__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 106
  • نام کلوب :نجوم
    نام انگلیسی : astronomyo
    تاسیس : 30 دی 1383
    1929 عضو ، 350 بحث ، 8 آلبوم ، 22 مقاله ، 9 لینک

    نجوم

  • نام کلوب :اختر فیزیک
    نام انگلیسی : astrophysics
    تاسیس : 29 مهر 1384
    324 عضو ، 42 بحث ، 5 آلبوم ، 4 مقاله ، 8 لینک

    اختر فیزیک

  • نام کلوب : انجمن نجوم آماتوری ای
    نام انگلیسی : amatour
    تاسیس : 1 اردیبهشت 1385
    302 عضو ، 72 بحث ، 12 آلبوم ، 5 مقاله ، 3 لینک

    انجمن نجوم آماتوری ایران

  • نام کلوب :گروه‌های نجومی در ا
    نام انگلیسی : andromeda
    تاسیس : 24 فروردین 1385
    118 عضو ، 61 بحث ، 10 آلبوم ، 14 مقاله ، 15 لینک

    گروه‌های نجومی در ایران

  • نام کلوب :عکاسی از آسمان
    نام انگلیسی : astrophotography
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    74 عضو ، 22 بحث ، 4 آلبوم ، 5 لینک

    عکاسی از آسمان

  • نام کلوب :بشقاب پرنده
    نام انگلیسی : ufo
    تاسیس : 25 دی 1383
    391 عضو ، 53 بحث ، 7 آلبوم ، 4 مقاله ، 3 لینک

    بشقاب پرنده

به یاد شانزده سالگی
20 آبان 86 - 14:26

یاد اون عشق پاک بخیر..../

 

72rvp89.jpg

 

ای کاش کودک بودم ،تا بزرگ ترین شیطنت زندگیم نقاشی روی دیوار بود. ای کاش کودک بودم ، تا از ته دل می خندیدم، نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم. ای کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه مادر ، همه چیز را فراموش می کردیم

لیست توصیفنامه ها
4 اردیبهشت 87 - 10:05
bazam dobare delam gerefte dobare sheram boye gham gerefte kasi nafahmid ghamam chi bode dalile yek omr matamam chi bode
1 اردیبهشت 87 - 15:35
گاو ما ما می كرد گوسفند بع بع می كرد سگ واق واق می كرد و همه با هم فریاد می زدند حسنك كجایی شب شده بود اما حسنك به خانه نیامده بود.حسنك مدت های زیادی است كه به خانه نمی آید.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می كند.او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنك دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند. دیروز كه حسنك با كبری چت می كرد .كبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.كبری تصمیم داشت حسنك را رها كند و دیگر با او چت نكند چون او با پتروس چت می كرد.پتروس همیشه پای كامپیوترش نشسته بود و چت می كرد.پتروس دید كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد می كرد چون زیاد چت كرده بود.او نمی دانست كه سد تا چند لحظه ی دیگر می شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد. برای مراسم دفن او كبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما كوه روی ریل ریزش كرده بود .ریزعلی دید كه كوه ریزش كرده اما حوصله نداشت .ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد .ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبری و مسافران قطار مردند. اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل همیشه سوت و كور بود .الان چند سالی است كه كوكب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ی مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سیر كند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد او كلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار كه گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است كه دیكر در كتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد
9 اسفند 86 - 19:58
اول به هزار لطف بنواخت مرا آخر به هزار غصه بگداخت مرا چون مهره مهر خویش می باخت مرا چون من همه او شدم بینداخت مرا
__