پیام های کوتاه
__
لیست دوستان :: 27
لیست کلوب ها :: 35
  • 4 نفر آنلاین

    اس ام اس , kingofsmsnomber1
    نام کلوب :اس ام اس
    نام انگلیسی : kingofsmsnomber1
    تاسیس : 29 دی 1383
    36902 عضو ، 18 بحث ، 1 آلبوم ، 94 مقاله ، 10 لینک ، 6 نظرسنجی

    اس ام اس

  • دانشگاه بین المللی امام خمینی , emamkhomainy_univers
    نام کلوب :دانشگاه بین المللی ام
    نام انگلیسی : emamkhomainy_univers
    تاسیس : 30 دی 1383
    393 عضو ، 62 بحث ، 6 آلبوم

    دانشگاه بین المللی امام خمینی

  • دانشجویان حسابداری , accounting_students
    نام کلوب :دانشجویان حسابداری
    نام انگلیسی : accounting_students
    تاسیس : 6 خرداد 1384
    1821 عضو ، 504 بحث ، 6 آلبوم ، 22 مقاله ، 8 لینک ، 3 نظرسنجی

    دانشجویان حسابداری

  • متولدین بهمن , bahman
    نام کلوب :متولدین بهمن
    نام انگلیسی : bahman
    تاسیس : 20 دی 1383
    7050 عضو ، 40 بحث ، 13 آلبوم ، 49 مقاله ، 9 لینک ، 15 نظرسنجی

    متولدین بهمن

  • تبار آریایی , tabarearyaee
    نام کلوب :تبار آریایی
    نام انگلیسی : tabarearyaee
    تاسیس : 4 آذر 1384
    1289 عضو ، 314 بحث ، 17 آلبوم ، 8 مقاله ، 17 لینک ، 3 نظرسنجی

    تبار آریایی

  • اریاییها , aryaeeha
    نام کلوب :اریاییها
    نام انگلیسی : aryaeeha
    تاسیس : 24 فروردین 1384
    893 عضو ، 95 بحث ، 2 آلبوم ، 5 مقاله ، 1 لینک

    اریاییها

تغییرات من
سامان ت پوسته جدید انتخاب کرده است.
9 فروردین 86 - 12:49

كنون گویمت رویدادی دگر


زتاریخ دیرین این بوم و بر


چو اسكندر آمد به ملك كیان


یكی گرد فرمانده قهرمان


به ایرانیان داد درس وطن


در این ره گذشت از سرو جان و تن


كه فرزند نام آور میهن است


مر آن شیر دل آریو برزن است


چو اسكندر آهنگ ایران نمود


همه آگهان را هراسان نمود


جهانگستری فكرو سودای او


جهانگیری اندیشه و رأی او


چو موج شتابنده می راند پیش


بشد كار دارا به سختی پریش


سرانجام دارا در آمد زپا


از این بار شد پشت ایران دوتا


بسی شهر ها را سكندر گشود


به جز پارس ، چون راه دشوار بود


گذرگاه او تنگه ای بود تنگ


دو سویش همه صخره و كوه و سنگ


همه سنگ ها بود ره ناپذیر


همه صخره هایش كهن سال و پیر


در آن تنگه سردار ایران سپاه


بر اسكندر و لشكرش بست راه


چو كوهی سر افراشت بر آسمان


كه تا ره بود بسته بر دشمنان


پس از روزها پایداری و جنگ


پس از هفته ها كارزار و درنگ


سكندر نیارست از آن ره گذشت


بكارش فرومانه و در مانده گشت


سرانجام فكری سكندر نمود


پی چاره تدبیر دیگر نمود


بگفتا به سردار ایران سپاه


كه بگذر زپیكار و بگشای راه


ببخشم ترا بر همه مهتری


از این پس تو سردار اسكندری


ولی آریو برزن پاكدل


پی پاس این خاك و این آب و گل


به اسكندر از خشم پاسخ نداد


چو كوهی فراروی او ایستاد


سرانجام ، نابخرد گمرهی


به دشمن نشان داد ، دیگر رهی


چو اسكندر از تنگه آمد فراز


زنو آریوبرزن چاره ساز


گران پا تر از صخره های بلند


بپا ایستاد اندر آن ، تنگ ، بند


بدینگونه ره بر سكندر ببست


بر او آشكار و مسلم شكست


بدانست جز مرگ در پیش نیست


و را تا عدم یك قدم بیش نیست


چو نزدیك شد لحظه واپسین


به میدان آورد گفت این چنین :


)) بدان ای سكندر پس از مرگ من


پس از ریزش آخرین برگ من


توانی گشایی در پارس را


نهی بر سرت افسر پارس را


به تخت جم و كاخ شاهنشهان


قدم چون نهی بادگر همرهان


مبادا شدی غره از خویشتن


كه ایران بسی پرورد همچو من


چو اسكندر این جانفشانی بدید


سر انگشت حیرت به دندان گزید


به آهستگی گفت با خویشتن


كه اینست مفهوم عشق وطن


اگر چند آن آریا مرد گرد


پی پاس ایران زمین ، جان سپرد


ولی داد درسی به ایرانیان


كه در راه ایران چه سهل است جان ))


سروده خانم توران بهرامی ( شهریاری (


برگرفته از كتاب دیوان توران


  • ارسال نظر (1)
__