__
لیست دوستان :: 136
لیست کلوبها :: 67
  • نام کلوب :خندق آبادی ها
    نام انگلیسی : khandagh_abadi_ha
    تاسیس : 6 آبان 1384
    14 عضو ، 10 بحث ، 11 مقاله ، 3 لینک

    خندق آبادی ها

  • نام کلوب :ماه مبارک رمضان
    نام انگلیسی : ramezan
    تاسیس : 8 مهر 1384
    69 عضو ، 16 بحث ،

    ماه مبارک رمضان

  • نام کلوب :بررسی مشکلات جوانان ق
    نام انگلیسی : equitable_solution
    تاسیس : 23 تیر 1385
    73 عضو ، 11 بحث ، 2 مقاله

    بررسی مشکلات جوانان قبل و بعد از ازدواج و راهکارهای آ

  • نام کلوب :زندگی زیباست
    نام انگلیسی : beauty_life
    تاسیس : 6 دی 1383
    3294 عضو ، 157 بحث ، 5 آلبوم ، 23 مقاله ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

    زندگی زیباست

  • نام کلوب :عشق به خدا
    نام انگلیسی : eshgh_be_khoda
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    6633 عضو ، 704 بحث ، 2 آلبوم ، 39 مقاله ، 14 لینک ، 1 نظرسنجی

    عشق به خدا

  • نام کلوب :دکتر محمود احمدی نژاد
    نام انگلیسی : ahmadi_nejad
    تاسیس : 13 خرداد 1384
    855 عضو ، 659 بحث ، 2 آلبوم ، 1 مقاله ، 3 لینک

    دکتر محمود احمدی نژاد

28 مهر 85 - 01:51
الو سلام منزل خداست؟ این منم مزاحمی که آشناست هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟ چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوی خودت
لیست توصیفنامه ها
1 بهمن 86 - 22:20
نپندار كه تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده‌اند و لاغیر ... صحرای بلا به وسعت تاریخ است. (شهید آوینی) آنان‌كه رفتند كاری حسینی كردند و آنان‌كه مانده‌اند باید كاری زینبی كنند و گرنه یزیدی‌اند. (دکتر شریعتی)
2 دی 86 - 18:19
محمد جان تولدت مبارک ان شاالله خداوند عمری دراز و پربرکت به شما عطا کند
9 فروردین 86 - 07:50
هوالشافی سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی چنین گوید ابومعین الدین ناصر خسرو القبادینی المروزی تاب الله عنه که من مردی دبیرپیشه بودم و از جمله متصرفان در اموال و اعمال سلطانی ، و به کارهای دیوانی مشغول بودم و مدتی در آن شغل مباشرت نموده در میان اقران شهرتی یافته بودم .در ربیع الآخبر سنه سبع و ثلثین و اربعمایه که امیرخراسان ابوسلیمان جعفری بیک داودبن مکاییل بن سلجوق بود از مرو برفتم که هر حاجت که در آن روز خواهند باری تعالی و تقدس روا کند.به گوشه ای رفتم و دو رکعت نماز بکردم و حاجت خواستم تا خدای تعالی و تبارک مرا توانگری دهد . چون به نزدیک یاران و اصحاب آمدم یکی از ایشان شعری پارسی می خواند .مرا شعری برخوان .هنوز بدو نداده بودم که او همان شعر بعینه آغاز کرد .آن حال به فال نیک گرفتم و با خود گفتم خدای تبارک و تعالی حاجت مرا روا کرد .پس از آن جا به جوزجانان شدم وقرب یک ماه ببودم و شراب پیوسته خوردمی .پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید که قولوا الحق و لو علی انفسکم . شبی در خواب دیدم که یکی مرا گفت چند خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند ، اگر به هوش باشی بهتر .من جواب گفتم که حکما جز این چیزی نتوانستند ساخت که اندوه دنیا کم کند .جواب داد که بیخودی و بیهوشی راحتی نباشد ، حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را بیهوشی رهنمون باشد ، بلکه چیزی باید طلبید که خرد و هوش را به افزاید . گفتم که من این را از کجا آرم . گفت جوینده یابنده باشد ، و پس سوی قبله اشارت کرد و دیگر سخن نگفت . چون از خواب بیدار شدم ، آن حال تمام بر یادم بود برمن کار کرد و با خود گفتم که از خواب دوشین بیدار شدم باید که از خواب چهل ساله نیز بیدار گردم . اندیشیدم که تا همه افعال و اعمال خود بدل نکنم فرح نیابم . روز پنجشنبه ششم جمادی الاخر سنه سبع و ثلثین و اربعمایه نیمه دی ماه پارسیان سال بر چهارصد و ده یزدجردی .سر و تن بشستم و به مسجد جامع شدم و نماز بکردم و یاری خواستم از باری تعالی به گذاردن آنچه بر من واجب است و دست بازداشتن از منهیات و ناشایست چنان که حق سبحانه و تعالی فرموده است . پس از آن جا به شبورغان رفتم . شب به دیه باریاب بودم و از آن جا به راه سنکلان و طالقان به مروالرود شدم . پس به مرو رفتم و از آن شغل که به عهده من بود معاف خواستم و گفتم که مرا عزم سفر قبله است .پس حسابی که بود جواب گفتم و از دنیایی آنچه بود ترک کردم الا اندک ضروری . و بیست و سیوم شعبان به عزم نیشابور بیرون آمدم و از مرو به سرخس شدم که سی فرسنگ باشد و از آن جا به نیشابور چهل فرسنگ است . روز شنبه یازدهم شوال در نیشابور شدم . چهارشنبه آخر این ماه کسوف بود و حاکم زمان طغرل بیک محمد بود برادر جعفری بیک . و مدرسه ای فرموده بود به نزدیک بازار سراجان و آ« را عمارت می کردند . و او به ولایت گیری به اصفهان رفته بود بار اول و دوم ذی القعده از نیشابور بیرون رفتم در صحبت خواجه موفق که خواجه سلطان بود . به راه کوان به قومس رسیدیم و زیارت شیخ بایزید بسطامی بکردم قدس الله روحه .روز آدینه روز هشتم ذی القعده از آن جا مدتی مقام کردم و طلب اهل علم کردم . مردی نشان دادند که او را استاد علی نسائی می گفتند . نزدیک وی شدم . مردی جوان بود سخن به فارسی همی گفت به زبان اهل دیلم و موی گشوده جمعی پیش وی حاضر . گروهی اقلیدس خواندند و گروهی طب وگروهی حساب . در اثنای سخن می گفت که بر استاد ابوعلی سینا رحمه الله علیه چنین خواندم و از وی چنین شنیدم . همانا غرض وی آن بود تا من بدانم که او شاگرد ابوعلی سیناست . چون با ایشان در بحث شدم او گفت من چیزی سپاهانه دانم و هوس دارم که چیزی بخوانم . عجب داشتم و بیرو ن آمدم گفتم چون چیزی نمی داند چه به دیگری آموزد . و از بلخ تا به ری سه صد و پنجاه فرسنگ حساب کردم . و گویند از ری تا ساوه سی فرسنگ است و از ساوه به همادان سی فرسنگ و از ری به سپاهان پنجاه فرسنگ و به آمل سی فرسنگ . و میان ری و آمل کوه دماوند است مانند گنبدی که آن را لواسان گویند و گویند بر سر چاهی است که نوشادر از آن جا حاصل می شود . و گویند که کبرین نیز . مردم پوست گاو ببرند و پر نوشادر کنند و از سر کوه بغلطانند که به راه نتوان فرود آوردن . پنجم محرم سنه ثمان و ثلثین و اربعمائه دهم مرداد ماه سنه خمس عشر و اربعمائه از تاریخ فرس به جانب قزوین روانه شدم و به دیه قوهه رسیدم . قحط بود و آن جا یک من نان جو به دو درهم می دادند . از آن جا برفتم ، نهم محرم به قزوین رسیدم . باغستان بسیار داشت بی دیوار و خار و هیچ چیز که مانع شود در رفتن راه نبود .و قزوین را شهری نیکو دیدم باروی حصین و کنگره بر آن نهاده و بازارها خوب الا آنکه آب در وی اندک بود در کاریز به زیرزمین .و رییس آن شهر مردی علوی بود و از همه صناع ها که در آن شهر بود کفشگر بیش تر بود ................... _____xxxxxxxx________xxxxxxxx ____xxxxxxxxxx______xxxxxxxxxxx ___xxxxxxxxxxxxx___xxxxxxxxxxxxx ___xxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxx ___xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx ____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx _____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx ______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx _________xxxxxxxxxxxxxxxxxx ___________xxxxxxxxxxxxx _____________xxxxxxxxx ______________xxxxxx _______________xxxx _______________xxx ______________xx _____________x ___________x ________xx ______xxx _____xxxx ___xxxxxx ___xxxxxxx ____xxxxxxxx ______xxxxxxxx ________xxxxxxxx _________xxxxxxx _________xxxxxxx خاک نفس می کشد؟ بیندیشیم! زمین به ما آموخت ز پیش حادثه باید که پای پس نکشیم مگر کم از خاکیم؟ زمین نفس کشید چرا ما نفس نکشیم؟ (فریدون مشیری) _____________x ___________x ________xx ______xxx _____xxxx ___xxxxxx ___xxxxxxx ____xxxxxxxx ______xxxxxxxx ________xxxxxxxx _________xxxxxxx _________xxxxxxx آدرسهای ورودی سایت رسمی دکتر حسین میرزایی www.dr.coo.ir www.hm.coo.ir www.doctor.coo.ir کاربر عزیز شما می توانید مطالب پزشکی مورد نظرتان را به روش زیر از سایت گوگل سرچ کنید www.google.com مطلب پزشکی مورد نظر سایت رسمی دکتر حسین میرزایی مثال: آسم سایت رسمی دکترحسین میرزایی
__