لیست کلوبها :: 5خداحافظ 3 اسفند 86 - 21:27 |
23/2/2008 10 شب به وقت تهران
خسته ام از این دنیا از این آدما هرکسی یه شکلی ای بابا... امشب دیگه همه چیز واسم تموم شد 18 سال ... تموم شد گریه ها خنده ها آشتی کنونا مهمونیا قرارای ساعت 5 تنهاییا دل شکستنا و همه چیزایی که توی 18 سال واسه یه جوون پیش میاد همه تموم شد ... دورانی در سرزمین ژرمن ها سالهایی در ایتالیا و سالهایی هم در ایران هر کسی دورانش پایان داره منم پایانم امشبه
خداحافظ کسایی که تو دلم درخشیدید من دیگه دوستون ندارم ببخشید بهتره علتشو نپرسید چون خودتون فرصتشو ندادید. فکر کنم این نامه آخر باشه اینجوری واسه هممون بهتره این بازیه سرنوشته تا حالا قشنگی پول غرور ثروت ... از الانم .... بازی سرنوشته حالا دیگه خوبیاشو ورداشت بدیاشو جا گذاشت میخام اتمام حجت کنمو خیال همتونو راحت کنم دوران خیلی زیبایی بو د تجربه ی قهرمانی تجربه ی گریه تجربه ی قهر تجربه ی دلتنگی تجربه ی برادر بودن تجربه داشتن دوستای ... عاطفه حامد اشکان آیدا علی علیرضا نیوشا سرور نیلوفر خاطره امو فاطمه نگار محسن جیگر طلا (!) هلیا ماریان شما خاطره ای از ادد لیست 500 نفری هستید این عکسا 3 ساعت قبل از نگارش این نامست یادگاری... مطمئن باشید شبها به یاد شما ها خوابیدم قسمت هر کس ... قسمت ما هم این امشب میخام همه چیزو تمو م کنم غرش اگزوز توی پیست اخم غرور قهقه های بلند بادی گاردای مهربون قهرهای بچه گونه دلبستگیها تنهاییا همه تموم... فینیش!!! دیگه واستون یکی شد بودنو نبودن من ... فرقی نداره واستون عاشق بودن من...
مرا برای سوز و گداز آفریده اند آیدا خانوم یا همون شرور از تبریز!! نمیدونم از این خالی بندی هات به کجا میرسی و کودوم پسرو بدبخت میکنی بابام اینکارس مامانم دکتره ماشینمون اینه... در صورتی که جرات نمیکردی شماره ایرانسل باباتو بهم بدی !! بگذریم ایشالا خدا به راه راست هدایتت کنه اینم لینک کلوبت http://www.cloob.com/name/ayshoko اینم کسی که 10 سال همدمم بود |
لیست توصیفنامه ها13 اسفند 86 - 18:13 | |
thank for ur choice
T amo
come in my siiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiide! |
25 بهمن 86 - 12:36 | |
گدایان ،بهر روزی طفلشان را کور میخواهند
طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند
تمام مرده شوران راضی اند بر مردن مردم
بنازم مطربان را خلق را مسرور می خواهند....
*********************************************************************************************((دلازاری که من دارم ...))
نداند رسم یاری ، بی وفا یاری که من دارم
به آزار دلم کوشد ، دلازاری که من دارم
و گر دل را به صد خواری ، رهانم از گرفتاری
دلازاری دگر جوید ، دل زاری که من دارم
گهی خاری کشم از پا، گهی دستی زنم بر سر
بکوی دلفریبان این بود کاری که من دارم.
*************************** |
24 بهمن 86 - 18:53 | |
مترسك
در میان تند باد
در هجوم مرغكان تیز بال
تن پوشالیش در لرزه گشت
روحش اسیر دست دیگریست
او ز خود دستی ندارد تا كه آنرا مشت سازد
بر دهان هر چه زارع
تا بدانند كه او سوزد ، او سازد
تا كه گندمزاری از مرگ و گذار زار او
روید بر سراسر دشت تن
تا از حیات زار او
در و گوهر نصیب دستهای زارعی گردد
كه او را اسیری نه برای خود
بل برای عایدش كرده
او همان مرد میان تند باد
مترسك خرمن ما و شماست
|














