لیست دوستان :: 27
لیست کلوبها :: 30
لیست توصیفنامه ها15 دی 86 - 17:39 | |
همیشه بهت اعتماد كردم و اسم خودم رو یواشكی بهت گفتم اما توی این شهر نمیشه به یكی با صدای بلند گفت : دوستت دارم. چون همه فكر می كنند كه اعتماد باید به شیوه خود تو باشه پنهونی ، مخفی ! اما تو خوب می دونی كه من چرا در مقابل تو سكوت می كنم پس برو به همه با صدای بلند اسم خودت رو بگو! چون دیگه خسته شدم بالاخره یكی می فهمه من همون توام و تو همون منی !!! |
22 مهر 86 - 21:51 | |
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبائی را خواهد گرفت.
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری ست.
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل
افسانه ئیست
و قلب
برای زندگی بس است.
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.
روزی که آهنگ هر حرف، زندگی ست
تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم.
روزی که هر لب ترانه ئیست
تا کمترین سرود، بوسه باشد.
روزی که تو بیائی، برای همیشه بیائی
و مهربانی با زیبائی یکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم . . .
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی
که دیگر
نباشم. |




















