__
لیست دوستان :: 45
لیست کلوبها :: 17
  • نام کلوب :فراساحل-نوشهر
    نام انگلیسی : farasahel
    تاسیس : 12 خرداد 1385
    41 عضو ، 10 بحث ، 9 آلبوم ، 2 مقاله ، 4 لینک

    فراساحل-نوشهر

  • نام کلوب :پاتوق شادمانی !
    نام انگلیسی : jok
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    10394 عضو ، 110 بحث ، 81 آلبوم ، 39 مقاله ، 17 لینک ، 3 نظرسنجی

    پاتوق شادمانی !

  • نام کلوب :موسیقی
    نام انگلیسی : artschool
    تاسیس : 29 آذر 1383
    7973 عضو ، 862 بحث ، 8 آلبوم ، 41 مقاله ، 18 لینک ، 2 نظرسنجی

    موسیقی

  • نام کلوب :لطیفه و حکایت بچه های
    نام انگلیسی : latifeh
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    2888 عضو ، 200 بحث ، 15 آلبوم ، 6 مقاله ، 7 لینک ، 2 نظرسنجی

    لطیفه و حکایت بچه های کلوب

  • نام کلوب :كركره خنده
    نام انگلیسی : kerkerayeh_khandeh
    تاسیس : 9 اردیبهشت 1384
    402 عضو ، 28 بحث ، 4 آلبوم

    كركره خنده

  • نام کلوب :حامد هاکان
    نام انگلیسی : hamedhakan
    تاسیس : 26 خرداد 1385
    56 عضو ، 12 بحث ، 7 آلبوم ، 1 لینک

    حامد هاکان

31 تیر 85 - 02:46

می‌ترسم .
می‌ترسم؛ نه از تعقیب سایه و سنگ ،
نه از شب‌های بی‌مهتاب و زوزه‌ی گرگ ،
از آدم‌ها... از آدم‌ها می‌ترسم .
از آن‌که با من می‌نشیند و برمی‌خیزد .
از آن‌که هر صبح به سلامی و لبخندی پاسخم می‌گوید .
از دوست‌نمایان ...
از آن‌که دوست می‌نماید می‌ترسم .
از همانان‌که ــ به قول فروغ ــ مرا می‌بوسند و طناب دار مرا می‌بافند ...
سال‌هاست که می‌ترسم.
از آدم‌ها می‌ترسم و می‌گریزم به خلوت.
به خلوتِ خالی از چشم
می‌گریزم و می‌ترسم از چشم‌هایی که خلوتم را می‌پایند
می‌گویند هر کاری عقوبتی دارد ؛
عقوبت ریختن آبروی دیگران، عقوبت تمسخر، تحقیر و عقوت بشکستن دل .
تو بگو ... بگو من مبتلای کدام عقوبتم ؟
کاش در زمان پیامبری می‌زیستم ، از ترس‌هایم می‌پرسیدم و از عقوبت‌کشیدنم.
کاش ناگاه از جایی الهامم می‌شد که این درد که می‌کشم از کجاست !
علیرضا ــ که دوستم بود ــ آن سال‌ها می‌گفت:
-
فکر کن حالا ! حتماً گناهی کرده‌ای، توبه کن از گناهانت!
من فکر می‌کردم با خودم ... من گناه نکرده بودم
خدای من مثل خدای آنها سخت‌گیر نبود که از من کارهای سخت بخواهد
مادرم همیشه می‌گوید : هر چه به ما می‌رسد، هر چه به ما می‌دهند، هرچه که می‌گویند سرنوشت ماست، همه را یک روزی، یک جایی از ما پرسیده‌اند و بله‌اش را گرفته‌اند.
از من هم پرسیده‌اند ؟
یادم نمی‌آید ... !
و این شاید معنی همان تقدیر است که هیچ ‌وقت نفهمیدمش.
......
من می‌ترسم از این همه دروغ ... از تزویر .
می‌ترسم از متنعّم بی‌درد که نفَس از گرما می‌آورد و لب به نصیحت و شماتت می‌گشاید.
حتی از تو...
راستی ای چشم‌های ناآشنا ! تو که ترس‌هایم را می‌خوانی... تو کیستی؟
کیستی ای چشم‌های پنهان ؟
از تو هم می‌ترسم .
اما گاهی می‌خواهم به تو بگویم.
همه‌ی ترس‌هایم را بریزم جلوی دیدگانت تا بخوانی.
شاید دست‌هایت را گشودی...
شاید به پیامی و کلامی مرا نوازیدی.
ای مخاطب ناآشنا !
شاید دست‌هایت را برایم به سوی آسمان بلند کردی و ستاره‌ای چیدی .
...
ستاره را در کلامی بگذار و برایم بفرست !

 

 

 

 

 

 

                                                                          

 

 

آدم
فرزند؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت
محل تولد؟
بهشت پاك
اینك محل سكونت؟
زمین خاك
آن چیست بر گرده نهادی؟
امانت است
قدت؟
روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك
اعضاء خانواده؟
حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك
روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق
رنگت؟
اینك فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه
چشمت؟
رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان
وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم در هوای دوست

نه آ نچنان وزین كه نشینم بر این خاك
جنست ؟
نیمی مرا ز خاك ، نیمی دگر خدا
شغلت ؟
در كار كشت امیدم
شاكی تو ؟
خدا
نام وكیل ؟
آن هم خدا
جرمت؟
یك سیب از درخت وسوسه
تنها همین ؟
همین!!!!
حكمت؟
تبعید در زمین
همدست در گناه؟
حوای آشنا
ترسیده ای؟
كمی
ز چه؟
كه شوم اسیر خاك
آیا كسی به ملاقاتت آمده؟
بلی
كه؟
گاهی فقط خدا
داری گلایه ای؟
دیگر گلایه نه؟، ولی ...
ولی چه ؟
حكمی چنین آن هم یك گناه!!؟
دلتنگ گشته ای ؟
زیاد
برای كه؟
تنها خدا
آورده ای سند؟
بلی
چه ؟
دو قطره اشك
داری تو ضامنی؟
بلی
چه كسی ؟
تنها كسم خدا
در آ خرین دفاع؟
می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا

 


 

لیست توصیفنامه ها
23 مرداد 86 - 06:34
آمدی از راه دوری تنگ زیبای بلوری آمدی دیدی دلم را خسته در کنج صبوری وقت تاریکای جاده با تو یک فانوس آمد تشنه بودم قطره ای را با تو اقیانوس آمد قصد دل کندن ندارم از تو ای دلکنده از خود از تو ای برده دلم رو تا شب خوب تولد قصد دل کندن ندارم از تو ای دلکنده از خود از تو ای برده دلم رو تا شب خوب تولد ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم غصه معنایی ندارد تا تو میخندی برایم پیش تو از یاد بردم روزهای سختیم را عشق مدیون تو هستم لحظه ی خوشبختیم را قصد دل کندن ندارم از تو ای دلکنده از خود از تو ای برده دلم رو تا شب خوب تولد www.sakhre-sokot.mihanblog.com
16 شهریور 85 - 08:08
888888888111111118888881111111188888888888888888888888888888888888888888888888888888 888888881111111111888811111111118888888888888888888888888888888888888888888888888888 888888811111111111188111111111111888888888888888888888888888888888888888888888888888 888888811111111111111111221111111888888888888888888888888888888888888888888888888888 888888811111111111111111221111111888888888888888888888888888888888888888888888888888 888888881111111111111111221111118888888888888888888888888888888888888888888818888888 888888888111111111111111111111188888888888888888888888888888888888888818881118888888 888888888811111111111111111111888888888888888888888888888888888888881118881118888888 888888888881111111111111111118888888888888888888888888888888111188881118881118888888 888888888888811111111111111888888888888888888811118881111881111118881118881118888888 888888888888888111111111188888888888888888118881118881118811188111881118881118888888 888888888888888881111118888888888888811111118881118111888111188111181118881118888888 888888888888888888888888811188888111811188888888111118888111188111181118881118888888 888888888888888881111888811188888111811188118888811118888111188111181118881118888888 888888888818888811111188881118881118811111118888811188888811188111888111111188888888 881888881118888111881118881118881118811111118888811188888881111118888811111888888888 111888881118881111881111888111811188811188888888811188888888111188888888888888888888 111888881118881111881111888111811188811188118888811188888888888888888888888888888888 111888881118881111881111888111811188811111118888888888888888888888888888888888888888 111888881118888111881118888811111888888888888888888888888888888888888888888888888888 111888881118818811111188888881118888888888888888888888888888888888888888888888888888 111888881111118881111888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888 111888881111118888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888 111888881188888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888 111888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888 188888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888 888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888888
20 تیر 85 - 16:06
می‌ترسم . می‌ترسم؛ نه از تعقیب سایه و سنگ ، نه از شب‌های بی‌مهتاب و زوزه‌ی گرگ ، از آدم‌ها... از آدم‌ها می‌ترسم . از آن‌که با من می‌نشیند و برمی‌خیزد . از آن‌که هر صبح به سلامی و لبخندی پاسخم می‌گوید . از دوست‌نمایان ... از آن‌که دوست می‌نماید می‌ترسم . از همانان‌که ــ به قول فروغ ــ مرا می‌بوسند و طناب دار مرا می‌بافند ... سال‌هاست که می‌ترسم. از آدم‌ها می‌ترسم و می‌گریزم به خلوت. به خلوتِ خالی از چشم می‌گریزم و می‌ترسم از چشم‌هایی که خلوتم را می‌پایند … می‌گویند هر کاری عقوبتی دارد ؛ عقوبت ریختن آبروی دیگران، عقوبت تمسخر، تحقیر و عقوبت شکستن دل . تو بگو ... بگو من مبتلای کدام عقوبتم ؟ کاش در زمان پیامبری می‌زیستم ، از ترس‌هایم می‌پرسیدم و از عقوبت‌کشیدنم. کاش ناگاه از جایی الهامم می‌شد که این درد که می‌کشم از کجاست ! علیرضا ــ که دوستم بود ــ آن سال‌ها می‌گفت: - فکر کن حالا ! حتماً گناهی کرده‌ای، توبه کن از گناهانت! من فکر می‌کردم با خودم ... من گناه نکرده بودم خدای من مثل خدای آنها سخت‌گیر نبود که از من کارهای سخت بخواهد مادرم همیشه می‌گوید : هر چه به ما می‌رسد، هر چه به ما می‌دهند، هرچه که می‌گویند سرنوشت ماست، همه را یک روزی، یک جایی از ما پرسیده‌اند و بله‌اش را گرفته‌اند. از من هم پرسیده‌اند ؟ یادم نمی‌آید ... ! و این شاید معنی همان تقدیر است که هیچ ‌وقت نفهمیدمش. ...... من می‌ترسم از این همه دروغ ... از تزویر . می‌ترسم از متنعّم بی‌درد که نفَس از گرما می‌آورد و لب به نصیحت و شماتت می‌گشاید. حتی از تو... راستی ای چشم‌های ناآشنا ! تو که ترس‌هایم را می‌خوانی... تو کیستی؟ کیستی ای چشم‌های پنهان ؟ از تو هم می‌ترسم . اما گاهی می‌خواهم به تو بگویم. همه‌ی ترس‌هایم را بریزم جلوی دیدگانت تا بخوانی. شاید دست‌هایت را گشودی... شاید به پیامی و کلامی مرا نوازیدی. ای مخاطب ناآشنا ! شاید دست‌هایت را برایم به سوی آسمان بلند کردی و ستاره‌ای چیدی . ... ستاره را در کلامی بگذار و برایم بفرست ! منتظرت هستم
__