لیست دوستان :: 21
لیست کلوبها :: 23ملا قات با خدا 4 شهریور 85 - 03:36 |
روزی پسر بچه ای تصمیم گرفت به ملا قات خدا برود و چون می دانست راه درازی در پیش دارد مقداری کلوچه و نوشیدنی در چمدان گذاشت و سفرش را آغاز کرد هنوز راه درازی نرفته بود که در پارک چشمش به پیرزنی افتاد که دروی صندلی نشسته بود و خیره به پرندگان نگاه می کرد پسرک کنار پیرزن نشست و چمدانش را باز کرد می خواست چیزی بنوشد که متوجه گرسنگی پیر زن شد و کلوچه ای به او داد پیرزن با حس سر شار از قدر شناسی آن را گرفت و لبخندی نثار پسرک کرد لبخندش آن قدر زیبا بود که پسر ک خواست برای دیدن دوباره آن مقداری نوشیدنی نیز به او بدهد لبخند های پیرزن پسرک را غر ق در لذت کرد. آن دو تمام بعد از ظهر را به خوردن و نوشیدن گذراندند بی آن که کلمه ای بین آن ها رد و بدل شود با تاریک شدن هوا پسرک تازه متوجه شد چقدر خسته است و برای برگشتن به خانه از جا بر خاست اما هنوز چند قدمی پیش نر فته بود با سرعت به سوی چیرزن باز گشت و او را در آغوش کشید و باردیگر نظاره گر عمیق ترین لبخندپیر زن شد مادر پسرک که با ورود او اوج لذت را در چهره وی تشخیص داد علت شادی او را جویا شد پسرک نیز در پاسخ گفت من امروز با خدا ناهار خوردم و قبل از این که مادر چیزی بگوید اضا فه کرد و لبخند او زیباترین لبخند ی بود که تا به حال دیده ام پیرزن نیز سرشار از شادی و آرامش به خانه برگشت و در پاسخ به پسرش که از حالا ت عجیب مادر شگفت زده شده بود گفت امروز با خدا در پارک کلوچه خوردم اوبسیار جوان تر از آن است که انتظار داشتم |
لیست توصیفنامه ها17 اردیبهشت 86 - 17:42 | |
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من كرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتی و هنوز
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان
می دهد آزارم
و من اندیشه كنان غرق این پندارم
كه چرا
خانه كوچك ما سیب نداشت
در کلوب جوانان اصفهان عضو شوید و فعالیت کنید(امتیاز به کلوب یادتون نرود).
http://www.cloob.com/club.php?id=9711
|
1 مرداد 85 - 22:53 | |
سلام مرضیه جونم
توی کلوب هاکی معاونت کردم البته شما سرورید کاپیتان !!!
به امید دیدار در بازی فردا ... میام دنبالت صبح ساعت 5:20 |
14 خرداد 85 - 18:10 | |
hame chiz gah agar kami tire minemayad ...
baz rooshan mishavad zood!
tanha faramoosh nakon in haghighati ast :
BARANI BAYAD TA RANGIN KAMANI BAR AYAD
ta ke az ma ensanhaei tavana tar besazad
khorshid dobare khahad derakhshid zood
khahi did!
marzie joonam az inke ba bimehri tamam haght ro khordan vaghean narahat shodam ama khodeto narahat nakon CAPITAN ! |




















