__
لیست دوستان :: 84
لیست کلوبها :: 20
  • نام کلوب :دختر ایرونی
    نام انگلیسی : girrrrl
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    4704 عضو ، 59 بحث ، 7 آلبوم ، 51 مقاله ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

    دختر ایرونی

  • نام کلوب :زبان آموزان فرانسه
    نام انگلیسی : frenchstudent1
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    862 عضو ، 176 بحث ، 9 آلبوم ، 7 لینک

    زبان آموزان فرانسه

  • نام کلوب :اس ام اس
    نام انگلیسی : kingofsmsnomber1
    تاسیس : 29 دی 1383
    32801 عضو ، 22 بحث ، 7 آلبوم ، 83 مقاله ، 3 لینک ، 5 نظرسنجی

    اس ام اس

  • نام کلوب :مهندسین شبکه
    نام انگلیسی : net
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    4111 عضو ، 641 بحث ، 8 آلبوم ، 4 مقاله ، 1 لینک

    مهندسین شبکه

  • نام کلوب :هکر ها
    نام انگلیسی : exploit
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    1774 عضو ، 274 بحث ، 6 آلبوم ، 40 مقاله ، 51 لینک

    هکر ها

  • نام کلوب :آموزش ها و ترفندها در
    نام انگلیسی : tips_for_it
    تاسیس : 31 تیر 1384
    2037 عضو ، 9 بحث ، 15 مقاله ، 1 نظرسنجی

    آموزش ها و ترفندها در كامپیوتر

عشق ورزی
19 تیر 84 - 01:21
سلام دوستان
از امروز سعی می كنم همه روزه مطالبی در این مورد بنگارم یا نه خط خطی كنم
1.به دیگران عشق بورزیم تا دنیا زیباتر شود
  • ارسال نظر (1)
لیست توصیفنامه ها
28 اسفند 85 - 17:04
تیک ... تاک ... تیک ... تاک ... باردیگر صفحه ی پلاسیده ی زمان، با عبور از ثانیه ها و دقایق و ساعتها ورق می خورد و در اولین سرآغاز شب، با انفجار خورشید، تاریکی سکوت بار دیگر شکسته می شود . زمانی که نفسها در سینه حبس می شوند . زمانی که آرزوها در دلها جاری می شود . زمانی که یکسال با تمامی خوشی ها و سختیها به فراموشی سپرده می شود . زمانی که یاد تمامی عزیزان در دل تازه می شود . زمانی که فکر عیدی وسط قرآن بچه ها را به وجد می آورد . زمانی که بوی گل سنبل فضا را معطر می کند ! زمانی که بوی عید و سال نو تمامی خانه ها را غرق در شادی می کند . زمانی که ... ! آری باز عید می آید و باز نوروز...درخت را بیدار کن و سبزه را مژده روییدن ده که بهار آمده است...سال نو مبارک
6 بهمن 85 - 22:35
هیچ کس صدای بانوی منو وقتی اشک میریزه نمی شنوه. وقتی گریه می کنه,مجبورت می کنه بدو بدو خورشیدو تعقیب کنی و برش گردونی تا گوشه ای از اسمونهای تاریک و عذاب اورشو روشن کنه وقتی اشک می ریزه. در صبح مه گرفته قدم می زنه, رویای گذشته های طلایی,تو چشمهاش منعکس میشه. ولی به زودی سایه های بعد از ظهر ,از همه طرف محاصره ش می کنن وبانوی منو می ترسونن تا وقتی اشکش در بیاد...برای من... بانوی منو می ترسونن تا اشکش در بیاد. ممکنه دیده باشیش که زیر نور چراغت دراز کشیده , و عجیب نیست اگه پچ پچشو هم شنیده باشی پس همونی باش که لبخند پنهانشو باهاش قسمت می کنه ولی بانوی منو وقتی گریه می کنه بهم باز گردون...به خاطر من بانوی من وقتی گریه میکنه به من نیاز داره. وقتی گریه می کنه,مجبورت می کنه بدو بدو خورشیدو تعقیب کنی و برش گردونی تا گوشه ای از اسمونهای تاریک و عذاب اورشو روشن کنه وقتی اشک می ریزه
26 مرداد 84 - 20:44
Isho0o0n ye kamiiiiiiiii ziyad be man lotf darn ;):X
__