زهرا اشتیاق , khorshid_mah_aygun

زهرا اشتیاق

زهرا اشتیاق , khorshid_mah_aygun

زهرا اشتیاق

مطالب تصاویر 123
cloobid
khorshid_mah_aygun
، 7 سال و 10 ماه و 16 روز
زن 39 ساله مجرد
فوق ليسانس ، کارشناس ارشد کشاورزی

آلبوم تصاویر

123 تصویر ...

morebox img


تبلیغات

زهرا اشتیاق , khorshid_mah_aygun
ما از #روشنفکران عزیز خودمون و همچنین صدای آمریکای بزرگوار خیلی خیلی عذرخواهی میکنیم که پلیسهای ایران فقط بلدن زنها رو هل بدن و هنوز یاد نگرفتن مثل پلیس مدرن و پیشرفته آمریکا با لگد بزنن توی دهن خانمهای دست بسته.

واقعا مایه سرشگستگیه!
خیلی عقب مونده ایم!

ادامه
99
26
7
7
زهرا اشتیاق , khorshid_mah_aygun
1 هفته پیش
صبح دوستم که قرار بود وکیل پرونده ام هم باشه تماس گرفت...باردار بود و ماههای اخر زایمانش ...پیشنهاد کرد یا وکیل دیگه ای معرفی کنه یا خودم با راهنمایی هاش مساله رو پیش ببرم! ملتمسانه بهش گفتم نه نمیتونم...اصلا به اعصابم مسلط نیستم...انگار کوه غم منو در هم شکسته!!!از حد و توان من این همه اتفاق با هم و همزمان خارج بود...صدای خنده نگار از پشت تلفن کمی جوشی ام کرد...گفت من اصلا پیشنهاد نمیکنم وکیل بگیری ، حتی منو هم وکیل پرونده هات معرفی نکن ...خودت به تنهایی میتونی ، منم راهنماییت میکنم...با بغضی که توی گلوم بود گفتم آبروم نگار...آبروم در خطره...ولی انگار هر چی بیشتر میگفتم بیشتر مصر میشد که خودم باید دنبال جریان باشم و کنار خونه نمونم!!!
ادامه
16
1
1
سیدجواد  , sayedjavad
دوشنبه 3 اردیبهشت ، 09:00
آبرو... گاهی وقتا آدم حاضره حتی جونش رو بده ولی آبروش حفظ بشه...
ادامه
زهرا اشتیاق , khorshid_mah_aygun
1 هفته پیش
مامان گوشه اتاق خواب بود ...تخت ش تقریبا از هم جدا شده بود و نمیشد ازش استفاده کرد...اروم روی تختم دراز کشیدم و به سقف خیره شدم...تمام تنم پر از درد بود ، باید مراقب میبودم شب دوباره حمله قلبی به مامان دست نده و قرص هاش رو بهش میدادم....ساک ها کنار اتاق چیده شده بود و حوصله چیدن و نظافت خونه رو نداشتم...باید ی کارگر امین پیدا میکردم که خونه رو دوباره شکل اولش برمیگردوند!!! ولی امکان نداشت...فرشها همه از اب و گل زرد شده بودن و دیوار ها شکل ناجوری به خودش گرفته بود و نصف وسایل خونه سر جاش نبود....هنوز سفره هفت سین گوشه پذیرایی روی میز پهن بود و سبزه و سنبل اش خمیده شده بود...فعلا باید فقط میخوابیدم و سعی میکردم اروم باشم تا فردا لیستی از کارهایی که باید انجام میدادم رو تهیه میکردم....کاش زمان به روزهای خوب زندگی بازگشت داشت....
ادامه
15
2
سیدجواد  , sayedjavad
دوشنبه 3 اردیبهشت ، 08:57
ان شاءالله روزهای خوب برای همه هرچه زودتر شروع بشه... ان مع العسر یسرا.. فان مع العسر یسرا...
ادامه
مصطفا ح فضل , mahjoor
سه شنبه 28 فروردین ، 09:18
درسته که روزگار و زمان به عقب برنمی‌گرده، ولی به نظرم آدما می‌تونن روز‌های آینده رو بسازن، حتی بهتر از گذشته (آرزوی موفقیت)
ادامه
زهرا اشتیاق , khorshid_mah_aygun
1 هفته پیش
تقریبا شب اولی بود که اوضاع کمی اروم شده بود و میشد کنار دیوار اتاق کز کنم و کمی به حوادث گذشته فکر کنم! اصلا از کجا شروع شده بود و میخواست به کجا بکشه؟؟ تقریبا از شش ماه قبل از این حوادث خواب های بد و نا اروم و غمبار میدیدم...هر بار ی مرغ یا سه تا مرغ قربونی میکردم و به یکی از خانواده های مستحق میدادم...صدقه هم میزاشتم کنار....یعنی این حوادث به خیر گذشته بود که حالا این روز و روزگار به سرم امده بود و هنوز اینده مشخص نبود....
ادامه
13
1
2
سیدجواد  , sayedjavad
دوشنبه 3 اردیبهشت ، 08:56
خدا آخر و عاقبت همه مارو به خیر کنه...
ادامه
زهرا اشتیاق , khorshid_mah_aygun
امشب حال خانواده هایی که آواره میشن و دشمن تحدیدشون میکنه رو تجربه کردم!حال بدی بود...شاید اونها همین زمان رو برای ترک خونه و زندگی نداشتن ....ساک بزرگ سفری رو کنار در کمد گذاشتم و تند تند اسناد و مدارک و عکس و فیلم و لپ تاب و وسایل مهم رو داخل ش میریختم . ..کی میدونست به آون خونه برپیگردم یا نه!اصلا زنده برمیگردم یا نه؟ فکر اینکه نکنه ما رو پیدا کنه و با اسلحه اش تحدید کنه و اتفاقی رقم بخوره با وجود قلب ضعیف مامان.....برام مثل کابوس بود، با ی اعصاب تحریک شده ن میتونستم خونه رو مدیریت کنم، توی مسیر آرام رانندگی میکردم تا تنش درون م باعث نشه دوباره تصادف کنم....به خونه یکی از اقوام که رسیدیم، ساعت یک شب بود، کم کم وسایل رو جابجا کردم و دراز کشیدم....یعنی میشه از خواب بیدار بشم و ببینم همه این اتفاقات این دو ماه اخیر فقط ی کابوس بوده؟؟؟؟؟؟عاقبت ابن همه مشکل چی میشد؟
ادامه
18
3
ریحانه  , reihan_afshar
یکشنبه 26 فروردین ، 02:28
کدوم اتفاقات؟
از آخر میگی
ادامه
ماه پری موسوی , mahpari1989
دوشنبه 20 فروردین ، 23:18
ان شالله بخیر بگذره.
ادامه
سیدجواد  , sayedjavad
شنبه 18 فروردین ، 18:52
یا خداااااااااا...... لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم.....
ادامه