لیست کلوبها :: 5912 28 خرداد 87 - 01:08 |
چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل
گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی
دیدند که گودال چقدر عمیق است* به دو قورباغه دیگر گفتند که دیگر چاره ای
نیست* شما به زودی خواهید مرد. دو قورباغه* این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر* مدام می گفتند که دست از تلاش بردارند* چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد. بالاخره یکی از دو قورباغه* تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد. اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که تلاش بیشتر فایده ای ندارد* او مصمم تر می شد* تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد. وقتی بیرون آمد* بقیه قورباغه ها از او پرسیدند:<< مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟>> معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع* او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند. |
لیست توصیفنامه ها7 تیر 87 - 01:21 | |
لطفا به این آیه قرآن 5 دقیقه فکر کنید........ای کسانی که ایمان آورده اید مبادا هرگز مال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل سازد و البته کسانی که به امور دنیا از یاد خدا غافل شوند آنها به حقیقت زیانکاران عالمند(سوره منافقون آیه 9)....راستی ما کجای کاریم |
4 تیر 87 - 22:06 | |
Analar Günü Qütlüo Olsün
|
31 خرداد 87 - 17:51 | |
پرده بردار ز رخ چهره گشا ناز بس است
عاشق سوخته را دیدن رویت هوس است
دست از دامنت ای دوست نخواهم برداشت
تا من دلشده را یک رمق و یک نفس است
همه خوبان بر زیباییت ای مایه حسن
فی المثل در بر دریای خروشان چو خس است
مرغ پر سوخته را نیست نصیبی ز بهار
عرصه جولانگه زاغ است و نوای مگس است
داد خواهم غم دل را به کجا عرضه کنم
که چو من دادستان است و چو فریاد رس است
این همه غلغل و غوغا که در آفاق بود
سوی دلدار روان و همه بانگ جرس است
|













