__
لیست دوستان برای دوستان مقدور می باشد.
لیست کلوبها :: 57
  • نام کلوب :جملات توپ
    نام انگلیسی : jomalate_toop
    تاسیس : 2 اردیبهشت 1384
    8560 عضو ، 261 بحث ، 21 آلبوم ، 14 مقاله ، 19 لینک

    جملات توپ

  • نام کلوب :بوشهر
    نام انگلیسی : bushehr
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    1093 عضو ، 50 بحث ، 35 آلبوم ، 51 مقاله ، 32 لینک ، 2 نظرسنجی

    بوشهر

  • نام کلوب :شبكه های بی سیم
    نام انگلیسی : wirelessnetworks
    تاسیس : 28 دی 1383
    807 عضو ، 76 بحث ، 1 مقاله ، 1 لینک

    شبكه های بی سیم

  • نام کلوب :مدارات الکترونیکی
    نام انگلیسی : electronic_circuits
    تاسیس : 31 تیر 1384
    495 عضو ، 38 بحث ، 6 آلبوم ، 7 مقاله ، 8 لینک

    مدارات الکترونیکی

  • نام کلوب :هوش مصنوعی
    نام انگلیسی : aic
    تاسیس : 20 خرداد 1384
    896 عضو ، 110 بحث ، 2 آلبوم ، 13 مقاله ، 6 لینک

    هوش مصنوعی

  • نام کلوب :بروبچ الکترونیک
    نام انگلیسی : electronic_friends
    تاسیس : 6 خرداد 1384
    322 عضو ، 90 بحث ، 11 آلبوم ، 2 مقاله ، 12 لینک

    بروبچ الکترونیک

اطلاعات ارتباط برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
29 شهریور 87 - 10:23
اگر من جای او بودم ، که در همسایه صدها گرسنه، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم، نخستین نعره مستانه را خاموش آندم، بر لب پیمانه می کردم. عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم ، همان یک لحظه اول ، كه اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ، جهان را با همه زیبائی و زشتی به روی یکدگر ویرانه میکردم. عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم ، که میدیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه رنگین ، زمین و آسمان را ، واژگون مستانه می کردم. عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم . برای خاطر تنها یكی مجنون صحرا گرد بی سامان ، هزاران لیلی ناز آفرین را كو به كو ، آواره و دیوانه میكردم . عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم ، که در همسایه صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ، نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ، بر لب پیمانه می کردم. عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم ، نه طاعت میپذیرفتم ، نه گوش از بهر استغفار این بیداد گرها تیز کرده ، پاره پاره از کف زاهد نمایان ، تسبیح صد دانه میکردم. عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم ، بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ، سراپای وجود بی وفا معشوق را ، پروانه میکردم. که می دیدم مشوش عارف و آهی ز برق فتنه این علم عالم سوز دم کش، بجز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری در این دریای پر افسانه می کردم. عجب صبری خدا دارد! اگر من جای او بودم ، به عرش کبریائی ، با همه صبر خدائی ، تا که میدیدم عزیز نا بجائی ناز ، برگی ناروا گردیده خواهی می فروشد. گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه می کردم. عجب صبری خدا دارد! چرا من جای او باشم. همین بهتر که او خود جای خود بنشیند و تاب تماشای تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد. وگرنه من به جای او چه بودم. یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم. عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد!
12 شهریور 87 - 22:43
چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟ دوره ارزانیست... چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان، و دروغ از همه چیز ارزان تر....! آبرو قیمت یک تکه ی نان... و چه تخفیف بزرگی خورده ست، قیمت هر انسان
28 مهر 86 - 02:22
ای بداد من رسیده تو روزای خود شکستن ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید تو شبو از من گرفتی تو منو دادی به خورشید اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی برای من که غریبم تو رفیقی جون پناهی یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت غم من نخور که دوری برای من شده عادت ناجی عاطفه ی من شعرم از تو جون گرفته رگ خشک بودن من از تن تو خون گرفته اگه مدیون تو باشم اگه از تو باشه جونم قدر اون لحظه نداره که منو دادی نشونم اگه مدیون تو باشم اگه از تو باشه جونم قدر اون لحظه نداره که منو دادی نشونم وقتی شب شب سفر بود توی کوچه های وحشت وقتی هر سایه کسی بود واسه بردنم به ظلمت وقتی هر ثانیه ی شب تپش حراس من بود وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود تو با دست مهربونی بتنم مرحم کشیدی برام از روشنی گفتی پرده شبو در یدی یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت غم من نخور که دور ی برای من شده عادت ای طلوع اولین دوست ای رفیق آخر من بسلامت سفرت خوش ای یگانه یاور من مقصدت هرجا که باشه هر جای د نیا که باشی اونور مرز شقایق پشت لحظه ها که باشی خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود تنها دست تو رفیق دست بی ریای من بود یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت غم من نخور که دوری برای من شده عادت
__