لیست دوستان :: 53
لیست کلوبها :: 41گروه معماری خورشید 1 اردیبهشت 86 - 20:37 | ||||||
| ||||||
لیست توصیفنامه ها28 فروردین 86 - 08:39 | |
ا شک عاشق مرحم است پس چرا اشکش کم است؟؟؟!؟؟
آسمان ابری است زوزه باد چه وحشتناک است
از چه می ترسد شب؟! زوزه باد ؟؟چرا؟؟!؟
آسمان تیره شده شب چه وحشت زده است
زوزه باد درون خانه هم می پیچد شب به این وسَعت خود می ترسد
من نترسم؟؟!! هرگز؛هرگز
من نمی دانم چرا خواب به چشمانم نمی آید
پس چه باید بکنم شب وحشت زده را یاری کنم؟!؟
خود من ترسیدم پس چه می گویی تو ؟
که بیایم شب ابری شده را یاری کنم
کوچه ها غمناکند بوته ها تشنه نورند و طلوع
شب چرا می ترسد؟ شاید از غرش ابر
من چرا می ترسم؟ یعنی است از ترس شب؟!؟
عابری دیدم که با شب شادیش را نصف می کرد
چتر خود را من به او بخشیدم او به من خندید و رفت
از خودم پرسیدم خنده اش معنی نداشت؟
شاید از روی تمسخر خندید من نمی دانم چرا او خندید
شاید او با من شوخی کرده است اما نه؛خنده اش شوخی نبود
شاید او با این کار خواست چیزی بفهماند به من
شب سلیس است امشب دل آسمان گرفتست امشب
ابر های آسمان وه چه بغضی دارند از چه غمگین هستند؛عقده آنها چه هست؟
بغض آنها ترکید؛بغض آنها با هم سیلی از اشک شد و با نعره؛عاشقان را ترساند
حال می فهمم؛کان لبخند؛ مفهومش چه بود
عابر گمنام با لبخند خود خواست فهماند به من
گریه عاشق کم است کمتر از اشکان ابر آسمان
با خودم گفتم من نیک گفت عابر شبگرد زمان
اشک عاشق مرحم است پس چرا اشکش کم است؟؟... |
23 فروردین 86 - 17:46 | |
Maral khanomi dar lahzeye ashgh lahzeye feragh ro bayad dar nazar gereft
hich kasam toro nazashte bere mage delesh miad??!! |
27 اسفند 85 - 07:55 | |
مرگ ‚ من را
اینك موج سنگین گذرزمان است كه در من می گذرد
اینك موج سنگین زمان است كه چون جوبار آهن در من می گذرد
اینك موج سنگین زمان است كه چو نان دریائی از پولاد و سنگ در من می گذرد
********
در گذر گاه نسیم سرودی دیگرگونه آغاز كرده ام
در گذرگاه باران سرودی دیگرگونه آغاز كرده ام
در گذر گاه سایه سرودی دیگرگونه آغاز كرده ام
********
نیلوفر و باران در تو بود
خنجر و فریادی در من
فواره و رؤیا در تو بود
تالاب و سیاهی در من
در گذرگاهت سرودی دگر گونه آغاز كردم
********
من برگ را سرودی كردم
سر سبز تر ز بیشه
من موج را سرودی كردم
پرنبض تر ز انسان
من عشق را سرودی كردم
پر طبل تر زمرگ
سر سبز تر ز جنگل
من برگ را سرودی كردم
پرتپش تر از دل دریا
من موج را سرودی كردم
پر طبل تر از حیات
من مرگ را
سرودی كردم.
|




















