لیست توصیفنامه ها27 تیر 87 - 11:38 | |
مردها مثل ((مخلوط کن)) هستند:
در هر خانه یکی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد می خورد.
مردها مثل ((آگهی بازرگانی)) هستند:
حتی یک کلمه از چیزهایی را که میگویند نمیتوان باور کرد.
مردها مثل ((کامپیوتر)) هستند:
کاربری شان سخت است و هرگز حافظه ای قوی ندارند.
مردها مثل ((سیمان)) هستند:
وقتی جایی پهنشان میکنی باید با کلنگ آن ها را از جا بکنی.
مردها مثل ((طالع بینی مجلات)) هستند:
همیشه به شما میگویند که چه بکنید و معمولاً اشتباه می گویند.
مردها مثل ((جای پارک)) هستند:
خوب هایشان قبلاً اشغال شده وآنهایی که باقی مانده اند یا کوچک هستند یا جلوی درب منزل مردم
مردها مثل ((پاپ کورن)) هستند:
بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گیرند.
|
26 تیر 87 - 10:17 | |
من به آمار زمین مشكوكم اگر این شهر پر از آدمهاست پس چرا این همه دلها تنهاست؟ |
4 تیر 87 - 14:24 | |
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از پرسید می گویند که فردا مرا به زمین می فرستی اما من به این کوچکی و ناتوانی چگونه می توانم برای زندگی آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: از میان فرشتگان بیشمارم یکی را برای تو در نظر گرفته ام او در انتظار توست و حامی و مراقب تو خواهد بود
کودک همچنان مردد بود و ادامه داد : اما من اینجا در بهشت جز خندیدن و آواز و شادی کاری ندارم
خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود
کودک ادامه داد : من چطور می توانم بفهمم که مردم چه می گویند در حالی که زبان آنها را نمی دانم؟
خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زیباترین وشیرین ترین واژه هایی راکه ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی
کودک با ناراحتی گفت : اما اگر بخواهم با تو صحبت کنم چه کنم؟
خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دستهای تو را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو می آموزد که چگونه دعا کنی
کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام در زمین انسانهای بد هم زندگی می کنند؛ چه کسی از من محافظت خواهد کرد
خدا گفت فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش هم تمام شود
کودک ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که نمی توانم تو را ببینم غمگین خواهم بود
خداوند لبخند زد و گفت: اگر چه من همیشه در کنار تو هستم اما فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد
بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین به گوش می رسید. کودک در آن هنگام دانست که بزودی باید سفر خود را آغاز کند. پس سوال آخر را از خداوند پرسید: خدایا، اگر باید هم اکنون به دنیا بروم لااقل نام فرشته ام را به من بگو
خداوند او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهمییت ندارد ولی می توانی او را صدا کنی
مادر
روز زن رو به همه ی مادرای امروز و مادرهای فردا تبریک می گم و از همین جا دست تک تکشون رو می بوسم
|









