لیست دوستان :: 80
لیست کلوبها :: 23
لیست توصیفنامه ها1 مهر 85 - 00:40 | |
وسط سالن تاتر، درست زمانی كه همه محو نمایش بودند، از جایش بلند شد، اشكهایش را پاك كرد و فریاد زد:«خر خودتی. من كه می دانم همه ی اینها بازیست.» |
26 تیر 85 - 05:15 | |
انسانی آرام و با معنا.
فقط یه مشکل داره . اونم اینه که با مامانش زیاد صحبت میکنه.
!!! بچه باحالیه !!! |
3 تیر 85 - 08:50 | |
او دهقانی است که بذر قلبش را در چمنزارِ محبت می کارد و انسانیت آن کِشته را می دِرود تا از آن تغزیه کند. |




















