لیست دوستان :: 86
لیست کلوبها :: 96برای تویی که ......................... دوستت دارم 15 دی 85 - 17:39 |
اتل متل یه بابا ، دلیر و زارو بیماراتل متل یه مادر ، یه مادر فداكاراتل متل بچه ها كه اونارو دوست دارنآخه غیر اون دوتا هیچ كسی رو ندارنمامان بابا رو می خواد بابا عاشق اونهبه غیر بعضی وقتا بابا چه مهربونهوقتی كه از درد سر دست میزاره رو گیجگاهاون بابای مهربون فحش میده به بچه هاهمون وقتی كه هر چی جلوش باشه میشكنههمون وقتی كه هر كی جلوش باشه می زنهغیر خدا و مادر هیچ كسی رو ندارهاون وقتی كه بابا جون موجی میشهدویدم و دویدم سر كوچه رسیدمبند دلم پاره شد از اون چیزی كه دیدمبابام میون كوچه افتاده بود رو زمینمامان هوار میزد شوهرم و بگیرینمامان با شیون و داد ، می زد توی صورتشقسم می داد بابا رو به فاطمه به جدشتو رو خدا مرتضی زشته میون كوچهبچه داره می بینه تو رو به جون بچهبابا رو دوره كردن بچه های محلهبابا یهو دوید و زد تو دیوار با كلههی تند وتند سرش و بابا می زد تو دیوارقسم می داد حاجی رو ،حاجی گوشی رو بردارنعره های باباجون پیچید یهو تو گوشمالو الو كربلا جواب بده به گوشممامان دوید و از پشت گرفت سر بابا روبابام با گریه می گفت كشتند بچه ها روبعد مامان و هولش داد خودش خوابید روزمینگفت كه مواظب باشین خمپاره زد بخوابینالو الو كربلا پس نخودا چی شدنكمك می خوایم حاجی جون بچه ها قیچی شدنتو سینه و سرش زد هی سرش و تكون دادرو به تماشاچیا چشماشو بست و جون دادبعضی تماشا كردن بعضی فقط خندیدنداونایی كه از بابام فقط امروزو دیدندسوی بابا دویدم بالا سرش رسیدماز درد و غربت اون هی به خودم پیچیدمدرد و غربت بابا نشونه های دردهدرد و غربت بابا غنیمت از نبردهشرافت خون و دل نشونه های مردهای اونایی كه امروز دارین براش می خندینبرای خندهاتون دردش و می پسندینامروزشو نبینین بابام یه قهرمونهیه روز به هم می رسیم بازی داره زمونهموج بابام كلید قفل در بهشتهدرو كن هر كسی هر چیزی رو كه كشتهیه روز پشیمون می شین كه دیگه خیلی دیرهگریه های مادرم یقه تون و می گیرهبالا رفتیم ماسته پایین اومدیم دوغهمرگ و معاد و عقبی كی میگه كه دروغه |
















