لیست دوستان :: 83
لیست کلوبها :: 34تبلیغاتی 7 اسفند 86 - 23:18 |
هوالــــــــــــــــرّزاق ســـــــــــــــــــلام به وبلاگ اختصاصی وتبلیغاتی بنده خوش آمدید. با من مشورت کنید فروش انواع فرشهای دستبافت و ماشینی کاشان و آران وبیدگل خرید فرش کهنه دستبافت و تعویض آن با فرش نو ( دستبافت یا ماشینی ) تعمیر ( رفوگری و رنگرزی ) فرش دستبافت فروش کلیه لوازم جانبی و مواد اولیه ، نقشه و ...فرش دستبافت کاشان همچنین آماده همکاری جهت برگزاری تورهای گردشگری به کاشان( خانه های تاریخی ، تپه سیلک ، باغ تاریخی فین و.... – کویر آران ( کاروانسرای مرنجاب – دریاچه نمک – کویر یخ آب و ...) قمصر – نیاسر – ابیانه –برزک – ارمک - مزارشاعرجوان شادروان سهراب سپهری و اطراف کاشان بازدید کننده محترم کلیه عکسها شخصی بوده وتوسط خودم گرفته شده است .لطفا" سوءاستفاده نفرمائید.
تلفن شبانه روزی تماس :
09132602153 رفوگری فرش دستبافت
شستشو و رنگبری فرش دستبافت
بالای پشت بام خانه تاریخی بروجردیها
آبشار زیبای نیاسر
شتر در کویر مرنجاب آران
منتظر عکسهای بیشتر باشید.
کویر یعنی وسعت بی انتها, کویر یعنی قلب زندگی که در خاک بی آب می تپد. کویر یعنی معنای زیر پوستی زندگی . کویر یعنی بزرگی, جلال, جبروت. کویر یعنی سخاوت. کویر یعنی حکایت. کویر یعنی فراست. کویر یعنی صبرو استقامت. اینها مفاهیمی بود که در اولین سفرم به کویر, این پوست پیر زمین به آن رسیدم. انسان وقتی در کویر قدم میزند, گویی در عالمی دیگر است. در این عالم چیزهایی نمایان می شود که من هیچگاه نتوانستم آن را در جای دیگر بیابم.
سکوت کویر: ساکت ترین سکوت دنیا, سکوتی که در کویر نهفته است , سکوتی عمیق است که در تمام وجودش نهفته است.جالب اینجاست که این سکوت هیچگاه شکستنی نیست و هیچ موجودی جرات این را ندارد که این سکوت را بشکند. اگر در کویر می خواهی زندگی کنی ناگزیری که تو نیز غرق این سکوت شوی , و لب بدوزی و کلامی بر زبان نیاری , که این خاصیت کویر است.این موضوع حتی در حیوانات کویر نیز نمود دارد, زیرا خاموش ترین حیوانات دنیا در کویر زندگی میکنند. مردم کویر نیز از این قاعده مستثنا نیستند. وقتی به این سکوت رسیدم , ناخودآگاه این جمله به ذهنم رسید که "سکوت سرشار از ناگفته هاست". کسی که این جمله را گفته حتما سفری به کویر داشته و این واقعیت را دیده که اینگونه از سکوت یاد کرده است. همواره در کویر حس میکنم که خدا نیز با من قدم میزند. همیشه احساس می کنم که خدا نیز کویر را بیشتر دوست دارد, زیرا در شلوغی و هیاهوی بشر هیچگاه حرف او به گوش ما نمی رسد, و این سکوت فرصت خوبی است که گفته های او را که در جای دیگری نمی توان شنید , بشنویم. وای که چه حسی است این حس زیبا. حس قدم برداشتن و گذاشتن در سینه کویر و شنیدن خاموش ترین و بلندترین صدای دنیا.
شب کویر: هوا کم کم رو به تاریکی می گذارد. به جرات می گویم زیباترین غروب خورشید را در کویر دیدم. وقتی خورشید در کویر غروب می کند, گویی غمی بزرگ در دل سنگینی می کند. گویی خورشید می خواهد به همه اهل کویر بفهماند که چقدر از دوری کویر ناراحت است. خورشید و کویر دو یار همیشگی هم . خورشید عاشق کویر است و هجران این دویار چیزی جز غم به کویر نمی دهد. وقتی خورشید از کویر جدا می شود گرمای خود را از او می گیرد و به جای آن سرما به کویر می دهد. نه بخاطر اینکه خورشید خسیس باشد , که یار کویر همچون خود او در سخاوت بی همتاست. زیرا اگر نشانه ای از عشق خود در دل کویر بگذارد تحمل این فراق برای کویر بسیار سخت می شود. خورشید می رود و کویر به انتظار خورشید باید تا فردا منتظر بماند. و شب کویر فرا می رسد.
شب کویر زیبا ترین شب دنیاست. وقتی به آسمان نگاه می کنی, منظره ای را می بینی که در هیچ کجا نمی توانی بیابی. ستاره باران شب کویر, زیباترین تابلوی نقاشی دنیاست. حس میکنی که باران ستاره بر سرت در حال نزول است و تو هیچ گاه از دیدن این منظره خسته نمی شوی وتا صبح به نظاره این تابلو می نشینی و در هنگام صبح شاهد قسمت پایانی سناریوی عشق بازی خورشید و کویر می شوی. چه صحنه زیبایی! خورشید با نهایت ناز و زیبایی از مشرق کویر طلوع می کند تا انتظار کویر را به پایان برساند و نور عشق خود را بار دیگر در دل کویر بتاباند. نوری که گرمای آن برای دیگران سوزان و برای کویر, خود زندگی است. که پروانه مشق عشق در آتش شمع کرد که این نهایت عشق است.
در ضمن تمام عکسها را خودم با دوربین سونی دبلیو 70 گرفتم ..برای گرفتن عکس از ستاره ها در شب احتیاج به دوربین قوی تری هست بهر حال امیدوارم تونسته باشم شما را بیشتر با کویر آشنا کنم....محمدرضا
|
لیست توصیفنامه ها17 اردیبهشت 87 - 11:06 | |
یادمان باشد، فردا ،حتما، ناز گل را بكشیم... حق به شب بو بدهیم... و نخندیم دیگر، به تركهای دل هر گلدان...!! و به انگشت، نخی خواهیم بست تا فراموش نگردد فردا...!... زندگی شیرین است! زندگی باید كرد... و بدانم كه شبی خواهم رفت .... !!! و شبی هست كه نباشد، پس از آن فردایی... (سهراب سپهری...روانش شاد) |
16 اردیبهشت 87 - 01:50 | |
گفتمش: دل میخری؟! پرسید چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.* خنده کرد و دل ز دستانم ربود* تا به خود باز آمدم* او رفته بود* دل ز دستش روی خاک افتاده بود * جای پایش روی دل جا مانده بود**********
|
15 اردیبهشت 87 - 20:14 | |
اعجازها رخ میدهند، اگر باورهای ناصحیح بشكنند (ادیسون)
|




























