__
لیست دوستان :: 230
لیست کلوبها :: 28
  • نام کلوب :اورکات
    نام انگلیسی : orkut
    تاسیس : 19 دی 1383
    17256 عضو ، 679 بحث ، 4 آلبوم ، 25 مقاله ، 2 لینک ، 1 نظرسنجی

    اورکات

  • نام کلوب :حافظ
    نام انگلیسی : hafeza
    تاسیس : 5 دی 1383
    7663 عضو ، 650 بحث ، 9 آلبوم ، 2 مقاله ، 9 لینک

    حافظ

  • نام کلوب :نوازندگان سه تار
    نام انگلیسی : 2007setar
    تاسیس : 26 دی 1383
    1136 عضو ، 316 بحث ، 11 آلبوم ، 11 مقاله ، 4 لینک

    نوازندگان سه تار

  • نام کلوب :یاهو !
    نام انگلیسی : yaho
    تاسیس : 28 دی 1383
    5802 عضو ، 19 بحث ، 1 لینک

    یاهو !

  • نام کلوب :متولدین آذر
    نام انگلیسی : sagittarius
    تاسیس : 19 دی 1383
    1857 عضو ، 125 بحث ، 29 آلبوم ، 4 مقاله ، 2 لینک

    متولدین آذر

  • نام کلوب :اخبار و تحولات تازه دن
    نام انگلیسی : computer_technollogy_news
    تاسیس : 1 دی 1383
    7654 عضو ، 667 بحث ، 1 آلبوم ، 18 مقاله ، 5 لینک

    اخبار و تحولات تازه دنیای كامپیوتر

به تمام مادران
3 تیر 87 - 21:11

من تکه گلی بودم افتاده در منزلی دور و نامکشوف. هیچ نسیمی از کنارم عبور نمی کرد. هیچ شعله ای نفسهای سرد مرا به آتش نمی کشید و عکس هیچ ستاره ای روی سینه ام ظاهر نمی شد!

نمی دانستم درخت چیست؟ بهار چه رنگی است؟ و آفتاب چه شکلی دارد؟

به واسطه مهربانی تو چشم به روزگار گشودم، صدای گریه ام تو را خنداند. و زمین با وجود من سنگین تر شد!

بعد از خدایم به تو پناه آوردم!

زیباترین نامها را در گوشم به ترنمٌ نشستی و من با لبخند به بزرگی آنها گواهی دادم، بعد نام و تاریخ سبز شدنم را در حاشیه بهترین کتاب خدا نوشتی.

من مثل دفتری نانوشته بودم؛ صد برگ و سفید. چشمهایم گناه را نمی شناختند. گنجشکها از دستهای من گله ای نداشتند. سیب ها  به سنگ شیطنت من با جاذبه زمین آشنا نمی شدند.

بزرگترین شادی ام شنیدن قصه های تو بود! قصه هایی که پر از آدمهایی بود که روح خود را تکه تکه نمی کردند.

بزرگترین غصه ام اشکهای گرم تو بود. زمستانها که دستهایت از فرط سرما ترک می خورد، دلم می شکست! با خود میگفنم بزرگ که شدم تمام زیبایی های دنیا را به مادرم می دهم. حصاری به دورش می کشم تا دیوها به او نزدیک نشوند.

آه! که یک رشته موی تو را با با رشته کوه های البرز معاوضه نمی کردم!

مهربان مادرم

زمین بارها به دور خورشید گشت . من بزرگ شدم. دیگر سالهاست شبها با قصه های تو به خواب نمی روم. دیگر سنجاقک ها و سیب ها را و تو را نمی بینم.

دیگر تو را نمی بینم.

چرا سالها بود به فکر دستهای تو نبودم؟

چرا آنقدر بین دل من و خانه تو فاصله افتاده بود؟

کاش باز هم هر روز نگران برگشتن من به خانه بودی؟

کاش برایم دعا میکردی

دعا میکردی دلم زیر زیبایی های دنیا مدفون نشود.
لیست توصیفنامه ها
4 تیر 87 - 07:51
تقدیم به تمام مادران دنیا نمیدونم این چه عادت بدی است که ما همیشه روز مادر به یاد خوبی های مادرمان می افتیم. من خودم به شخصه خیلی به درستی حق فرزندی را به مادرم ادا نکردم بعضی موقع ها برمیگردم از خودم خجالت میکشم. سعی میکنم از این به بعد بیشتر در کنارش باشم چون میدانم الان تنها همکلامش من هستم پس با این جملات زیبا تقدیم به می کنم به مادرم و فریاد میزنم مادرم من را ببخش و همیشه دوستت دارم شادمهر وقتی که تو 1 ساله بودی، اون(مادر) بِهت غذا میداد و تو رو می شست! به اصطلاح، تر و خشک می کرد تو هم با گریه کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی وقتی که تو 2 ساله بودی، اون، بهت یاد داد تا چه جوری راه بری. تو هم این طوری ازش تشکر می کردی، که، وقتی صدات می زد، فرار می کردی وقتی که 3 ساله بودی، اون، با عشق، تمام غذایت را آماده می کرد. تو هم با ریختن ظرف غذا ،کف اتاق،ازش تشکر می کردی وقتی 4 ساله بودی، اون برات مداد رنگی خرید. تو هم، با رنگ کردن میز اتاق نهار خوری، ازش تشکر می کردی وقتی که 5 ساله بودی، اون، لباس شیک به تنت کرد تا به تعطیلات بری. تو هم، با انداختن(به عمد) خودت تو گِل، ازش تشکر کردی وقتی که 6 ساله بودی، اون، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد. تو هم، با فریاد زدنِ: من نمی خوام برم!، ازش تشکر می کردی وقتی که 7 ساله بودی، اون، برات وسائل بازی بیس بال خرید. تو هم، با پرت کردن توپ بیس بال به پنجره همسایه کناری، ازش تشکر کردی وقتی که 8 ساله بودی، اون، برات بستنی خرید. تو هم، با چکوندن(بستنی) به تمام لباست، ازش تشکر کردی وقتی که 9 ساله بودی، اون، هزینه کلاس پیانوی تو رو پرداخت. تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای یاد گیری پیانو، ازش تشکر کردی وقتی که 10 ساله بودی، اون، تمام روز رو رانندگی کرد تا تو رو از تمرین فوتبال به کلاس ژیمناستیک و از اونجا به جشن تولد دوستانت، ببره. تو هم، ازش تشکر کردی،با بیرون پریدن از ماشین، بدون اینکه پشت سرت رو هم نگاه کنی وقتی که 11 ساله بودی، اون تو و دوستت رو برای دیدن فیلم به سینما برد. تو هم، ازش تشکر کردی، ازش خواستی که در یه ردیف دیگه بشینه وقتی که 12 ساله بودی، اون تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلوزِیِون بر حذر داشت. تو هم، ازش تشکر کردی، صبر کردی تا از خونه بیرون بره وقتی که 13 ساله بودی، اون بهت پیشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی. تو هم، ازش تشکر کردی، با گفتن این جمله: تو اصلاً سلیقه ای نداری وقتی که 14 ساله بودی، اون، هزینه اردو یک ماهه تابستانی تو رو پرداخت کرد. تو هم،ازش تشکر کردی، با فراموش کردن، نوشتن یک نامه ساده وقتی که 15 ساله بودی، اون از سرِ کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگیره(ابراز محبت کنه). تو هم، ازش تشکر کردی، با قفل کردن درب اتاقت! نمی ذاشتی که وارد اتاقت بشه وقتی که 16 ساله بودی، اون بهت یاد داد که چطوری ماشینش رو برونی(رانندگی یاد داد). تو هم، ازش تشکر می کردی، هر وقت که می تونستی ماشین رو بر می داشتی و می رفتی وقتی که 17 ساله بودی، وقتیکه اون منتظر یه تماس مهم بود. تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و، اینطوری ازش تشکر کردی وقتی که 18 ساله بودی، اون ، در جشن فارغ التحصیلی دبیرستانت، از خوشحالی گریه می کرد. تو هم، ازش تشکر کردی،اینطوری که، تا تموم شدن جشن، پیش مادرت نیومدی وقتی که 19 ساله بودی، اون، شهریه دانشگاهت رو پرداخت، همچنین، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد. تو هم، ازش تشکر کردی، با گفتن خداحافظِ خشک و خالی، بیرون خوبگاه، به خاطر اینکه نمی خواستی خودتو دست و پا چلفتی نشون بدی!! به اصطلاح، بچه مامانی وقتی که 20 ساله بودی، اون، ازت پرسید که، آیا شخص خاصی (به عنوان همسر) مد نظرت هست؟ تو هم، ازش تشکر کردی با گفتنِ: به تو ربطی نداره وقتی که 21 ساله بودی، اون، بهت پیشنهاد خط مشی برای آینده ات داد. تو هم، با گفتن این جمله ازش تشکر کردی: من نمی خوام مثل تو باشم وقتی که 22 ساله بودی، اون تو رو، در جشن فارغ التحصیلی دانشگاهت در آغوش گرفت. تو هم،ازش کردی،ازش پرسیدی تشکر که: می تونی هزینه سفر به اروپا را برام تهیه کنی وقتی که 23 ساله بودی، اون، برای اولین آپارتمانت، بهت اثاثیه داد. تو هم، ازش تشکر کردی،با گفتن این جمله، پیش دوستات،:اون اثاثیه ها زشت هستن وقتی که 24 ساله بودی، اون دارایی های تو رو دید و در مورد اینکه، در آینده می خوای با اون ها چی کار کنی، ازت سئوال کرد. تو هم با دریدگی و صدایی(که ناشی از خشم بود)فریاد زدی:مــادررر،لطفا وقتی که 25 ساله بودی، اون، کمکت کرد تا هزینه های عروسی رو پرداخت کنی، و در حالی که گریه می کرد بهت گفت که: دلم خیلی برات تنگ می شه. تو هم ازش تشکر کردی، اینطوری که، یه جای دور رو برای زندگیت انتخاب کردی وقتی که 30 ساله بودی، اون، از طریق شخص دیگه ای فهمید که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد. تو هم با گفتن این جمله ،ازش تشکر کردی، "همه چیز دیگه تغییر کرده وقتی که 40 ساله بودی، اون، بهت زنگ زد تا روز تولد یکی از اقوام رو یادآوری کنه. تو هم با گفتن"من الان خیلی گرفتارم" ازش تشکرکردی وقتی که 50 ساله بودی، اون، مریض شد و به مراقبت و کمک تو احتیاج داشت. تو هم با سخنرانی کردن در مورد اینکه والدین، سربار فرزندانشون می شن، ازش تشکر کردی و سپس، یک روز، اون، به آرامی از دنیا میره. و تمام کارهایی که تو (در حق مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود میاد اگه مادرت،هنوز زنده هست، فراموش نکن که بیشتر از همیشه بهش محبت کنی و، اگه زنده نیست، محبت های بی دریقش رو فراموش نکن و به راحتی از اونها نگذر... همیشه به یاد داشته باش که به مادرت محبت کنی و اونو دوست داشته باشی، چون، در طول عمرت فقط یه مادر داری!!!!
23 خرداد 87 - 14:47
خیر پنهانى و كتمان گرفتارى از گنجهاى بهشت; نیكى كردن و پنهان نمودن كار[نیك] و صبر بر مصیبتها و نهان كردن گرفتاریها (یعنى عدم شكایت از آنها) است. 2- ویژگى هاى زاهد زاهد در دنیا كسى است كه حرام بر صبرش غلبه نكند، و حلال از شكرش باز ندارد. 3- تعادل در جذب و طرد افراد با دوستت آرام بیا، بسا كه روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بیا، بسا كه روزى دوستت شود. 4- بهاى هر كس ارزش هر كسى آن چیزى است كه نیكو انجام دهد. 5- فقیه كامل آیا شما را از فقیه كامل، خبر ندهم؟ آن كه به مردم اجازه نـافرمانى خـدا را ندهـد، و آنهـا را از رحمت خدا نومید نسازد، و از مكر خدایشان آسوده نكند، و از قرآن رو به چیز دیگر نكنـد، و خیـرى در عبـادت بدون تفقّه نیست، و خیـرى در علم بدون تفكّر نیست، و خیرى در قرآن خواندن بدون تدبّر نیست. 6- خطرات آرزوى طولانى و هواى نفس همانا بر شما از دو چیز مىترسم: درازى آرزو و پیروى هواى نفس. امّا درازى آرزو سبب فراموشى آخرت شود، و امّا پیروى از هواى نفس، آدمى را از حقّ باز دارد. 7-مرز دوستى با دشمنِ دوستت دوست مشو كه [با این كار] با دوستت دشمنى مىكنى. 8-اقسام صبر صبر بر سه گونه است: صبر بر مصیبت، و صبر بر اطاعت، و صبر بر [ترك] معصیت. 9- تنگدستى مقدَّر هر كه تنگدست شد و نپنداشت كه این از لطف خدا به اوست، یك آرزو را ضایع كرده و هر كه وسعت در مال یافت و نپنداشت كه این یك غافلگیرى از سوى خداست، در جاى ترسناكى آسوده مانده است. 10- عزّت، نه ذلّت مردن نه خوار شدن! و بى باكى نه خود باختن! روزگار دو روز است، روزى به نفع تو، و روزى به ضرر تو! چون به سودت شد شادى مكن، و چون به زیانت گردید غم مخور، كه به هر دوى آن آزمایش شوى. 11- طلب خیر هر كه خیر جوید سرگردان نشود، و كسى كه مشورت نماید پشیمان نگردد. 12- وطن دوستى شهرها به حبّ و دوستى وطن آباداند. 13- سه شعبه علوم لازم دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشكى براى تن، و نحو براى زبان. 14- سخن عالمانه عالمانه سخن گویید تا قدر شما روشن گردد. 15- منع تلقین منفى فقر و تنگدستى و طول عمر را به خود تلقین نكن. 16- حرمت مؤمن دشنام دادن به مؤمن فسق است، و جنگیدن با او كفر، و احترام مالش چون احترام خونش است. 17- فقر جانكاه فقر و ندارى بزرگترین مرگ است! و عائله كم یكى از دو توانگرى است، كه آن نیمى از خوشى است. 18- دو پدیده خطرناك دو چیز مردم را هلاك كرده: ترس از ندارى و فخرطلبى. 19- سه ظالم شخص ستمكار و كمك كننده بر ظلم و آن كه راضى به ظلم است، هر سه با هم شریكاند. 20- صبر جمیل صبر بر دو قسم است: صبر بر مصیبت كه نیكو و زیباست، و بهتر از آن صبر بر چیزى است كه خداوند آن را حرام گردانیده است. 21- اداى امانت امانت را بپردازید گرچه به كشنده فرزندان پیغمبران باشد. 22- پرهیز از شهرت طلبى آرام باش، خود را شهره مساز، خود را نهان دار كه شناخته نشوى، یاد گیر تا بدانى، خموش باش تا سالم بمانى. بر تو هیچ باكى نیست، آن گاه كه خدا دینش را به تو فهمانید، كه نه تو مردم را بشناسى و نه مردم تو را بشناسند (یعنى، گمنام زندگى كنى). 23- عذاب شش گروه إِخداوند شش كس را به شش خصلت عذاب كند:عرب را به تعصّب، و خان هاى ده را به تكبّر، و فرمانروایان را به جور، و فقیهان را به حسد، و تجّار را به خیانت، و روستایى را به جهالت. 24- اركان ایمان ایمان چهارپایه دارد: توكّل بر خدا، واگذاردن كار به خدا، تسلیم به امر خدا و رضا به قضاى الهى. 25- تربیت اخلاقى اخلاق خود را رامِ خوبى ها كنید و به بزرگوارى هایشان بكشانید و خود را به بردبارى عادت دهید. 26- آسانگیرى بر مردم و دورى از كارهاى پست نسبت به مردم، زیاد خرده گیرى نكنید، و قدر خود را با كناره گیرى از كارهاى پست بالا برید. 27- نگهبانان انسان آدمى را همین دژ بس كه كسى از مردم نیست، مگر آن كه با او از طرف خدا نگهبان هاست كه او را نگه مىدارند كه به چاه نیفتد، و دیوار بر سرش نریزد، و درنده اى آسیبش نرساند، و چون مرگ او رسد او را در برابر اجلش رها سازند. 28- روزگار تباهىها زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن ارج نیابد، مگر فرد بىعرضه و بىحاصل، و خوش طبع و زیرك دانسته نشود، مگر فاجر، و امین و مورد اعتماد قرار نگیرد، مگر خائن و به خیانت نسبت داده نشود، مگر فرد درستكار و امین! در چنین روزگارى، بیتالمال را بهره شخصى خود گیرند، و صدقه را زیان به حساب آورند، وصله رحم را با منّت به جاى آرند، و عبادت را وسیله بزرگى فروختن و تجاوز نمودن بر مردم قرار دهند و این وقتى است كه زنان، حاكم و كنیزان، مشاور و كودكان، فرمانروا باشند! 29- زیركى به هنگام فتنه هنگام فتنه چون شتر دو ساله باش كه نه پشتى دارد تا سوارش شوند و نه پستانى تا شیرش دوشند. 30- اقبال و ادبار دنیا چون دنیا به كسى روى آرد، نیكویى هاى دیگران را بدو به عاریت سپارد، و چون بدو پشت نماید، خوبى هایش را برباید. 31- ناتوان ترین مردم ناتوانترین مردم كسى است كه توانِ به دست آوردن دوستان را ندارد، و ناتوانتر از او كسى است كه دوستى به دست آرد و او را از دست بدهد. 32- فریاد رسى و فرح بخشىِ گرفتار از كفّاره گناهان بزرگ، فریاد خواه را به فریاد رسیدن، و غمگین را آسایش بخشیدن است. 33- نشانه كمال عقل چون خرد كمال گیرد، گفتار نقصان پذیرد. 34- رابطه با خدا آن كه میان خود و خدا را اصلاح كند، خدا میان او و مردم را اصلاح مىكند و آن كه كار آخرتِ خود را درست كند، خدا كار دنیاى او را سامان دهد. و آن كه او را از خود بر خویشتن واعظى است، خدا را بر او حافظى است. 35- افراط و تفریط دو تن به خاطر من هلاك شدند: دوستى كه اندازه نگاه نداشت و دشمنى كه بغض ـ مرا ـ در دل كاشت. 36- روایت و درایت هر گاه حدیثى را شنیدید آن را با دقّت عقلى فهم و رعایت كنید، نه بشنوید و روایت كنید! كه راویان علم بسیارند و رعایت كنندگانِ آن اندك در شمار. 37- پاداش تارك گناه مُزد جهادگرِ كشته در راه خدا بیشتر نیست از مرد پارسا كه ـ معصیت كردن ـ تواند ـ لیكن ـ پارسا ماند و چنان است كه گویى پارسا فرشته اى است از فرشته ها. 38- پایان ناگوار گناه به یاد آرید كه لذّتها تمام شدنى است و پایان ناگوار آن بر جاى ماندنى. 39- صفت دنیا در صفت دنیا فرموده است:مىفریبد و زیان مىرساند و مىگذرد. 40- دینداران آخر الزّمان مردم را روزگارى رسد كه در آن از قرآن جز نشان نماند و از اسلام جز نام آن، در آن روزگار ساختمان مسجدهاى آنان نو و تازه ساز است و از رستگارى ویران. ساكنان و سازندگان آن مسجدها بدترین مردم زمین اند، فتنه از آنان خیزد و خطا به آنان درآویزد. آن كه از فتنه به كنار ماند بدان بازش گردانند، و آن كه از آن پس افتد به سویش برانند. خداى تعالى فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه اى بگمارم كه بردبار در آن سرگردان مانَد» و چنین كرده است،
2 خرداد 87 - 21:36
بهترین عالم معنا همان است كه تو دیدی چون كه رفتی زه سماء لطف خدارا بچیدی
__