لیست کلوبها :: 39نه سال از آن آذر سیاه گذشت 12 آذر 86 - 21:14 |
شاید که ما نسل عبور در تاریکی بوده ایم و جای پاهامان را نیز به خود مبتلا کرده ایم محمد مختاری نه سال از آن آذر سیاه گذشت حق نداشتم با کسی دوست شوم مادرم خیلی می ترسید تا چند سال تمام بندر برای من خلاصه شده بود بین مسیر خانه و مدرسه بزرگترین سرگرمی من کتابخانه طالقانی محله اوزی ها بود که می توانستم ساعتها آنجا باشم آنقدر رفته بودم که می توانستم آزادانه در مخزن بچرخم بدجور عطش خواندن داشتم اما بیشترکتابها مزخرف بودن خنده دار است که بزرگترین شاعری که می شناختم یه مرتیکه مافنگی مدیحه سرایی بود به اسم احمد عزیزی که همیشه از تلویزیون شرو ور میخواند تا 17 سالگی کتاب به شکل مرموزی در زندگی ام غایب بود تابویی که با کشف کارتن هایی پر از کتاب در زیر زمین مادر بزرگم شکست و دایی که هیچ وقت ندیدمش شایدبرای هر کسی یک کتاب نقش ویژه ای داشته باشد تمرین مدارا ی مختاری هم برای من اینطوریست تازه کشته بودنش همه جا اسمش بود در گردش همیشگی مخزن دو تا ازکتابهایش را پیدا کردم درک حضور دیگری و تمرین مدارا تا هفته بعد هر دوتایش را خوانده بودم و منگ بودم از نامه مختاری به واتسلاو هاول ی که نمی شناختمش هیجان زده شده بودم از تئوری شبان و رمه اش و از مسیر جدیدی که برایم با این کتاب شروع شد |
لیست توصیفنامه ها29 فروردین 87 - 13:15 | |
جایی هست که جز تو کسی نمیتواند آن را پر کند کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجام آن نیست ********** تولدت مبارک. برایت بهترینها را آرزو میکنم. |
11 آبان 86 - 00:32 | |
راز زندگی از مرحوم قیصر امین پور:
غنچه با دل گرفته گفت:
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی
کدام یک درست گفته اند
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد او گل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است! |
18 تیر 86 - 02:41 | |
از همه چیز گذشتن و به همه چیز رسیدن مهم نیست . مهم از چه گذشتن و به چه رسیدن است! |












