__
لیست دوستان :: 155
لیست کلوبها :: 161
  • نام کلوب :آیا به او دست خواهم یا
    نام انگلیسی : asheghaneha
    تاسیس : 4 دی 1383
    4520 عضو ، 417 بحث ، 6 آلبوم ، 4 مقاله ، 1 لینک

    آیا به او دست خواهم یافت؟

  • نام کلوب :عشق و دوست داشتن
    نام انگلیسی : justlove
    تاسیس : 29 آذر 1383
    12705 عضو ، 3170 بحث ، 5 آلبوم ، 24 مقاله ، 18 لینک

    عشق و دوست داشتن

  • نام کلوب :روز والنتاین
    نام انگلیسی : valentine
    تاسیس : 22 دی 1383
    13030 عضو ، 33 بحث ، 10 آلبوم ، 31 مقاله ، 17 لینک ، 1 نظرسنجی

    روز والنتاین

  • نام کلوب :مشهدی ها
    نام انگلیسی : mashhadcity
    تاسیس : 6 دی 1383
    3453 عضو ، 298 بحث ، 14 آلبوم ، 25 مقاله ، 6 لینک ، 6 نظرسنجی

    مشهدی ها

  • نام کلوب :موسیقی
    نام انگلیسی : artschool
    تاسیس : 29 آذر 1383
    7170 عضو ، 1250 بحث ، 8 آلبوم ، 33 مقاله ، 19 لینک ، 2 نظرسنجی

    موسیقی

  • نام کلوب :اورکات
    نام انگلیسی : orkut
    تاسیس : 19 دی 1383
    16635 عضو ، 684 بحث ، 4 آلبوم ، 121 مقاله ، 3 لینک ، 4 نظرسنجی

    اورکات

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات ارتباط برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
28 مهر 85 - 20:13
***سلام دوست من*** عضویت و شنیدن اظهار نظرهای شما در کلوب کویر آنلاین باعث مسرت و خوشحالی ماست هر زنده دلی که به شهرهای کویری تعلق دارد به باشگاه کویر آنلاین دعوت می شود. ما در جاده های کویری منتظر حضور سبز شما هستیم. شاد باشید و آن را وابسته به کسی یا چیزی ندانید تا همیشه از آن برخوردار باشید کلوب کویر انلاین: http://www.cloob.com/club.php?id=32771 گروه کویر آنلاین: http://groups.yahoo.com/group/kavir_online/join روز شمار حضور شما از تاریخ :28/7/1385 *****شما هم معرف کلوب خودتان باشید.*******
2 فروردین 85 - 03:30
دوست عزیز سلام لطفا یه سری هم به این کلوب که متعلق به ریچارد هریس بازیگر نقش دامبلدور در فیلمهای هری پاتر 1 و 2 هست بزنید از دیدنتون خوشحال میشیم http://www.cloob.com/club.php?id=16373
6 آبان 84 - 11:46
شاید آخرش یک روز دیوانه شوم و بروم وسط جالیز بایستم. درست مثل یک مترسک . آری اینطوری شاید دوستی پرنده ها را بخرم یا شاید هم دشمنی شان را! اما نه ؛ من بارها دیده ام پرنده ها روی بازوهای مترسک می نشینند . می دانی چیست ؟ آنها از نگاه مترسک ها نمی ترسند . آری ، فکر خوبیست . شاید یک روز بروم و میان یک دنیا گل بایستم تا دوست گنجشک ها شوم. چه آسوده خاطر و بی تکلف، در فضایی باز و راحت، دستانت را صد و هشتاد درجه می گشایی. حتی می توانی دهانت را نیز باز کنی و نفس های عمیقی بکشی که هیچگاه پیش از این نتوانسته ای . چقدر لذت بخش است . بعد گنجشک ها از راه می رسند. یکی یکی، دوتادوتا و دسته دسته دورت می چرخند. در آغاز کمی می ترسند، اما پس از چند لحظه با هم ریز ریز می خندند . روی بازوها، دستان و کلاهت می نشینند و پس از مدتی نوک زدن، موهایت را پریشان می کنند. گاه خورشید با نورش می تابد به تو و نشاطت می بخشد. باران غمهایت را می شوید و باد نوازشت می دهد. گل ها به تو می نگرند چونان نگاهبانی نالایق که با دشمنان دوستی می کند. شاید هم در دادگاهشان تو را به جرم خیانت محکوم به مرگ کنند. اما تو فقط به همه لبخند می زنی، به گل ها و گنجشک ها، به آفتاب، به باران، به باد، به ابر، به خورشید و ماه ... آه، به روی همه می خندی. هر روز پیرتر و پیرتر می شوی. لباس هایت پاره تر می شوند و موهایت آشفته تر. خورشید گاه گاهی سربه سرت می گذارد و بی رحمانه می تابد، آفتاب لباس هایت را بی رنگ می کند و تو ناچار می سوزی و می سوزی... ابر می گرید و می بارد، بی مدارا به سر و رویت می کوبد و تو با او بی دریغ می باری و می باری... باد می وزد و موهایت را پریشان می کند و لباس هایت را به رقص وا می دارد و تو بی پروا دست در دست باد می رقصی ... فصل ها را پشت سر می گذاری و پیر می شوی. خورشید و ابر و باد، می تابند و می بارند و می وزند و تو همچنان استوار ایستاده ای و به روی همه لبخند می زنی. می ایستی و می خندی و می ایستی و می خندی، تا روزی محو شوی،هیچ شوی همچنان می ایستی و می خندی و دوستی ات تنها به یاد گنجشک ها می ماند
__