تالار گفتگوی تیفوسی های آبیمحفلی برای تیفوسیها و دو آتشه ها
اینجا صدا طنین عجیبی دارد. سکوت معنایی ندارد. فریاد، خشم دارد. شادی هم در خشم خلاصه می شود. خوشحالی را تا حد زیادی باید بلعید. چهره ها اغلب در هم است و پر از انرژی. مثبت یا منفی؟ حالا با این پیش فرض جلو بروید که پر از انرژی منفی هستند. اینجا نشستن جایز نیست. باید ایستاد، پاها را به صندلی پلاستیکی کوبید و دست ها را به هم زد. بودن در کنار آنها رسم و رسومی دارد. با آنها باید هماهنگ بود. ناهماهنگی تبعاتی دارد. در آن هنگام باید تنبیه بدنی شد و با آنها بودن را به فراموشی سپرد. به طرز عجیبی افراطی هستند. تا مرز انفجار پیش می روند. تا نزدیکی های ترکیدن. اینجاست که زمین و زمان را به هم می بافند. سیب گاز زده یی را شوت می کنند، یا بطری آبی را. ترقه دست سازی را از میان انبوه مردم به زمین می کوبند، یا صندلی را می شکنند. یکی می گوید؛«...تو بنویس بوی باروت می دهند.»
پس لطفاً یک کبریت یا فندکی تا جرقه یی، دست ها بلافاصله به داخل جیب فرو می رود. اغلب سیگاری اند. سیگار کشیدن زمان خاصی دارد. بازی باید از جریان بیفتد؛ مثلاً بین دو نیمه. آن وقت آتش دست به دست می شود تا جایگاه همیشه سایه را تاریک تر کند. تا لحظه یی که سر دسته لیدرها هشدار دهد.« آقا، بس است دیگر. بی خیال شوید. سیگارها را غلاف کنید که خیلی کار داریم.» دست ها بلافاصله خالی می شود. دست هایی که بوق را بر نمی تابند. اینجا بوق ممنوع است. پس غیبت حسین شلغم و سهراب بوقی خود به خود توجیه می شود. آنها را میانه خوبی نیست با بوقچی ها...« این همه جا برای بوق زدن. خدا را شکر که استادیوم صد هزار نفری است. آنها می توانند در جایگاه های دیگر به کارشان برسند. ما با بوقچی ها مشکلی نداریم. آنها قابل احترامند. ولی جایگاه حرمت دارد، نمی شود که...»آنها میانه خوبی با شکست ندارند. همیشه پیروزی می خواهند. تحمل باخت را ندارند. در این حالت احتمال هر اتفاقی هست. نمونه دم دست شیشه های اتوبوس است. « چه کنیم، دست خودمان که نیست. احساساتی می شویم و می زنیم همه چیز را داغون می کنیم.»پس لطفاً ناکامی را از آنها فاکتور بگیرید.
---
دو آتشه ها، تیفوسی ها، شورشی ها یا هر عنوانی که این واژه ها را بهتر معنی کند. نام آنها با این صفت ها عجین شده. آنها عضو جدا نشدنی استادیوم آزادی هستند. تاریخ آنها با این ورزشگاه گره خورده. دهه 60، زمان پیدایش آنهاست. هنگامی که مسابقه های استقلال و پرسپولیس از استادیوم شیرودی به آزادی منتقل شد. ابتدا جایگاه مخصوص یادآور جایگاه طرفداران در امجدیه بود. کم کم اما تیفوسی های پرسپولیس و استقلال جایی در جایگاه های شماره گذاری شده این استادیوم پیدا کردند. بدین ترتیب، جایگاه «8» به نام آبی ها کلید خورد و جایگاه «36» به نام سرخ ها. در مورد عمر جایگاه تردید هست. این البته بر می گردد به کری های دو تیم.« الان 18، 19 ساله ما جایگاه «36» را داریم. آنجا پاتوق ماست و همه می دانند که جایگاه ما خیلی قدیمی تر از جایگاه استقلالی ها است. یعنی آنها بعد از ما جایگاه 8 را پاتوق کردند.» حرف های رضا ش. طرفدار پرسپولیس. حال، همین حرف ها با کمی بالا و پایین را امیر ق. طرفدار استقلال به زبان می آورد.
آنها نوع دیگری از تماشاگران فوتبال ایران هستند. نوع طرفداری هایشان با تماشاگران قدیمی متفاوت است. در سال های اخیر دیگر در میانشان طرفداران قدیمی دیده نمی شود. همان ها که جایی مشخص روی سکوهای امجدیه داشتند.« ما اصلاً دوست نداریم طرفداران قدیمی خانه نشین شوند. آنها را دوست داریم. اتفاقاً هر وقت هم آمدند توی جایگاه، خوشحال شدیم. ولی باور کنید توی امجدیه تشویق تماشاگران مثل همه جای دنیا بود. الان توی جایگاه ما بچه ها یک لحظه هم آرام نیستند. 90 دقیقه ایستاده تشویق می کنند. البته بوقچی ها قابل احترامند. اگر دقت کنید، می بینید که توی جایگاه «8» کسی بوق و طبل نمی زند. ولی توی امجدیه همه جا می شد بوق زد.» با انصراف قدیمی ها، نفرات جدیدی به گروه تیفوسی ها اضافه شدند. آنقدر که الان جایگاه «8» و «36» گنجایش پذیرش ندارد. پس جایگاه دیگری لازم بود. پرسپولیسی ها ابتدا جایگاه «35» را به تسخیر خود در آوردند و بعد «34» را. به موازات آن استقلالی ها پیشروی کردند و دو جایگاه «9» و «10» به تسخیر آنها در آمد. از حرف های مهران، شورشی جایگاه «36» پیداست که می خواهند همین طور پیشروی کنند.«اول باید تماشاگران واقعی را پیدا کنیم. آنهایی که دلشان با تیم است و تعصب دارند. بعضی از آنها معمولی هستند و خیلی توی جایگاه نمی مانند. چون نمی توانند با شرایط اینجا کنار بیایند. ولی بعضی از این طرفداران خودشان را با شرایط جایگاه وفق می دهند. چون تماشاگران واقعی پرسپولیس هستند و ما هم اجازه می دهیم که توی جایگاه 36 بمانند.» احتمالاً در سال های آینده جایگاه «11» و «33» را هم تسخیر کنند. اما...جایگاه «8» و «36» برای آنها معنای دیگری دارد. ق. می گوید؛«گاهی وقت ها صدای جایگاه «9» بیشتر از «8» است. ولی ما متعلق به جایگاه «8» هستیم.» آخر شورشی ها را با این دو جایگاه می شناسند.
پس به عشق تیفوسی ها اینجا هم باید صداش بلند تر باشه
با تشکر از بهزاد عزیز