..:: قهر! ::.. 22 اردیبهشت 87 - 00:35 |
باز خاله سوسکه امروز قهره با آقا موشهصبح تا غروب یک کلوم حرف نزده با موشهموش تو اتاق نشسته ساکت و غم گرفته اسنداره هیچ حوصله دلش یه کم گرفته اسمیخواد بگه به سوسکه چرا تو قهری با من؟دلم برات تنگ شده بیا با من حرف بزن!یک دفعه خاله سوسکه اخماشو وا میکنهآهسته از زیر چشم به موش نگا میکنهیواش میگه کلید کو تو اونو بر نداشتی؟میخنده آقا موشه زود میگه :آشتی آشتی
|








