زنبور عسل  , mahmoodlu

زنبور عسل

 یادمان باشد پیمانی راكه در طوفان با خدا میبندیم در آرامش فراموش نكنیم.
زنبور عسل  , mahmoodlu

زنبور عسل

مطالب
cloobid
mahmoodlu
، 8 سال و 4 ماه و 18 روز
مرد 36 ساله متاهل
فوق ليسانس ، کارمند و زنبوردار


تبلیغات

زنبور عسل  , mahmoodlu
روزی بهلول بر هارون الرشید وارد شد...
خلیفه گفت:مرا پندی ده...
بهلول گفت:اگر در بیابانی بی آب و علف تشنگی بر تو غلبه نماید،چندان که مشرف به موت گردی،در مقابل جرعه ای آب که عطش تو را فرونشاند چه میدهی؟؟
گفت:هزار سکه طلا!!!
بهلول پرسید:اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد چه؟
گفت:نصف پادشاهی ام را...!!
بهول باز پرسید:حال اگر به حبس البول مبتلا گردی و رفع آن نتووانی،چه میدهی که آنرا علاج کنند؟
گفت:نصف دیگر سلطنتم را!!!!
سرانجام بهلول گفت:پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و به بولی وابسته است،تو را مغرور نسازد که با خلق خدا تا این حد به بدی رفتار کنی!!!
ادامه
99
445
184
26
مونا مونا , avina62
چهارشنبه 31 خرداد ، 21:49
واقعا ....
ادامه
نیلوفر آبی , nilofar__abi
چهارشنبه 31 خرداد ، 18:57
سپاس از حضور تمامی دوستان و عزیزان
ادامه
یا صاحب الزمان   , montazerebad
سه شنبه 30 خرداد ، 12:44
عالی بود
ادامه
زنبور عسل  , mahmoodlu
قسمتی از آیه 152 سوره بقره

فاذْکُرُونی‏ أَذْکُرْکُمْ
پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم ..
ادامه
39
4
17
زنبور عسل  , mahmoodlu
یکی از بزرگان عرب، برای مهمانی نزد امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ رفت. هنگام غذا که سفره را پهن کردند، مرد عرب شدیداً ناراحت شد و گفت: من چیزی نمی خورم. امام حسن ـ علیه السلام ـ فرمود: چرا غذا نمی خوری؟
آن مرد گفت: ساعتی قبل به فقیری برخورد کردم. اکنون که چشمم به غذا افتاد، به یاد آن فقیر افتادم و دلم سوخت. من نمی توانم چیزی بخورم، مگر اینکه شما دستور دهید مقداری از این غذا را برای آن فقیر ببرند.

امام حسن ـ علیه السلام ـ فرمود: آن فقیر کیست؟ مرد عرض کرد: ساعتی قبل که برای نماز به مسجد رفته بودم، مرد فقیری را دیدم که نماز می خواند. بعد از فراغت از نماز دستمالش را باز کرد تا افطار کند. شام او نان جو و آب بود. وقتی آن فقیر مرا دید، از من دعوت کرد که با او هم غذا شوم؛ ولی من که عادت به خوردن چنان غذای فقیرانه ای نداشتم، دعوت وی را رد کردم. حال اگر ممکن است، مقداری شام برای وی بفرستید.

امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ با شنیدن این سخنان به گریه افتاد و فرمود: «او پدرم امیرمؤمنان و خلیفة مسلمانان، علی ـ علیه السلام ـ است. او با اینکه بر سرزمینی بزرگ حکومت می کند، اما مانند فقیر ترین مردم زندگی می کند و همیشه غذای ساده می خورد.»(آدابی از قرآن، ص 282.)
ادامه
18
4
14
زنبور عسل  , mahmoodlu
رضوی تاک 1 ماه پیش
37
5
21