دلم گرفته
...
بارانم
..
از تو هم دلگیرم
...
بارانم تنها نذار منو
...
ساعتها زیر این آسمان می ایستم
...
سرما را به جان می خرم
...
شاید قطره ای پیدا کنم
...