لیست کلوبها :: 8ریا 20 خرداد 87 - 20:18 |
روزگاری بود مردم بدان چه می کردند ریا می کردند روزگار چنان شد که مردم بدان چه نمی کنند ریا میکنند |
لیست توصیفنامه ها4 تیر 87 - 10:15 | |
و خداوند لبخند زد
و از لبخند او زن آفریده شد.
ای لبخند زیبای خدا
*روزت مبارک*
نسترن |
29 خرداد 87 - 16:24 | |
این همه سرخ و سفید
این همه آبی و سبز
این همه زردو بنفش
این همه رنگ....
که اندازۀ غمهای منست
*
و چقدر مسخره است
خنده های ته دل
شادی های شب عید
*
وچقدر تکراریست
صبح و بیدار شدن
خسته و زار شدن
*
باز هم خوردن و خواب
خواندن شعر و کتاب
*
من چقدر دلزده ام!
زینهمه فکر شتاب
*
که برو دیرت شد
گل چه می خواهد ؟آب
*
و چقدر مثل من است
آفتاب سر ظهر
سوختن با تر وخشک
عطش تشنگی و....
باز کوبیدن مشت
*
مشت بر هرچه که هست
مشت بر آب و درخت
*
مشت برباد که باد
آمد و پنجره را
مشت کوبید و شکست
*
مشت بر خاطره ها
مشت بر حرف دروغ
*
آه ! من بیزارم
از خیابان شلوغ
*
و چقدر رنگ شب است
حس تنهایی من
که چنین تاریک است
این همه راه؛ولی
راه من باریک است
*
حس تنهایی من
مثل تنهایی من
به خدا نزدیک است
*
من فقط منتظر حادثه ام
تو بیایی از در
همه چیزم را باز
بزنی رنگ دگر
...
|
29 خرداد 87 - 13:15 | |
باغ جهان پرگلست فرصت چیدن کجاست
دشت و چمن سبز سبز بال پریدن کجاست
دوست صلا می زند همت دیدار کو
کعبه ز ما دور نیست پای دویدن کجاست
عالم از او پر صداست گوش تو بیگانه است
در همه جا نقش اوست قدرت دیدن کجاست
مدرسه عشق را نعمت استاد هست
ای دل مکتب گریز میل شنیدن کجاست
دانه ی ذوق و هنر در دل ما کاشتند
لیک به فصل خزان شوق دمیدن کجاست
یار فروشد به جان گلشن فردوس را
بی خردان را بگو ذوق خریدن کجاست
ناله ی جانسو هست خلوت دلخواه نیست
لرزش اشک مرا جای چکیدن کجاست
پیر شدی شوق وصل از دل سکن گریخت
ای دل بی انتظار حال تپیدن کجاست
|














