لیست کلوبها :: 198دانشجوی ایرانم؛ خانهام ویران است 14 بهمن 86 - 06:40 |
میلاد مظهر عشق و انسانیت مظلوم همیشه تاریخ آقام
علی بر آزادگان جهان مبارک باد
میزان نقدینگی جامعه در سال اول دولت دکتر احمدی نژاد،
حدود 75 هزار میلیارد تومان بوده است. این رقم در طول فقط
2 سال، به ناگاه به بیش از دو برابر افزایش یافت و نتیجه آن
نیز تورم لجام گسیخته ای است که امروز شاهدش هستیم
به گونه ای که طبق آمارهای بانک جهانی، تنها سه کشور
زیمبابوه، موریتانی و اریتره، تورمی بالاتر از ایران را دارند.
حال این سوال نگران کننده مطرح است که اگر 92 هزار
میلیارد تومان در سال به عنوان یارانه نقدی به جامعه تزریق
شود، آنگاه چه فاجعه تورمی در کشور رخ خواهد داد؟؟؟
ناله را هرچند که می خواهم پنهانی کشم سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن ![]() بر سنگ مزار کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است:"کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم.بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم. در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم.اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم!"
با تو اكنون چه فراموشیهاست
چه كسی میخواهد من و تو ما نشویم خانهاش ویران باد من اگر ما نشوم، تنهایم تو اگر ما نشوی، خویشتنی از كجا كه من و تو شور یكپارچگی را در شرق باز برپا نكنیم از كجا كه من و تو مشت رسوایان را وانكنیم من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه بر میخیزند من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه كسی برخیزد؟ چه كسی با دشمن بستیزد؟ چه كسی پنجه در پنجهی هر دشمن دون آویزد دشتها نام تو را میگویند كوهها شعر مرا میخوانند كوه باید شد و ماند، رود باید شد و رفت، دشت باید شد و خواند در من این جلوهی اندوه زچیست؟ در تو این قصهی پرهیز كه چه؟ در من این شعلهی عصیان نیاز، در تو دمسردی پاییز - كه چه؟ حرف را باید زد! درد را باید گفت! سخن از مهر من و جور تو نیست سخنی از متلاشی شدن دوستی است، و بحث بودن پندار سرور آور مهر آشنایی با شور؟ و جدایی با درد؟ - و نشستن در بهت فراموشی ! - یا غرق غرور ؟ سینهام آینهای است با غباری از غم تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار آشیان تهی دست مرا، مرغ دستان تو پر می سازد آه مگذار، كه دستان من آن اعتمادی كه به دستان تو دارد به فراموشیها بسپارد آه مگذار كه مرغان سپید دستت دست پرمهر مرا سرو تهی بگذارد من چه میگویم، آه ... با تو اكنون چه فراموشیها؛ با من اكنون چه نشستنها، خاموشیهاست تو مپندار كه خاموشی من، هست برهان فراموشی من من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه بر میخیزند سرمایه: «براساس تحقیقی كه به تازگی در شهر تهران انجام شده پدیده روسپیگری در متاهل ها بیش از مجردها دیده می شود.» «در دهه 60 و 70 سن روسپیگری بالای 30 سال بود اما اكنون سن روسپیگری از 15 سال به بالا رسیده است.» «اگر پیش از این اقدام به روسپیگری به خاطر رفع نیازهای اولیه بود اكنون به خاطر رفع نیازهای ثانویه است.» «پدیده روسپیگری پیش از این در غیربومی ها بیشتر بود اما اكنون شیوع این پدیده در طیف بومی و غیربومی برابر شده، » «11 درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می زنند. این آمار نشان می دهد كه نه تنها به مساله بیكاری زنان بلكه به بیكاری مردان و پیامدهای آن نیز باید توجه بیشتری شود.» سرمایه: «در حالی که در دنیا نرخ خودکشی افراد مجرد دو برابر افراد متاهل است، در ایران اقدام به خودکشی در افراد متاهل بیشتر از مجردهاست.»
چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟ دوره ارزانی ست... چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان،و دروغ از همه چیز ارزان تر....! آبرو قیمت یک تکه ی نان... و چه تخفیف بزرگی خورده ست،قیمت هر انسان مولانا: هر چند که زن را امر کنی که پنهان شو، او را دغدغه خود را نمودن بیشتر شود. و خلق را از نهان شدن او، رغبت به آن زن بیش گردد. پس تو نشسته ای و رغبت را از دو طرف زیاد میکنی و فکر میکنی که کارت صلاح و درست است. آن خود عین فساد است.اگر او را پاکی و گوهری باشد که نخواهد که فعل بد کند، اگر منع کنی و نکنی، او بر آن طبع نیک خود و سرشت پاک خود خواهد رفتن، فارغ باش و غم مخور. اگر به عکس این باشد، باز همچنان بر طریق خود خواهد رفتن. منع جز رغبت را افزون نمی کند.
A real friend is one who walks in When the rest of the world walks outیک دوست واقعی اونی هستش که وقتی میاد که تموم دنیا ازپیشت رفتن
چه خوبه همیشه ما با هم باشیم من و تو دشمن درد و غم باشیم چه خوبه دلامون از امید پره غم داره از من و تو دل میبره من با تو خوشم تو خوشی با دل من از دست من و تو غصه ها خسته میشن من با تو خوشم تو خوشی با دل من از دست من و تو غصه ها خسته میشن من با تو خوشم تو خوشی با دل من از دست من و تو غصه ها خسته میشن ![]() دستور دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی بخاک بسپارند تا اجزا بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد. کوروش کبیر
سال 7030 میترایی آریایی، 3746 زرتشتی، 2567 شاهنشاهی و 1387 خورشیدی. اگرچه پیامبراسلام 1387سال پیش هجرت کردند ولی سرزمین آریایی من 5645 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت 2361 سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1182 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید. پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از1387 سال می باشد. به سرزمین خود ببالید لحظه لحظه زندگی شاد باشید ![]() ****************************************** ![]()
مطالب خواندنی GHALAMRO98.BLOGFA.COM میخور كه شیخ و حافظ و مفتی و محتسب چون نیك بنگری همه تزویر میكنند امام صادق علیه السلام فرمود :
خیابان خوابها باز بـــوی باورم خـــــاکستریست واژه هـــای دفتــرم خاکستریست پیش از ایــنها حـــال دیگر داشـتم هرچــه میگفتند بـــــاور داشــتم مــا به رنگی ساده عادت داشتیم ریشـــه در گنـــج قناعت داشتیم پیرهـا زهــر هـلاهــل خـورده انــد عشق ورزان مـهر باطل خـورده اند باز هم بحث عقیل و مـرتضی ست آهن تفتــیده ی مــولا کجـــــاست نه فقط حرفی از آهن مانده است شمع بیت المال روشن مانده است با خــــودم گفتم تو عاشق نیستی آگـــــه از ســــرّ شقـــایق نیستی غــرق در دریــا شدن کار تو نیست شیعه مـــولا شــدن کــارتو نیست بین جــمع ایســـــتاده بـر نمـــــاز ابن ملجــــم هـــــا فـــراوانند بــاز .......................................... خواستم چیزی بگویم د یــــر شد واژه هایم طعــمه ی تکفیــر شـد قصه ی نـــا گفته بسیار است باز دردهـــا خـروار خــروار است بـــاز دستها را باز در شبـــهای ســـرد هــــــا کنید ای کودکان دوره گـرد مژدگــانی ای خیابان خوابــــــــها می رسد ته مانده ی بشقابــــها سر به لاک خویش بردیم ای دریغ نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ قصّـه هــای خوب رفت از یادهـــا بی خبر مـــاند یم از بـــنیادهــــا صحبت از عدل و عدالت نابجاست ســــود در بازار ابن الو قــتهاست ............................................... گفته ام من دردهـــا را بارهـــــــا خسته ام خسته از این تکرارهـــا ای کــــه می آید صدای گــریه ات نیمه شـــبها از پس د یوار هـــــا گــــیر خواهد کــــرد روزی روزیت در گلـــوی مــال مـردم خوارهـــا من بــه در گفتم ولیکن بشنو ند نکته هـــا را مـو به مو دیوارهـــا
|


















