__
لیست دوستان :: 25
لیست کلوبها :: 117
  • نام کلوب :دبیرستان فروغ دانش
    نام انگلیسی : forooghedanesh
    تاسیس : 25 خرداد 1385
    9 عضو ، 14 بحث ،

    دبیرستان فروغ دانش

  • نام کلوب :شادی برای دختران جرم ا
    نام انگلیسی : shadibarayezananjormhast
    تاسیس : 30 اردیبهشت 1384
    300 عضو ، 22 بحث ، 4 آلبوم ، 5 مقاله ، 6 لینک

    شادی برای دختران جرم است!

  • نام کلوب :فرهاد
    نام انگلیسی : ostadfarhadmehrad
    تاسیس : 27 دی 1383
    3524 عضو ، 124 بحث ، 12 آلبوم ، 2 مقاله ، 5 لینک ، 1 نظرسنجی

    فرهاد

  • نام کلوب :كیهان كلهر
    نام انگلیسی : kyhanekalhor
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    361 عضو ، 333 بحث ، 26 آلبوم ، 284 مقاله ، 208 لینک

    كیهان كلهر

  • نام کلوب :فقر
    نام انگلیسی : faghr
    تاسیس : 9 اردیبهشت 1384
    1743 عضو ، 300 بحث ، 16 آلبوم ، 13 مقاله ، 5 لینک ، 1 نظرسنجی

    فقر

  • نام کلوب :مبارزه با خشونت علیه ز
    نام انگلیسی : violence
    تاسیس : 25 دی 1383
    2695 عضو ، 623 بحث ، 17 آلبوم ، 21 مقاله ، 7 لینک ، 2 نظرسنجی

    مبارزه با خشونت علیه زنان

اطلاعات ارتباط برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
25 تیر 87 - 19:48
خیالات را از روی موهایت بتکان زیبایم . عزیز من برگزین روزت را نشانه اش را الوهیت روز نخستین چیزی است که می بینی ساحل بزرگ و درخشان در زیر نور ماه خنک جواهر نشان زوج عریان به سمت ساکت آن دوان اند و ما مانند کودکان آرام و دیوانه می خندیم که آراسته در اذهان پشمی و پنبه ای طفولیت لمیده اند صدا و موسیقی احاطه مان کرده اند دوباره زمانش فرا رسیده است برگزین ،آنها زمزمه می کنند در زیر نور ماه کنار دریاچه ای قدیمی دوباره به جنگل دل انگیز پا بگذار وارد رویای داغ شو با ما بیا همه چیز گسسته و رقصان است عزیزم تولدت مبارک
21 بهمن 86 - 21:43
عرق سرد بر پیشانیم احساس می کنم آیا این وجود من است یا سایه هایی رقصان بردیواراند آیا این یک رویاست یا هم اکنون است چیست بر پیشانیم تصویری از ماورا یا دیداری معمول از این دنیا این تواناییها که هر روز سترگ و سترگ تر می شود و در شگفتم که چرا ودر شگفتم که چگونه احساس می کنم یک توانایی است یک آتش درونی را لیک بیمناکم که فردا روزی نتوانم بر آن مسلط شوم تنها با نگاهی در دیدگانت می توانستم آینده را با رخنه در ذهنت دریابم در می یافت حقیقت را و می دیدی دروغهایت را لیک با تمام این قدرتش توانا نبود به پیش بینی مرگ خود را زمانی برای زندگی و زمانی برای مردن آن هنگام که می شتابیم میعادمان را با پروردگار زمانی برای زندگی وآیا غریب نیست داشتنش آنگاه که بدانی که چشم می گشایی به سوی مرگ روانه ای ... ...........تا تولدی دیگر یابی
30 مهر 86 - 21:40
به هر کجا رویم هر انچه انجام دهیم سایه ات فرا تر از قدم ها همه را محافظ است و ناظر ....... در پی تمام غرایظ اولیه مان هستیم نا اگاه از از زمانیم که شاید چاره ساز باشد مقدس است ان موهبتس که دارند بی انکه بدانند و ارامش . دانستن ان زمان که در امان است از تخریب زمان شاید می توانستیم گامی به عقب برداریم و دریابیم که چیست انچه وادارمان می کند به توحش و تخاصم زمان اندک است و فاصله نا معلوم زندگی برای انها گویی هر روز از نو اغاز می شود مشاهده اشباح بر دیوار انها برایت از چه می گویند پس ببین که .......................
__