لیست دوستان :: 24
لیست کلوبها :: 21
لیست توصیفنامه ها26 تیر 87 - 02:51 | |
غروبیست غریب!
میپایم،
تا تو بر آیی،
تا تو ببالی،
تا تو بمانی،
در غروبهای غریب،تنها می شود گریست.
من در آوازهای خویش میگریم
و آواز و اشک را بدرقهیِ راهِ تو میکنم.
شاید قاصدکِ محزونِ آوازم،
در سپیدهدمِ صبحی دور،
بر شانههای خستهیِ تو بنشیند.
|
13 تیر 87 - 20:36 | |
ناز ِ من .. خواهریییییییییییی؟ سلام
اگه پیامتو تایید نمیکردم از عذاب وجدان میمردم و اگه تایید میکردم(که کردم) یعنی از خودم تعریف...!
عزیزترینم!
مهربانم!
چشمای قشنگت من و خوب میبینه این احساس ِ سبزی که ازش حرف میزنی و منم متقابلا دارم
دوسِت دارم به زبون ِ خودم بخون...این دوست داشتن برام مهمه.
امشب شب لیله الرغایب هست تو دعاهات منم فراموش نکن
خیلی نزدیکی.... |
3 بهمن 86 - 21:14 | |
روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کزد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی؟! |






















