لیست کلوبها :: 83جست و جو 5 مرداد 87 - 23:37 |
در پشت چارچرخه ی فرسوده ای کسی خطی نوشته بود:
من گشتم، نبود؛ تو دیگر نگرد،
این آیه ی ملال
در من هزار مرتبه گشت و گشت،
چشمم برای این همه سر گشتگی گریست.
چون دوست در برابر خود می نشاندمش
در عرصه ی بگو مگو می کشاندمش
در جست و جوی آب حیاتی؟
در بیکران این ظلمات آیا؟
در آرزوی رحم؟عدالت؟
دنبال عشق؟ دوست؟
و آن (شیخ با چراغ همی گشت)...
آیا تو نیز چون او(( انسانت آرزوست))؟
گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان،
ما را تمام لذت هستی به جست و جوست
پویندگی تمامی معنای زندگیست هرگز((نگرد ، نیست)) سزاوار مرد نیست |













