__
لیست دوستان :: 21
لیست کلوبها :: 6
  • نام کلوب :طرفداران حقوق زنان در
    نام انگلیسی : women_rights
    تاسیس : 6 بهمن 1383
    2759 عضو ، 921 بحث ، 7 آلبوم ، 69 مقاله ، 8 لینک

    طرفداران حقوق زنان در ایران

  • نام کلوب :احمد شاملو
    نام انگلیسی : shamlou
    تاسیس : 10 دی 1383
    10414 عضو ، 89 بحث ، 31 آلبوم ، 13 مقاله ، 4 لینک ، 3 نظرسنجی

    احمد شاملو

  • نام کلوب :فریدون فروغی
    نام انگلیسی : fereydoon_forooghi
    تاسیس : 10 دی 1383
    3039 عضو ، 92 بحث ، 13 آلبوم ، 13 مقاله ، 8 لینک ، 1 نظرسنجی

    فریدون فروغی

  • نام کلوب :وعده یه دیدار
    نام انگلیسی : vadeydidar
    تاسیس : 30 اردیبهشت 1384
    2493 عضو ، 118 بحث ، 35 آلبوم ، 1 لینک

    وعده یه دیدار

  • نام کلوب :پرسپولیس
    نام انگلیسی : persepolis
    تاسیس : 8 دی 1383
    24480 عضو ، 3877 بحث ، 59 آلبوم ، 18 مقاله ، 22 لینک ، 49 نظرسنجی

    پرسپولیس

  • نام کلوب :اس ام اس
    نام انگلیسی : kingofsmsnomber1
    تاسیس : 29 دی 1383
    33138 عضو ، 28 بحث ، 7 آلبوم ، 84 مقاله ، 3 لینک ، 2 نظرسنجی

    اس ام اس

اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
13 آذر 86 - 15:32
دختری با مادرش در رختخواب درددل می کرد با چشمی پر آب ... گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست زندگی از بهر من مطلوب نیست ... گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟ روی دستت باد کردم مادرم! ... سن من از بیست وشش افزون شد دل میان سینه غرق خون شد ... هیچ کس مجنون این لیلا نشد شوهری از بهر من پیدا نشد ... غم میان سینه شد انباشته بوی ترشی خانه را برداشته! ... مادرش چون حرف دختش را شنفت خنده بر لب آمدش آهسته گفت: ... دخترم بخت تو هم وا می شود غنچه ی عشقت شکوفا می شود ... غصه ها را از وجودت دور کن این همه شوهر یکی را تور کن! ... گفت دختر مادر محبوب من! ای رفیق مهربان و خوب من! ... گفته ام با دوستانم بارها من بدم می آید از این کارها ... در خیابان یا میان کوچه ها سر به زیر و با وقارم هر کجا ... کی نگاهی می کنم بر یک پسر مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟ ... غیر از آن روزی که گشتم همسفر با سعیدویاسر وایضا صفر ... با سه تاشان رفته بودم سینما بگذریم از مابقی ماجرا! ... یک سری هم صحبت صادق شدم او خرم کرد آخرش عاشق شدم ... یک دو ماهی یار من بود و پرید قلب من از عشق او خیری ندید ... مصطفای حاج علی اصغر شله یک زمانی عاشق من شد،بله ... بعد جعفر یار من عباس بود البته وسواسی وحساس بود ... بعد ازآن وسواسی پر ادعا شد رفیقم خان داداش المیرا ... بعد او هم عاشق مانی شدم بعد مانی عاشق هانی شدم ... بعدهانی عاشق نادر شدم بعد نادر عاشق ناصر شدم ... مادرش آمد میان حرف او گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو! ... گرچه من هم در زمان دختری روز و شب بودم به فکر شوهری ... لیک جز آن که تو را باشد پدر دل نمی دادم به هرکس اینقدر ... خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی واقعا که پوز مادر را زدی
17 آبان 85 - 19:12
سلام حالا میایو بدون اینکه جواب بدی میری دوست با معرفت حالی نمی پرسی منتظر هستم آبی
18 خرداد 84 - 21:31
shoam doste aziz ro be cloob mashhadiha davat mikoanm http://www.cloob.com/club.php?id=73 shad bashid
__