لیست توصیفنامه ها29 خرداد 87 - 11:28 | |
ازدواج بعد از چهل سالگی
تو میگویی «دیگر پیر شدم، چهل سالم است، تنها، مهجور، بییار و همسر و غمخوار، ای کاش کسی مرا به بازی میگرفت و بقیهی عمر خوشدل میشدم، کاش جرأت داشتم که در این موقع جفتی برگزینم، امّا چه گونه همسری با من زندگی خواهد کرد؟ آیا باید زنی با شوهری به سال خود انتخاب کنم یا جوانتر از خود؟ آیا حال که دیر شده است و بخت من در موقع خود خفته، میتوانم هم اکنون آن را بیدار کنم؟ و عشق خاموش را از تو در دل برافروزم؟ آیا اگر هوس را برانگیختم و بعد از سالها تنهایی، یاری یافتم، چه گونه در دامنش آویزم؟»
جواب این سئوالات را دکتر استر دیریورن، مشاور جامعهی بهداشتی و امور مربوط به زناشویی امریکا، به شما خواهد داد. پزشک مزبور مشکلات عشق و زناشویی هزارها زن و مرد را از سال 1926 حل کرده است. شاید اندرزهای او کمک بزرگی به شما باشد.
اول از همه باید گفت که به عقیدهی پزشک مزبور، غالب ازدواجهای سعید، ازدواج مردان و زنانی است که به نیمهی عمر رسیدهاند، یعنی آنگاه که مرد و زن عواطف و احساسات تند سنین پر خطر جوانی را طی کردهاند. اما پیری و جوانی، فقط مولود تصّور و خیال ما است. اگر شما اصلا کاری به کار سن خود نداشته باشید و دراطراف آن فکر نکنید و به خود تلقین نمایید، در چهل سالگی حتی میتوانید جوانی یک مرد یا زن 25 ساله را حفظ کرده باشید. البته در چهل سالگی ، انسان زودتر خسته میشود. میل و هوسش آرامتر است. ولی از لحاظ طبی، احساسات و عواطف فرق بیسار ناچیزی بین یک مرد 25 ساله و چهل ساله موجود است، هرچند گذشت ایام، چهرهی آدمی را پرچین کرده باشد. بنابراین باید در نظر گرفت که سن زیاد و عشق، منافی یکدیگر نیست. احساسات و تمنیات شما در چهل سالگی میتواند به همان حّد زنده و پر هیجان باشد که در 25 سالگی ، و حتی بر حسب قوانین طبی ، در زنان، ا ین عواطف و احساسات در چهل سالگی شدیدتر است تا در سن 25 سالگی.
دکتر کنززی مینویسد زنان بین سنین 35 و 42 به نهایت اعتلای قوای جنسی و احساساتی خود میرسند و مردها بین 16 و 21 در نهایت درجهی قوّت جنسی هستند. اما انحطاط قوای جنسی آنها به حدی نیست که در چهل سالگی تارک دنیا شده باشند، بلکه در این سن، مخصوصا تمنیّات و هوسهای جوانی در آنها شدید است.
به هر روی، در چهل سالگی، شما تصور میکنید که شانس ازدواجتان کم است، مخصوصا اگر زن باشید. زن 32 ساله، در بین هر 13 نفر ، یک شانس ازدواج دارد. در کشور آمریکا، در برابر هر 99 مرد، 100 زن قرار دارد. اما از تمام این 99 مرد، همه ازدواج نمیکنند و از هر 100 زن، 61 زن بیشتر شانس زناشویی ندارد. بنابراین در حدود 13 میلیون زنی که میتواند خانواده تشکیل دهد بی شوهر میماند و ناگزیر تنها است و مجبور است از آزادی زنان دم بزند و مقالهی علمی بنویسد. اما زنان باید پیش خود این حساب را بکنند که در عین حال 14 میلیون و 375 هزار نفر مرد مجّرد از سن 25 تا 65 در امریکا وجود دارد. ثلث این عدهی در عرض ده سال ازدواج میکنند. زنان چهل ساله میتوانند از بین این عده، شوی خود را برگزینند. اما بین مردان 45 ساله تا 35 ساله، که ازدواج نکردهاند باید دید دلیل آنها چیست؟ اگر علت بدنی و مادی نداشته باشد، بیشتر دلیل آنها این است که آن را که خواستهاند، نیافته اند. اگر تا سی سالگی ازدواج نکردهاند، بیشک زن هم سال و یا کوچکتر از خود انتخاب نخواهند کرد. غالب مردان سی و حتی 45 ساله، از زنان و دختران بزرگتر از خود خوششان میآید. آمار نشان میدهد که زنان چهل ساله بیش از دختران خیلی جوان شانس ازدواج با مردان سی و سی و پنج ساله را دارند. زیرا مردان جوان آن چه از زن میخواهند، نه فقط این است که عشق و همسری و محبّت به آنها ببخشد، بلکه میل دارند زن مثل یک مادر از آنها پرستاری و نسبت بدانها دلسوزی کند.
دکتر دیریوزن عقیده دارد که زنان چهل ساله اگر چنین مردی را به دام عشق خود اسیر یافتند؛ بیدرنگ با او ازدواج نمایند، زیرا زنان در این سّن به خوبی میتوانند آرزوها و تمنیات چنان مردانی را برآورند. عجب این جا است که بعضی از مردها آرزو دارند زنان آنها، مثل مادر، نسبت بدانها دلسوزی و محبت داشته باشند. مخصوصا مردانی که در کودکی مادری مهربان داشتهاند، اینگونه مردان همیشه زنی را میخواهند که مثل مادر از آنها نگاهداری کند. و چرا زنان از این امر استفاده ننمایند؟ ولی به شرطی که زنان مزبور واقعا لیاقت پرستاری و دلسوزی را داشته باشند و به اصطلاح نازک نارنجی و تیپ ضعیفه نباشند. اما اگر شما زنی باشید که شوهر قویالاراده و با شخصیت بپسندید، شانس ازدواج، در بین مردان همسال خود، خیلی کم خواهید داشت، زیرا معمولا مردان قویالاراده، زنان و دختران خیلی جوان را ترجیح میدهند و بهتر است که شما به همان مردانی که به زن، مثل مادر و معشوق و زن مینگرند، رو آورید و مطمئن باشید که از نظر جنسی، از نظر راحتی و خوشی ، بهترین رفیق و یار شما است و چه بهتر اگر آنها یکبار هم ازدواج کرده باشند، زیرا مردانی که تا چهل سال ازدواج نکردهاند، معمولا بهانهگیر و غیر عادی از آب در میآیند و عادات عجیب و غریب دارند.
ولی مردان چهل ساله معمولا میتوانند بین زنان 20 تا 35 ساله، زنی محبوب برگزینند، زیرا دختران مزبور معمولا به مردی که نقش پدر و شوهر و عاشق را در زندگی آنها بازی کند، دل میبندند. آنها میل دارند به مردی تکیه کنند و یاوری در زندگی داشته باشند. برای مرد چهل ساله، ازدواج هرگز دیر نیست، ولی اگر نتوانستنید زنی شایسته به دست آورید، صورتی تهیه کنید و صفات زنی را که میخواهید برگزینید، در آن یادداشت نمایید. هر کس صفات مورد نظر شما را واجدتر بود، بیدرنگ او را انتخاب کنید. چه قدر عمرهای گرانبها که در انتظار یک محبوب ایدهآلی تلف شده است! مردها اگر بگویند زن گیر نمیآید،دروغ میگویند. زن خوب فراوان است، اما شوهر خوب خیلی کم است و زنان مجبورند به لطایفالحیل، مردی را به دام آورند. اما اگر زنی یا شوهری خاص، دل از شما نربوده است، به همراهی یکی از دوستان، در مجامع و میهمانیهای شایسته، با سرو وضعی مطبوع حضور یابید و ضمنا به یاد داشته باشید که یک گروهان زن زیباتر از خود یا یک فوج جوان برازنده با خود نبرید، زیرا در آن صورت شکست شما قطعی است.
سیمین دانشور
|
2 اردیبهشت 87 - 10:00 | |
مرگ همکار
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
«دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنیم.»
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آنها در اداره مىشده که بوده است.
این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مىشد هیجان هم بالا مىرفت. همه پیش خود فکر مىکردند: «این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد.
آینهاى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مىکرد، تصویر خود را مىدید. نوشتهاى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
«تنها یک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مىتوانید زندگىتان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید بر روى شادىها، تصورات و موفقیتهایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید به خودتان کمک کنید.
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدینتان، شریک زندگىتان یا محل کارتان تغییر مىکند، دستخوش تغییر نمىشود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مىکند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مىباشید.
مهمترین رابطهاى که در زندگى مىتوانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکنها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیتهاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مىگرداند. تفاوتها در روش نگاه کردن به زندگى است.»
|
1 اردیبهشت 87 - 08:47 | |
.:: شناختن دختر های خوب ::.
دختر های خووووووووووووووووووووب چه دخترانی هستن؟بخونید تا بفهمید:
یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه
یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه
یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه (نکته مهم المپیاد)
یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه
یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه
یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه
یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه
یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره
یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه
یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه
یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو انقدر تو خرج نمی ندازه
یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی
یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش نه نه من غریبم بازی درآره
یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی توالت نمی مونه (نکته مهمتر از کنکور)
یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه
یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه
یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه
یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه
یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره
یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه
یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده
یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= مانی)
یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره
یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه
یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟
یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره جت اسکی اسکیت و امثال اون در مقابل پسرها خودداری می کنه
یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه
یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه جنبه هم داشته باشه
یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو!
یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و نخ سوزن محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه (جوابیه)
یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه نخ سوزن پیکان 47 و امثال آن
یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کند چی نمی کند
یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه
خلاصه بگم یه دختر خوب باید خوب باشه نه اینکه ادای خوبا رو دربیاره
به طور کلی دختر خلاصه می شود در: غیبت بی نظیر - خود نمایی کلان - دورنمای جالب و کلوزآپ استفراغ
از طرف اتحادیه " همینی که هست" و " حقیقت تلخ است" امضاء |





