__
لیست دوستان :: 10
لیست کلوبها :: 15
  • نام کلوب :پیغام عشق
    نام انگلیسی : lovemessage
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    1497 عضو ، 58 بحث ، 2 آلبوم ، 9 مقاله ، 7 لینک ، 1 نظرسنجی

    پیغام عشق

  • نام کلوب :تنهاترین لحظات عشق
    نام انگلیسی : lovemoment
    تاسیس : 17 تیر 1384
    183 عضو ، 31 بحث ، 3 آلبوم ، 3 مقاله

    تنهاترین لحظات عشق

  • نام کلوب :عشق از دیدگاه عاشقان
    نام انگلیسی : lovefromlover
    تاسیس : 27 خرداد 1384
    83 عضو ، 16 بحث ، 5 آلبوم

    عشق از دیدگاه عاشقان

  • نام کلوب :دانشگاه آزاد کاشان
    نام انگلیسی : kasc
    تاسیس : 19 فروردین 1384
    658 عضو ، 516 بحث ، 17 آلبوم ، 3 مقاله ، 5 لینک ، 1 نظرسنجی

    دانشگاه آزاد کاشان

  • نام کلوب :کاشان پاتوق
    نام انگلیسی : kashanpatogh
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    311 عضو ، 91 بحث ، 9 آلبوم ، 6 مقاله ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

    کاشان پاتوق

  • نام کلوب :دانشگاه علوم پزشکی کا
    نام انگلیسی : kashan_medical_university
    تاسیس : 18 آذر 1384
    91 عضو ، 116 بحث ، 4 آلبوم ، 1 مقاله ، 9 لینک

    دانشگاه علوم پزشکی کاشان

اطلاعات علایق برای دوستان مقدور می باشد.
اطلاعات شخصی برای دوستان مقدور می باشد.
لیست توصیفنامه ها
23 بهمن 85 - 09:24
salam dooste aziz khoshhal misham toye cloobe thierry henry ozv shi http://www.cloob.com/club.php?id=31956#&postlist& in linkeshe
25 مرداد 85 - 22:24
بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن، چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانه ی جانم یادِ تو درخشید باغِ صد خاطره خندید عطرصد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پرگشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم ساعتی برلب آن جوی نشستیم تو همه رازِ جهان ریخته در جشمِ سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ی ماه فروریخته در آب شاخه ها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ... یادم آید : تو به من گفتی : «از این عشق حذر کن! لحظه ای چند بر این آب نظر کن، آب، آیینه ی عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا، که دلت با دگران است. تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!» با تو گفتم: «حذر عشق ؟ حذر از عشق ؟ - ندانم سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم ، نتوانم ! روز اول که دل من به تمنای تو پر زد، چون کبوتر، لبِ بامِ تو نشستم ، تو به من سنگ زدی ، من نه رمیدم، نه گسستم» باز گفتم که : « تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم....! اشکی از شاخه فروریخت مرغ شب ، ناله ی تلخی زد و بگریخت! اشک در چشم تو لرزید، ماه بر عشق ِ تو خندید! یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم. پای در دامن اندوه کشیدم، نگسستم ، نرمیدم، رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهای دگر هم، نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم ، نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم ! بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
__