لیست کلوبها :: 59منصور 12 تیر 87 - 15:04 |
لیست توصیفنامه ها22 بهمن 86 - 20:47 | |
باز هم امروز شاهد حماسه دیگه ای بودیم که ملت ایران، همه به چشم خودشون شاهدش بودن و دشمنان هم مثل همیشه، از اون بیمناک و در صدد انکار!
آفرین بر این شکوه آفرین بر این اقتدار آفرین بر این اتحاد و یکپارچگی و آفرین بر این حضور که تمامی ملتها و دولتهای دنیا رو انگشت بر دهان و متحیر، به این حماسه خیره کرده.
و کور باد چشم کسانی که چشم دیدن چنین عزتو عظمتی رو ندارن! کور باد چشم آی پی های بیگانه و غیر ایرانی که از سر نفاق، یوزر های کاذب برای خودشون می سازن و به دروغ خودشونو ایرانی معرفی می کنن و جنگ تبلیغاتی راه میندازن! کور باد چشم احمقان و سفیهانی که نمیفهمن با تبلیغات تو خالی و دروغهای تابلو، نمی تونن چشم این ملت رو به روی حماسه ها و حضور ملیونی خودشون ببندن! همون کسانی که چشم بسته حضور 10 ها ملیونی ملت ایران رو حضور چند صد نفری اعلام می کنن و با این ادعای تابلو، تنها خودشونو رسوا و خار ذلیل خونندگان این پستها می کنن! چراکه جز این نیست که خود این احمقان و سفیهان، سر به زیر برف برده باشن تا حقیقت رو نبینن! اما اونچه امروز در خیابونهای تمامی شهر های ایران مشاهده شد، حماسه دیگه ای بود که باری دیگر، ملت ایران رو در به رخ کشیدن آزادی و استقلال خودش در برابر تمامی دوربینها و ماهواره های دنیا روسفید کرد.
آری! این اسلام هست که ملت ایران رو اینچنین عزیز و سربلند کرده؛ چراکه:« إنّ العزّة لله جَمیعاً».
|
19 آذر 86 - 13:20 | |
برای مقابله با وساوس شیطانی، ابتدا باید دشمن را مهار كرد و سپس او را به عقب راند و در گامهای نهایی او را به اسارت كشید. در این جهت سیاستهای اصولی در مبارزه با وساوس شیطانی عبارتند از:
1- نگهبانی و مراقبت: شیطان با جان ما سر و كار دارد. از این رو باید از آن حراست كنیم. راه مراقبت عبارتند از:
الف) تقوا پیشگی: قرآن مجید تقوا را لباسی بر اندام جان آدمی می داند كه آن را به خوبی می پوشاند و حفظ می كند: "لباس التّقوی ذلك خیر؛ بهترین جامه تقوا است".(1) امام علی(ع) تقوا را دژی نفوذ ناپذیر می داند كه رخنهای در آن ممكن نیست.(2)
ب) كنترل ورود و خروج: زبان، چشم، گوش، فكر و همه اعضا و جوارح، درهای ورودی به قلب اند. پس باید اینها را كنترل كرد.
ج) محاسبه: بعد از كنترل نوبت به محاسبه می رسد، یعنی برای جبران ضعفها و برنامه ریزی برای آینده ارزیابی لازم است.
2- واكنش مناسب: در برابر هر وسوسهای باید واكنش مناسب صورت گیرد.
پیامبر اكرم(ص) می فرماید: "دشمنان تو از جن، ابلیس و سپاهیان او است. پس اگر نزد تو آمد و گفت: فرزند مُرد، به خود بگو: زندگان برای مردن آفریده شدهاند. اگر آمد و گفت: مال تو از دست رفت، بگو: ستایش خدای را كه می دهد و می گیرد و زكات را از من برد. اگر آمد و گفت: مردم به تو ستم می كنند، ولی تو ستم نمی كنی بگو: روز قیامت آنان كه ستم كردند گرفتارند. اگر آمد و گفت چه قدر نیكی می كنی، بگو: گناهان من بیش از نیكیهای من است. اگر آمد و گفت: چه قدر نماز می گزاری بگو: غفلت من از نمازهایم بیشتر است. اگر آمد و گفت: چه قدر بخشش می كنی، بگو آن قدر كه می گیرم از آن چه می بخشم زیادتر است. اگر گفت: چه قدر به تو ستم می كنند بگو: من بیشتر ستم كردهام. اگر گفت: چه قدر برای خدا كار می كنی، بگو: چه بسیار معصیتها كردهام".(3)
3- استعاذه: در برابر هجوم وسوسههای شیطان، لازم است به پناهگاهی مطمئن پناه ببرید و آن توجه به خدا و یاد او است. قرآن مجید می فرماید: "اگر از شیطان وسوسهای به تو رسد، به خدا پناه ببر كه او شنوای دانا است".(4)
4- مجهز شدن به تجهیزات: در برابر تهاجم وسیع شیطان، باید در میدان كارزار، همواره مسلح باشیم. برخی از تجهیزات در حدیث پیامبر اكرم(ص) مطرح شده است. حضرت می فرماید: "آیا شما را آگاه كنم بر كاری كه اگر انجام دادید، شیطان از شما فاصله می گیرد، به اندازه فاصله مشرق تا مغرب؟ گفتند: آری. فرمود: روزه صورت شیطان را سیاه می كند و صدقه، كمرش را می شكند. دوستی برای خدا و كمك برای عمل صالح، پشت او را قطع می كند و استغفار، بند دلش را می برد".(5)
5- آشنایی با دامهای شیطان: برای رهایی از وساوس شیطانی باید مواظب دامهای او بود. یكی از دامهای خطرناك شیطانی، محبت به دنیا است.
امام علی(ع) می فرماید: "از دنیا حذر كن، زیرا دام شیطان و جایگاه فساد ایمان است".(6)
دام دیگر كه از مهمترین ابزار كار شیطان به شمار می رود، هواپرستی است، زیرا تا پایگاهی درون انسان وجود نداشته باشد، شیطان قدرت بر وسوسه گری ندارد. شیطان خواستههای نفسانی انسان را تأیید می كند. قرآن مجید می فرماید: "تو هرگز بر بندگان من تسلط نخواهی یافت مگر گمراهانی كه از تو پیروی می كنند".(7)
بنده خدا تابع هوا و هوس نیست و خواست خدا را مقدّمی دارد.
یكی دیگر از دامهای شیطان، زنان و غضب است. امام علی(ع) می فرماید: "برای شیطان كمندی بزرگتر از خشم و زنان نیست".(8) منظور از این سخن، زیر سؤال بردن شخصیت زن نیست، بلكه منظور آن است كه از طریق اختلاط با زن و ارتباط نامشروع با وی، و جذابیتی كه جنس مخالف دارد، شیطان مردم را می فریبد، همان گونه كه از طریق مال و زینت دنیا كه ذاتاً بد نیستند، وارد می شود.
برخی از امور دیگر نیز در مخالفت با وسوسههای شیطان مؤثر است:
1- انجام یك سری مستحبات مثلاً همیشه با وضو بودن و زبان را به ذكر مخصوصاً "لا حول و لا قوة الاّ باللَّه العلی العظیم" عادت دادن.
نیز خواندن قرآن در اوقات مختلف.
2- خود را از بیكاری، تنهایی و عوامل وسوسهانگیز دور داشتن.
3- ذهن را همواره به امور شریف متوجه ساختن و عادت دادن.
4- مطالعه و تفكر پیوسته پیرامون خدا و قیامت.
5- به طور منظم مثلاً هفتگی به زیارت اهل قبور رفتن و نسبت به عاقبت خود و احوال پس از مرگ اندیشیدن.
6- شركت كردن در مراسم دینی و فعالیت جدی در مسائل فرهنگی اجتماعی و نماز را با توجه و حال و عاشقانه و با حضور قلب خواندن.
پی نوشتها:
1. اعراف (7) آیه 26.
2. نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 157.
3. سفینة البحار، ج 1، ص 100.
4. اعراف (7) آیه 200.
5. سفینة البحار، ج 2، ص 64.
6. غرر الحكم، ج 1، ص 156.
7. حجر ( ) آیه 42. |
19 آذر 86 - 08:03 | |
در حوالی بساط شیطان
دیروز شیطان را دیدم در حوالی میدان . بساطش را پهن کرده بود ، فریب می فروخت . مردم دورش جمع شده بودند . هیاهو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستند .
توی بساطش همه چیز بود : غرور ، حرص ، دروغ و خیانت ، جاه طلبی و قدرت . هرکس چیزی می خرید و در ازایش چیزی می داد . بعضی ها ایمانشان را می دادند و بعضی آزادگی شان را .
شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم میداد . حالم را بهم می زد ، دلم می خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم .
انگار ذهنم را خواند ، موذیانه خندید و گفت : من کاری با کسی ندارم ، فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا می کنم ، نه قیل و قال می کنم و نه کسی را مجبور می کنم چیزی از من بخرد ، می بینی آدمها خودشان دور من جمع شده اند .
جوایش را ندادم، آن وقت سرش را نزدیکتر آورد و گفت : البته تو با اینها فرق می کنی . تو زیرکی و مومن . زیرکی و ایمان ، آدم را نجات می دهد . اینها ساده اند و گرسنه . به جای هر چیزی فریب می خورند .
از شیطان بدم می آمد ، حرفهایش اما شیرین بود . گذاشتم که حرف بزند . و او هی گفت و گفت و گفت . ساعتها کنار بساطش نشستم . تا اینکه چشمم به جعبه ای عبادت افتاد که لابه لای چیزهای دیگر بود . دور از چشمان شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم . با خودم گفتم ؛ بگذار یک بار هم شده کسی چیزی از شیطان بدزدد . بگذار یک بار هم او فریب بخورد .
به خانه آمدم و در جعبه ی کوچک عبادت را باز کردم . توی آن اما جز غرور چیزی نبود . جعبه ی عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت . فریب خورده بودم .
دستم را روی قلبم گذاشتم ، نبود . فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته ام .
تمام راه را دویدم ، تمام راه را لعنتش کردم ، تمام راه خدا خدا کردم . می خواستم یقه ی نامردش را بگیرم ، عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم .
به میدان رسیدم ، شیطان اما نبود .
آن وقت نشستم و های های گریه کردم ، از ته دل .
اشک هایم که تمام شد ، بلند شدم ، تا بی دلی ام را با خود ببرم ، که صدایی شنیدم ............صدای قلبم را .
پس همان جا بی اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم . به شکرانه ی قلبی که پیدا شده بود |
















