__
لیست دوستان :: 52
لیست کلوبها :: 38
  • نام کلوب :خدا تنها یار من
    نام انگلیسی : godonly_friend
    تاسیس : 27 دی 1383
    13997 عضو ، 1874 بحث ، 7 آلبوم ، 44 مقاله ، 5 لینک ، 2 نظرسنجی

    خدا تنها یار من

  • نام کلوب :قلب‌ها
    نام انگلیسی : ghalbha
    تاسیس : 24 اسفند 1383
    902 عضو ، 78 بحث ، 9 آلبوم ، 8 مقاله ، 4 لینک

    قلب‌ها

  • نام کلوب :شعر های عاشقانه
    نام انگلیسی : asheg
    تاسیس : 30 دی 1383
    8825 عضو ، 13 بحث ، 8 آلبوم ، 80 مقاله ، 16 لینک ، 1 نظرسنجی

    شعر های عاشقانه

  • نام کلوب :پلنگ صورتی
    نام انگلیسی : palang_soorati
    تاسیس : 30 دی 1383
    1619 عضو ، 75 بحث ، 13 آلبوم ، 16 مقاله

    پلنگ صورتی

  • نام کلوب :توبه!!!
    نام انگلیسی : tobe
    تاسیس : 23 اردیبهشت 1384
    657 عضو ، 98 بحث ، 3 آلبوم ، 3 مقاله ، 3 لینک

    توبه!!!

  • نام کلوب :بیجار
    نام انگلیسی : bijar
    تاسیس : 10 تیر 1384
    121 عضو ، 82 بحث ، 2 آلبوم ، 12 مقاله ، 5 لینک ، 1 نظرسنجی

    بیجار

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
14 شهریور 87 - 22:26
من تو را به کسی هدیه می دهم که از من عاشق تر باشد و از من برای تو مهربان تر. من تو را به کسی هدیه می دهم که صدای تو را از دور، در خشم، در مهربانی، در دلتنگی، در خستگی، در هزار همهمه ی دنیا، یکه و تنها بشناسد. من تو را به کسی هدیه می دهم که راز معصومیت گل مریم و تمام سخاوت های عاشقانه این دل معصوم دریایی را بداند؛ و ترنم دلپذیر هر آهنگ، هر نجوای کوچک، برایش یک خاطره باشد. او باید از نگاه سبز تو تشخیص بدهد که امروز هوای دلت آفتابی است؛ یا آن دلی که من برایش می میرم، سرد و بارانی است. ای.... ،ای بهانه ی زنده بودنم؛ من تو را به کسی هدیه می دهم که قلبش بعد از هزار بار دیدن تو، باز هم به دیوانگی و بی پروایی اولین نگاه من بتپد. همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم... تو را با دنیایی حسرت به او خواهم بخشید؛ ولی آیا او از من عاشق تر و از من برای تو مهربان تر است؟آیا او بیشتر از من برای تو گریسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز ولی، تو در عین ناباوری، او را برگزیدی... می دانم... من دیر رسیدم...خیلی دیر...خیلی... یك بار دیگر بگذار بی ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برایت تنگ می شود. روزهایی که تو را نمی بینم، به آرزوهای خفته ام می اندیشم، به فاصله بین من و تو،... هر روز به خود می گویم کاش شیشه عمر غرورم را شکسته بودم کاش به تو می گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد...
20 آذر 85 - 18:50
صدای شر شر باران مرا به یاد روز هایی انداخت كه در انتطار شنیدن صدای آرامت چشم به پنجره ای میدوختم كه تو با دستان سخاوتمندت بروی شیشه ی بخار گرفته اش ، پیوند عشقمان را حك كردی.. همان پنجره ای كه پشت آن ، تو دست به كمرم زدی و گفتی:عشق من و تو پایانی ندارد... و من باور كردم و هیچوقت حتی به پایانش نانیشیدم.. تا به امروز.... امروز می خندم و می گریم...می خندم به آن همه خیال ها و می گریم از دست تویی كه مرا شكستی... و نفهمیدی که چه شكست ...من هنوز با بوی خاك باران خورده به یاد تویی می افتادم كه بعد از هر باران دستم را می گرفتی و به سبزه زار می بردی و می گفتی:اسمان سقف خانمان, سبزه زار فرش زمین و همه ی پرندگان فرمانبردار تو .. امر كن ما عمل خواهیم كرد.. و همان موقع مرا در آغوش می گرفتی و گل بوسه های عشق را بر سر و رویم می نشاندی... هنوز یادم نرفته كه می گفتی هیچ كس جز تو لیاقت این همه آسمان را ندارد... حتی گفتی دل من دریا و تو تنها پری دریایی دل من ... اما همان مرداب دلت بود كه مرا غرق كرد.. و به قعر نا امیدی ها فرو برد...
12 آبان 85 - 06:17
ax e khodete sheytoon ya axe ammey e man ?
__