__
لیست کلوبها :: 5
  • نام کلوب :بوی خوش عشق.com
    نام انگلیسی : booyekhosh
    تاسیس : 21 بهمن 1384
    113 عضو ، 43 بحث ، 16 آلبوم ، 15 مقاله

    بوی خوش عشق.com

  • نام کلوب :قلب شیشه ای
    نام انگلیسی : glassy_heart
    تاسیس : 17 شهریور 1385
    257 عضو ، 18 بحث ، 3 آلبوم ، 3 مقاله ، 4 لینک ، 1 نظرسنجی

    قلب شیشه ای

  • نام کلوب :دهه شصتی ها
    نام انگلیسی : 1060
    تاسیس : 10 شهریور 1385
    1423 عضو ، 30 بحث ، 10 آلبوم ، 2 مقاله ، 2 نظرسنجی

    دهه شصتی ها

  • نام کلوب :فعلا عاشقی تعطیل
    نام انگلیسی : notinlove
    تاسیس : 10 شهریور 1385
    329 عضو ، 103 بحث ، 11 آلبوم ، 9 مقاله ، 11 لینک

    فعلا عاشقی تعطیل

  • نام کلوب :وروجک ها
    نام انگلیسی : vroojakha
    تاسیس : 24 تیر 1384
    138 عضو ، 31 بحث ، 1 مقاله ، 5 لینک

    وروجک ها

لیست توصیفنامه ها
23 اردیبهشت 87 - 00:59
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را مزن ! ابتدای یك پریشانیست حرفش را مزن! گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشمهایم بی توبارانیست حرفش رامزن! آرزو داری كه دیگر برنگردم پیش تو راهمان با این كه طولانیست حرفش را مزن! دوست داری بشكنی قلب پریشان مرا دل شكستن كار اسانیست حرفش را مزن! خورده ای سوگند روزی عهد ما رابشكنی این شكستن نا مسلمانیست حرفش را مزن! حرف رفتن می زنی وقتی كه محتاج توام رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را مزن!
17 اردیبهشت 87 - 19:28
در پس پرده های یکرنگی و وفا کوهی از خشم و نفرت از دریاهای آبی رنگ معنای وسعت بی پایان توقف از کدام طوفان باز می خیزد تمام بودن و نبودن من و این موجی است از میان صفای آرامش من که معنای آبی آسمان را به دریا سپردم من که معنی طوفان را به سختی سنگ ساحل سپردم باز می توانم از دریا به دریا ببارم؟ باز می توانم سکوت بهار را به زوزه ی زمستان بسپارم؟ آرامش جاودان من تا ابد معنایی ندارد شاید نا امیدانه به نور بی پایان خمود در افق بنگرم به نور سرخ رنگ بسته از غروبی تنگ اما دوباره شب فرا می رسد شب دور نیست لحظه ای دیدن دریا لحظه ای سرخی وصل در انتهای آبی!
16 اردیبهشت 87 - 23:07
زندگی با آدماش برای من یه قصه بود توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون توی شب صدایی جز گریه ی بی صدا نبود نمی خوام مثل همه گریه کنم دیگه گریه دلو وا نمی کنه قصه های پشت این پنجره ها غمو از دلم جدا نمی کنه قصه ی ماتم من هر چی که بود هر چی که هست قصه ی ماتم قلبِ خسته ی یه آدمه وقت خوابه دیگه دیره نمی خوام قصه بگم از غم و غصه برات هر چی بگم بازم کمه نمی خوام مثل همه گریه کنم دیگه گریه دلو وا نمی کنه قصه های پشت این پنجره ها غمو از دلم جدا نمی کنه
__