| کلوب آی دی | llladinehlll ، سن کلوبی : 4 سال و 5 ماه و 27 روز |
| درباره من | خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من ورنه این دنیا که ما دیدیم، خندیدن نداشت |
| وضعیت | زن32 ساله متاهل متولد 9/مرداد/1359 |
| جنسيت | زن |
| محل سکونت | Iran |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با همسر |
| تحصيلات | ليسانس |
| اطلاعات اضافي | زندگی كردن من مردن تدریجی بود آنچه جان كند تنم ، عمر حسابش كردم |
| اخلاق و برخورد | دوستانه ، گوشه گير |
| تاریخ عضویت | 25 مرداد 1386 ساعت 16:10 |
| من در يک جمله ! | سر به زیر افكنم از حسرت بی بال و پری
در قفس مانده ام آنقدر که پر ریخته ام |
| مهمترين چيزها | پرسی مرا كه «عمر گرانمایه چون گذشت؟» گاهی به غم گذشت و گهی در جنون گذشت افسانه بود گویی و در گوش ما نماند عمری كه جملهجملة آن با فسون گذشت بیرون ما چو غنچه اگر سبز مینمود از خون دل لبالب و گلگون درون گذشت آویختیم خویشتن از تار لحظهها عمری چو عنكبوت همه سرنگون گذشت بیش از ستارهای نتوان بود در شبی آن هم ببین ز دور فلك واژگون گذشت آید صدای تیشه فرهادمان به گوش شبدیز دشمنان مگر از بیستون گذشت؟ دیروز اگر «عبور» سخن تا گلو نبود اینك سرودههای من از «خطّ خون» گذشت |