لیست دوستان :: 7
لیست کلوبها :: 9آخرین حرف... 9 آذر 86 - 18:35 |
با تو ای مهربان جاودان آسیب ناپذیر در شبی از آن " ششصد شب تنهایی " خواب بودم، خواب دیدم كه تالار بزرگی است بی سر و پایان. و تمامی چهره های آشنا جمع اند. و من از انسان و زندگی و عمر و فلسفه ی زیستن و بودن حرف می زدم. یكی از میان جمع برخاست و پرسید: شما كه همیشه از انسان و فلسفه ی وجود و معنی زندگی و این مسایل حرف می زنید، قبلن باید یك حقیقت اولیه و اساسی را روشن كنید و آن موضوع اصلی همه ی این مباحث و تمامی این نظریات است. اصلن می توانید بگویید: زندگی ، خود ، چیست؟ آدم در خواب توانایی هایی دارد كه در بیداری فاقد است. بی درنگ و با اطمینان ، گفتم " یاداشت كنید"! نان ، آزادی ، فرهنگ، ، ایمان ، و دوست داشتن
كتاب با مخاطب های آشنا از دكتر علی شریعتی ، صفحه 267 |



















