لیست دوستان :: 5
لیست کلوبها :: 17خدا 30 دی 86 - 13:13 | |||||||
| |||||||
لیست توصیفنامه ها7 اسفند 86 - 13:18 | |
چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس
و چه اندازه عجیب است، روز ابتدای بودن
و چه اندازه شیرین است امروز
روز میلاد تو
روزی که تو آغاز شدی
Az tarafe ./\*.*/\*.*/\*--nader--**
*********.\/*.*\/*.*\/***********
**********||***||***||***********
**********||***||***||***********
******(----------------------)*******
*****(------tavalodet------)*******
****(--------mobarak--------)******
***(___________________)*** **
*****************************
|
11 دی 86 - 11:03 | |
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه"
پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.
زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم.
پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد!
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است...!
|
10 دی 86 - 01:15 | |
and what have I learned from all these pains? |


















