| کلوب آی دی | kavehshayan ، سن کلوبی : 6 سال و 3 ماه و 29 روز |
| درباره من | قصه نیستم که بگویی¸ نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی من درد مشترکم.. مرا فریاد کن |
| وضعیت | مرد33 ساله مجرد متولد 2/تیر/1358 |
| جنسيت | مرد |
| محل سکونت | Iran ، تهران ، تهران |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | فوق ليسانس |
| اطلاعات اضافي | هیچ اطلاعاتی اضافی نیست!! |
| قد | 190-195 |
| وزن | 105-110 |
| اخلاق و برخورد | دوستانه ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | متغيير |
| تاریخ عضویت | 23 مهر 1384 ساعت 05:03 |
| علایق | انسان |
| ورزش | تنیس، شنا، بوکس، تیراندازی، ماهیگیری |
| فعاليتها | کار، کار، کار... و کار |
| کتاب | ادبیات، فلسفه و الکترونیک |
| موسيقي | کارهای دور از کلیشه |
| برنامه تلويزيون | اگه وقت اضافه داشتم شاید نگاه میکردم |
| ايميل 1 | kavehshayan [at] yahoo [dot] com |
| پیام رسان یاهو | kavehshayan |
| آدرس | خانه من جاییست که ز دیوار و در بی روحش.. دل هر شاپرکی میگیرد |
| رشته | الکترو اپتیک |
| سال فارغ التحصيلي | 1382 |
| در مورد کار من | من حداقل 6تا کار مختلف دارم |
| مهارتها | الکترونیک، پردازش تصویر، سرمایه گذاری، برنامه ریزی کسب و کار |
| علايق کاري | کارافرینی، اشتغال زایی |
| من در يک جمله ! | یه ادم معمولی که سعی می کنه بد نباشه |
| مهمترين چيزها | در روز و روزگاری، که مردم قلمرو وحشت همچون کبوتران مهاجر بودند، و خانه ی خودم، تبعیدگاه قلب خودم بود من خویش را، بر روی صفحه ها متلاشی کردم.. از من شکسته تر کسی آیا هست؟ |
| رنگ مو | مشکي |
| رنگ چشم | قهوه اي |
| مشخصه اصلي | قدرت ، باهوش ، لبخند دائمي |
| فرد مورد نظر آشنایی | خودم |
| فرد ايده آل زندگي | خانواده ام |
| موارد غیر قابل تحمل | ظلم، صدای ساعت، بوی بد، شربت سینه دروغ رو یادم نرفته!!!!! هممون داریم تحملش میکنیم |
| مهارتهاي شخصي | زندگی |