__
لیست دوستان :: 39
لیست کلوبها :: 10
  • نام کلوب :شهید نواب صفوی
    نام انگلیسی : navvab
    تاسیس : 3 تیر 1384
    45 عضو ، 26 بحث ، 4 آلبوم ، 10 مقاله ، 1 لینک

    شهید نواب صفوی

  • نام کلوب :برو بچ کافی نت سیاه و س
    نام انگلیسی : borobemir
    تاسیس : 3 تیر 1384
    26 عضو ، 7 بحث ، 10 آلبوم ، 1 نظرسنجی

    برو بچ کافی نت سیاه و سفید

  • نام کلوب :گروه نوآوران الکترونی
    نام انگلیسی : tabrizelectronic
    تاسیس : 3 تیر 1384
    49 عضو ، 5 بحث ،

    گروه نوآوران الکترونیکی تبریز

  • نام کلوب :کلوب صمد بهرنگی
    نام انگلیسی : samad_behrangis
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    237 عضو ، 36 بحث ، 9 آلبوم ، 1 مقاله

    کلوب صمد بهرنگی

  • نام کلوب :تبریزی ها
    نام انگلیسی : tabrizi
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    2183 عضو ، 45 بحث ، 22 آلبوم ، 22 مقاله ، 7 لینک

    تبریزی ها

  • نام کلوب :توسعه فرهنگ آذربایجان
    نام انگلیسی : guney_azerbaycan
    تاسیس : 4 آذر 1384
    183 عضو ، 61 بحث ، 9 آلبوم ، 15 مقاله ، 10 لینک

    توسعه فرهنگ آذربایجان

بهانه ای برای سیزده به دری که تنها بودم ولی گویا تو تنها نبودی!
20 تیر 87 - 16:10

آسمان تاریک است مردمک ها گشادتر

مردم خواب آلود گرم صحبت امروز

سهم من این روزها از کل زمین . یک وجب خاک سفید

همه می گشتند. پیرمرد تنها بود.

آن طرف تر سبزه ای پوسیده بود

زیر چرخ ماشین ها

سهم من این روز ها از کل زمین . یک وجب خاک سفید

رخوت چشمان من مستی انگشتان

تق تق پتکی که می نوشت باز هم یک داستان

سهم من این روزها از کل زمین. یک وجب خاک سفید

آسمان بیمار است چشم ها بیمار تر

من برای تو نوشتم همه را نرم نرم

سهم من این روزها از کل زمین . یک وجب خاک سفید

لیست توصیفنامه ها
14 اسفند 86 - 13:09
salam chagoori adam dir ela tavalodova.....................
15 فروردین 86 - 19:57
چند سال پیش درپارا المپیک سیاتل 9 شرکت کننده در خط شروع صد متر قرار گرفتند، که همگی معلول جسمی یا ذهنی بودند، با صدای شلیک گلوله همگی شروع به دویدن کردند، البته نه به صورت دو که با حالتی شبیه به دویدن با شوقی که برای اینکه مسابقه را به پایان برسانند و برنده شوند همه میدویدند به جز پسر بچه ای که پایش به خاطر نقصی که داشت لغزید و دوباره افتاد او شروع به گریه کرد، هشت شرکت کننده دیگر صدای گریه او را شنیدند، سرعتشان را کم کردند و به عقب برگشتند و بعد همگی به طرف پسر بچه رفتند ، دختر بچه ای که مبتلا به سندرم داون بود، خم شد و پسر بچه را بوسید و گفت "این خوبش میکند".بعد هر 9 نفر دستهایشان را با هم حلقه کردند و تا خط پایان با هم رفتند.همه تماشاچیان بلند شدند و برای چند دقیقه آنها را تشویق کردند . داستان زیبایی است اینطور نیست. این یک آگاهی هست که موضوع بحث بهتر بودن از دیگران نیست. به نظر من شرافت واقعی بهتر بودن از دیگران نیست ، شرافت واقعی این است که از قلبمان بهتر باشیم و من این را در خودم میبینم. برگرفته از سخنرانی دکتر وین دایر www.mr2004.blogfa.com
29 بهمن 85 - 16:51
سلام از نظری که برای سر بازان مهدی گذاشتی از افکار بسیار مریضت مطلع شدم شما ها همان کوفیان زمان امیرالمومنینید که دغ به دل علی کردند خدا همه را به راه راست هدایت کند
__