لیست کلوبها :: 5
لیست توصیفنامه ها23 اردیبهشت 87 - 00:59 | |
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را مزن ! ابتدای یك پریشانیست حرفش را مزن! گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشمهایم بی توبارانیست حرفش رامزن! آرزو داری كه دیگر برنگردم پیش تو راهمان با این كه طولانیست حرفش را مزن! دوست داری بشكنی قلب پریشان مرا دل شكستن كار اسانیست حرفش را مزن! خورده ای سوگند روزی عهد ما رابشكنی این شكستن نا مسلمانیست حرفش را مزن! حرف رفتن می زنی وقتی كه محتاج توام رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را مزن! |
17 اردیبهشت 87 - 19:28 | |
در پس پرده های یکرنگی و وفا کوهی از خشم و نفرت
از دریاهای آبی رنگ معنای وسعت بی پایان توقف
از کدام طوفان باز می خیزد تمام بودن و نبودن من
و این موجی است از میان صفای آرامش
من که معنای آبی آسمان را به دریا سپردم
من که معنی طوفان را به سختی سنگ ساحل سپردم
باز می توانم از دریا به دریا ببارم؟
باز می توانم سکوت بهار را به زوزه ی زمستان بسپارم؟
آرامش جاودان من تا ابد معنایی ندارد
شاید نا امیدانه به نور بی پایان خمود در افق بنگرم
به نور سرخ رنگ بسته از غروبی تنگ
اما دوباره شب فرا می رسد
شب دور نیست لحظه ای دیدن دریا
لحظه ای سرخی وصل در انتهای آبی!
|
16 اردیبهشت 87 - 23:07 | |
زندگی با آدماش برای من یه قصه بود توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون توی شب صدایی جز گریه ی بی صدا نبود نمی خوام مثل همه گریه کنم دیگه گریه دلو وا نمی کنه قصه های پشت این پنجره ها غمو از دلم جدا نمی کنه قصه ی ماتم من هر چی که بود هر چی که هست قصه ی ماتم قلبِ خسته ی یه آدمه وقت خوابه دیگه دیره نمی خوام قصه بگم از غم و غصه برات هر چی بگم بازم کمه نمی خوام مثل همه گریه کنم دیگه گریه دلو وا نمی کنه قصه های پشت این پنجره ها غمو از دلم جدا نمی کنه |















