__
لیست دوستان :: 349
لیست کلوبها :: 125
  • نام کلوب :آخرین ثانیه
    نام انگلیسی : akharinsaniyeh
    تاسیس : 30 تیر 1385
    83 عضو ، 11 بحث ، 8 آلبوم

    آخرین ثانیه

  • نام کلوب :خوانندگان ایرانی
    نام انگلیسی : iranian_singers
    تاسیس : 6 مرداد 1385
    105 عضو ، 16 بحث ، 19 آلبوم ، 9 لینک

    خوانندگان ایرانی

  • نام کلوب :گفتگو و بحث آزاد دخترا
    نام انگلیسی : bahsedokhtarpesara
    تاسیس : 29 مهر 1384
    396 عضو ، 25 بحث ، 1 لینک

    گفتگو و بحث آزاد دختران و پسران

  • نام کلوب :دختر و پسرای ایرونی
    نام انگلیسی : 7438
    تاسیس : 31 اردیبهشت 1384
    3003 عضو ، 90 بحث ، 3 مقاله ، 6 لینک

    دختر و پسرای ایرونی

  • نام کلوب :مثبت اندیشی
    نام انگلیسی : thinkpositive
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    6365 عضو ، 760 بحث ، 17 آلبوم ، 42 مقاله ، 8 لینک ، 3 نظرسنجی

    مثبت اندیشی

  • نام کلوب :مهدی اخوان ثالث
    نام انگلیسی : m_ahavan
    تاسیس : 9 دی 1383
    4525 عضو ، 244 بحث ، 7 آلبوم ، 1 مقاله ، 2 لینک

    مهدی اخوان ثالث

بچه ها من به این نتیجه رسیدم که معتادم
10 فروردین 86 - 19:46

اگر علائم زیر در شما اشکار شد حتم بدانید شما هم معتاد شده اید :


1.وقتی کامپیوتر را خا موش می کنید احساس پوچی می کنید درست مثل اینکه عزیزی را از دست دادید!!


2.ساعت 4 صبح وقتی از خواب بیدار می شوید تا کمی اب بنوشید اولE-mailهایتان را چک می کنید.


3.تصمیم می گیرید یکی دوسالی بیشتر در دانشگاه باشید فقط به خا طر دسترسی رایگان به اینترنت.


4.تکالیف درسی تان را به فرمتhtml تبدیل می کنید و برای استاد تان می فرستید


5.همه ی دوستانتان یک @ در اسمشان دارند.


6.تنها ارتباطتان با اهل خانه از طریقE-mail است.


7.بر روی کنترل تلویزیون Double click می کنید.


8.خوابهایتان را با فرمت html می بینید


شما هم معتادین؟؟؟ 

  • ارسال نظر (53)
لیست توصیفنامه ها
16 شهریور 87 - 02:58
یه دختر با ظاهری ساده و نه مذهبی در حال عبور كردن از خیابان بود پسری از پیاده رو داد زد سیبیییلو چطوری؟ دختر كاملا خونسرد تبسمی كرد و جواب داد وقتی تو زیر ابرو بر می داری منم باید سیبیل بزارم تا این جامعه یه مرد هم داشته باشه پسر سرخ شد و چیزی نگفت ( ghabele tavajohe pesarai ke zir abro bar midaran)
28 مرداد 87 - 01:38
بیا که دوست دارمت !!بگذار که آسمان، آنگونه که هست در جذبه دو چشم تو، خود را بگسترد. بگذار تا ماه، حتی به زیر ابر، در این سیاه شب، آرامشی به قلب سپید تو آورد...شاید کمی که گذشت، شاید تبسم در چشم روزگار، شاید که مشق صبر، تکلیف روزگار، نچندان به کام ماست...بگذار زیر و بم این زمین سخت، با پای خسته تو، گفت و گو کند.شاید قبول جهان، آنچنان که هست، آغاز زندگی است. آنجا که واژه ها به هیاهو نشسته اند.شاید که شاخه گلی از سکوت ناب، آواز زندگی است.بگذار اگر فاصله ای هست بین ما، تا روز ماندگاری دیوار سرد، یک پنجره برای دیدن هم هدیه آوریم. بگذار تا پیکر بت دار روزگار، در برکه گذشت پاشویه ای کند.آنجا که ناتوان کلام خسته، به فریاد می رسد.دیگر سکوت، نقطه پایان گفتگوست.گاهی تحمل خاری درون دست شیرین تر از لطافت گلهای زندگیست.بگذار تا به دشت جدایی در این زمان، بارانی از طراوت و بخشش، سفر کند.بذری به دشت مهربانی هدیه آوریم و آنگه بغل بغل تبسم تازه درو کنیم.چشمان پرسش خود را، تو بسته دار. لبخند مهربان تو در چشم شرمناک، یعنی بیا.« بیا دوباره دوست دارمت »شاید که یک سلام، آغاز گفتگوست. شاید برای رسیدن به شهر عشق اولین قدم از خود گذشتن است
12 مرداد 87 - 12:07
یه روز بهم گفت :میخوام با هات دوست بشم . آخه من اینجا خیلی تنهام.... بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام..... یه روز دیگه بهم گفت: میخوام تا ابد باهات بمونم آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام.. بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام..... یه روز دیگه بهم گفت: میخوام برم یه جای دور٬جایی که هیچ مزاحمی نباشه. وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا.آخه میدونی من اونجا خیلی تنهام... بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام..... یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم آخه میدونی من اینجاخیلی تنهام... براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام..... یه روز تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام... براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام..... حالا اون دیگه تنها نیست و از این بابت خوشحالم.چیزی که بیشتر از این خوشحالم میکنه اینه که هنوز نمیدونه من تنهای تنهام.....
__