__
لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد.
لیست کلوبها :: 53
  • نام کلوب :دانشکده فنی دختران شر
    نام انگلیسی : daneshkade_fani_shariaty
    تاسیس : 16 اردیبهشت 1384
    189 عضو ، 63 بحث ، 7 آلبوم ، 16 مقاله ، 8 لینک

    دانشکده فنی دختران شریعتی

  • نام کلوب :نرجس
    نام انگلیسی : nhs
    تاسیس : 27 دی 1383
    148 عضو ، 39 بحث ، 9 آلبوم ، 4 لینک

    نرجس

  • نام کلوب :سهراب سپهری
    نام انگلیسی : sohrab_sepehri
    تاسیس : 15 دی 1383
    12382 عضو ، 74 بحث ، 15 آلبوم ، 3 مقاله ، 4 لینک ، 1 نظرسنجی

    سهراب سپهری

  • نام کلوب :صدای پای آب (( سهراب سپ
    نام انگلیسی : sohrabe
    تاسیس : 28 اسفند 1383
    982 عضو ، 106 بحث ، 7 آلبوم ، 5 مقاله ، 15 لینک ، 1 نظرسنجی

    صدای پای آب (( سهراب سپهری ))

  • نام کلوب :احمد شاملو
    نام انگلیسی : shamlou
    تاسیس : 10 دی 1383
    9410 عضو ، 73 بحث ، 7 آلبوم ، 3 مقاله ، 1 لینک

    احمد شاملو

  • نام کلوب :فروغ فرخزاد
    نام انگلیسی : forugh
    تاسیس : 8 دی 1383
    11296 عضو ، 54 بحث ، 48 آلبوم ، 21 مقاله ، 12 لینک ، 4 نظرسنجی

    فروغ فرخزاد

لیست توصیفنامه ها
18 تیر 87 - 02:09
خسته ام از نوشتن،از عشق ...از نوشتن از این همه دروغ... خسته ام از این کلمات کودکانه،از این دلخوشی های بچه گانه خسته ام از این مستی و سردرگمی...خسته از جستجو کردن ، فراموش کردن هستی ام ...وجودم...خسته از بازی های بچه گانه از بازی با این همبازی های بچه تر از خودم...خسته از دویدن... برای رسیدن...برای رسیدن به هیچ! خسته ام از این اعتیاد قلبم به عشق...از اعتیاد چشمانم به اشک. خسته از باور دروغی بنام عشق...خسته از این قمار ...از قمار دل...قماری که آخرش چه برنده باشی و چه بازنده...بازنده ای بیش نخواهی بود... قماری که در پایانش بجای مشتی اسکناس چکشی ردو بدل میشود که برنده با آن بر دل بازنده میکوبد... چکشی که فقط خرد میکند..و دست به دست منتقل میشود بازنده های قمار امروز شاید چکش به دستان قمار فردا باشند خسته از جارو کردن خرده شیشه های دل...خسته از بریده شدن دستم به دست این خرده شیشه های مقدس...خسته از مرهم گذاشتن بر این زخم های کهنه،خسته از شنیدن صدا در دل...که هر از گاه غریبه ای بر آن میکوبد... خسته از نوشتن نام این رهگذران بر دیوار دلم با تیشهء عشق خسته از پاک کردن نام این رهگذران پس از رفتنشان ازاین سامان...خسته از کاروانسرا شدن دل و به زیر سوالرفتن عشق... خسته ام .. خستهء .. خسته
14 تیر 87 - 10:26
کسی چون تو مرا غریب و تنها نگذاشت این گونه در التهاب فردا نگذاشت سوگند نمی خورم ولی باور کن... کسی چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت
14 تیر 87 - 10:25
آدما از جنس برگند . گاهی سبزند ، گاهی پائیزن و زردند . زمستون دیده نمیشن . تابستون سایبون سبزند. آدما خیلی قشنگن . حیف كه هر لحظه یه رنگند
__