لیست توصیفنامه ها20 شهریور 87 - 11:27 | |
I'm tired of being what you want me to be
Feeling so faithless lost under the surface
Don't know what you're expecting of me
Put under the pressure of walking in your shoes
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
Every step that I take is another mistake to you
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
I've become so numb I can't feel you there
Become so tired so much more aware
I'm becoming this all I want to do
Is be more like me and be less like you
Can't you see that you're smothering me
Holding too tightly afraid to lose control
Cause everything that you thought I would be
Has fallen apart right in front of you
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
Every step that I take is another mistake to you
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
And every second I waste is more than I can take
I've become so numb I can't feel you there
Become so tired so much more aware
I'm becoming this all I want to do
Is be more like me and be less like you
And I know
I may end up failing too
But I know
You were just like me with someone disappointed in you
I've become so numb I can't feel you there
Become so tired so much more aware
I'm becoming this all I want to do
Is be more like me and be less like you
I've become so numb I can't feel you there
I'm tired of being what you want me to be
I've become so numb I can't feel you there
I'm tired of being what you want me to be |
19 مرداد 87 - 23:59 | |
اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم و یا از روی خودخواهی فقط خود را قشنگ دیدم اگر از دست من در خلوت خود گریه می كردی اگر بد كردم و هرگز به روی خود نیاوردم اگر تو مهربان بودی و من نامهربان بودم برای دیگران بهار و برای تو خزان بودم اگر تو با تحمل گله از خودخواهی ام كردی اگر زجری كشیدی تو گاهی از زبان من اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من گناهم را ببخش ..... انقدر بی تابم که تاب نوشتن هم ندارم.... |
19 مرداد 87 - 23:56 | |
آموختهام: که عشق مرکب حرکت است، نه مقصد حرکت آموختهام: که این عشق است که زخمها را شفا میدهد، نه زمان آموختهام: که که مهم بودن خوب است، اما خوب بودن از آن مهمتر آموختهام: که تنها اتفاقات کوچک زندگی است که زندگی را تماشایی میکند آموختهام: که پروردگار یکتا همه چیز را در یک روز نیافرید، پس چطور میشود که همه چیز را در یک روز به دست آورد آموختهام: که چشمپوشی از حقایق آنها را تغییر نمیدهد آموختهام: که در جستجوی محبت وخوشبختی زمانی برای تلف کردن وجود ندارد آموختهام: که اگر در ابتدا موفق نشدم، با شیوهای جدید تر دوباره بکوشم آموختهام: که موفقیت یک تعریف دارد؛ آن هم باور داشتن موفقیت است آموختهام: که تنها کسی مرا شاد میکند که میگوید تو مرا شاد کردی آموختهام: که گاهی مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است آموختهام: که هرگز نباید به هدیهیی که از طرف کودکی داده می شود، نه گفت آموختهام: که در آغوش داشتن کودکی به خواب رفته، یکی از آرامش بخشترین حس های دنیا را درون آدمی بیدار میکند آموختهام: که زندگی مثل طاقه پارچه است. هر چه به انتهای آن نزدیک میشود، سریعتر میگذرد آموختهام: که باید شکرگزار باشیم که هر چه از خدا میخواهیم، به ما نمیدهد آموختهام: که وقتی نوزادی انگشت کوچک شما را در مشت کوچکش میگیرد، در واقع شما را به اسارت زندگی میکشد آموختهام: که هر چه زمان کمتری داشته باشیم، کارهای بزرگتری انجام میدهیم آموختهام: که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمکش نیستم، دعا کنم آموختهام: که زندگی جدی است ولی ما نیاز به دوستی داریم که لحظهای با او از جدی بودن دور باشیم آموختهام: که تنها چیزی که یک شخص میخواهد فقط دستی است برای گرفتن دست او وقلبی برای فهمیدنش آموختهام: که لبخند ارزانترین راهی است که میتوان نگاه را وسعت بخشید آموختهام: که باد با چراغ خاموش کاری ندارد آموختهام: که به چیزی که دل ندارد، نباید دل بست آموختهام: که خوشبختی، جستن آن است نه پیدا کردن آن |










