عباس  , majidbagheri_ca

عباس

عباس  , majidbagheri_ca

عباس

مطالب
cloobid
majidbagheri_ca
، 4 سال و 3 ماه و 25 روز
مرد 35 ساله متاهل
فوق ديپلم ، کارمند


تبلیغات

اطلاعات پروفایل

کلوب آی دی

cloobid
majidbagheri_ca
، 4 سال و 3 ماه و 25 روز

نام

عباس ، abas

شغل

کارمند

درباره من


با یه شکلات شروع شد،
من یه شکلات گذاشتم تو دستش اونم یه شکلات گذاشت تو دست من،
من بچه بودم اونم بچه بود
سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد،
دید که منو می شناسه
خندیدم، گفت دوستیم؟ گفتم دوستِ دوست
گفت تا کجا؟ گفتم دوستی که تا نداره،
گفت تا مرگ؟ خندیدم و گفتم من که گفتم تا نداره،
گفت باشه تا پس از مرگ گفتم نه نه نه نه تا نداره
گفت قبول تا اونجا که همه دوباره زنده می شن یعنی زندگی پس از مرگ
بازم با هم دوستیم تا بهشت تا جهنم تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم؟
خندیدم و گفتم تو براش تا هر جا که دلت می خواد یه تا بزار
اصلا یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا اما من اصلا براش تا نمی زارم.
نگام کرد نگاهش کردم باور نمی کرد
می دونستم اون می خواست حتما دوستیه ما تا داشته باشه
دوستیه بدون تا رو نمی فهمید

گفت بیا برای دوستیمون یه نشانه بذاریم
گفتم باشه، تو بذار گفت شکلات ...
هر بار که همدیگرو می بینیم یه شکلات ماله تو یکی مال من ،باشه؟ گفتم باشه
هر بار یه شکلات می ذاشتم تو دستش اونم یه شکلات تو دست من
، باز همدیگرو نگاه می کردیم یعنی که دوستیم دوستِ دوست.
من تندی شکلاتمو باز می کردم می ذاشتم تو دهنمو تند و تند میمکیدم
میگفت شکمو تو دوست شکموی منی
بعد شکلاتشو می ذاشت توی یه صندوقچه کوچولوی قشنگ.
میگفتم بخورش !میگفت تموم می شه می خوام تموم نشه برای همیشه بمونه، صندوقش پر شده بود از شکلات !
هیچ کدومشو نمی خورد !من همشو می خوردم
گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن یا کرما اونوقت چی کار می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفت مواظبشون هستم ،می گفت می خوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم،
اما من شکلاتامو می ذاشتم تو دهنمو می گفتم نه نه نه
تا نداره دوستی که تا نداره.

یکسال، دوسال، چهارسال، هفت سال، ده سال، بیست ساله که شده،
اون بزرگ شده منم بزرگ شدم
من همه شکلاتامو خوردم اون همه شکلاتاشو نگهداشته
اون اومده امشب تا خداحافظی کنه
می خواد بره ، بره اون دور دورا می گه میرم اما زود بر می گردم
من که می دونم میره و بر نمی گرده
یادش رفت شکلات به من بده من که یادم نرفته
یه شکلات گذاشتم کف دستش
گفتم این برای خوردن
یه شکلاتم گذاشتم تو کف اون دستش این آخرین شکلات برای صندوق کوچکیت
یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتش
هردوتارو خورد ،خندیدم
می دونستم دوستیه اون تا داره مثل همیشه،
خوب شد همه شکلاتشمو خوردم
اما اون هیچ کدومشو نخورده
حالا با یه صندوقچه پر از شکلاتای نخورده چی کار می کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وضعیت

مرد متاهل

محل سکونت

Iran ، تهران

تحصيلات

فوق ديپلم

دین

اسلام

تاریخ عضویت

8 آذر 1391 ساعت 12:44