__
لیست دوستان :: 50
لیست کلوبها :: 46
  • نام کلوب :امام حسین (ع)
    نام انگلیسی : imamhosein
    تاسیس : 23 دی 1383
    2795 عضو ، 55 بحث ، 1 مقاله ، 2 لینک

    امام حسین (ع)

  • نام کلوب :قرآن کتاب دین من
    نام انگلیسی : ghoraan
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    2282 عضو ، 543 بحث ، 10 آلبوم ، 17 مقاله ، 23 لینک

    قرآن کتاب دین من

  • نام کلوب :علی مولا
    نام انگلیسی : molaali
    تاسیس : 30 دی 1383
    3441 عضو ، 406 بحث ، 7 آلبوم ، 2 مقاله ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

    علی مولا

  • نام کلوب :عبدالرضا هلالی
    نام انگلیسی : abdolreza_helali
    تاسیس : 12 فروردین 1384
    412 عضو ، 132 بحث ، 8 آلبوم ، 3 لینک

    عبدالرضا هلالی

  • نام کلوب : کربلا رفته ها
    نام انگلیسی : green_miles
    تاسیس : 26 فروردین 1384
    326 عضو ، 121 بحث ، 5 آلبوم ، 3 مقاله ، 1 لینک

    کربلا رفته ها

  • نام کلوب :عرفان
    نام انگلیسی : erfan
    تاسیس : 30 دی 1383
    1186 عضو ، 699 بحث ، 2 آلبوم ، 3 مقاله ، 7 لینک

    عرفان

aeshe4
5 بهمن 86 - 17:26
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

در پست امروز تهمت های عائشه به پیامبر اکرم صلی الله علیه واله را از کتب اهل سنت بررسی خواهیم کرد. تا شاید بتوانیم گوشه ای دیگر از شخصیت ناشناخته این دشمن پیامبر اکرم و امیرالمومنین علیهم السلام را پرده افکنیم.

 

تهمت های عائشه به پیامبر اکرم صلی الله علیه واله:


پیامبر عاشق رقص و آواز  !!!

صحیح بخاری و صحیح مسلم از عائشه روایت کنند که گفت: ابوبکر در ایام منی بر او وارد شد و دید که دو دخترک نزد وی دف می زنند و ضرب می نوازند. و پیامبر نیز خود را در جامه پوشانیده است. ابوبکر آنها را سرزنش کرد و براند وپیامبر پوشش چهره اش را پس زد و فرمود: آبوبکر! آن دو را به حال خود بگذار که ایام عید است و این روز ها روزهای منی است. (۱)

و صحیح بخاری و صحیح مسلم در روایات دیگری گوید: یا من از پیامبر درخواست کردم یا خود او فرمود که: آیا دوست داری تماشا کنی؟ گفتم: آری پس مرا در پشت خود قرار داد و گونه ام بر گونه اش بود که می فرمود: ای بنی ارفده (حبشی ها) ادامه دهید!! تا آنگاه که خسته شدم و فرمود: سیر شدی؟ گفتم: آری فرمود: پس برو.
و در روایات دیگری گوید: حبشی ها آمدند و می رقصیدند و در روایات دیگری گوید: دوست دارم آنها را ببینم! (۲)

و در سنن ابن ماجه از ابن عباس روایت کند که گفت: عائشه یکی از خویشاوندانش را به ازدواج یکی از انصار در آورد. رسول خدا آمد و فرمود: عروس را به خانه شوهر بردید؟ گفتند: آری. فرمود: کسی را که آواز بخواند با او همراه کردید؟ عائشه گفت: نه. رسول خدا فرمود: انصار مردمی اند که از مکالمه با زنان لذت می برند. ای کاش کسی را همراه او می نمودید تا بخواند: اتیناکم اتیناکم. فحیانا و حیاکم. (۳)

بررسی این روایات

اینها تنها سه نمونه از روایات فراوانی است که عائشه نقل کرده است. و در آنها تهمت گوش دادن به غنا و آواز و حتی دیدن رقص دختران حبشی در مسجد را به پیامبر زده است !!! این روایات اول از همه خباثت عائشه را نشان می دهد که با این روایات جعلی چگونه چهره پاک پیغمبر را عوض کرد. و الان بعد از هزار چهارصدسال مستشرقین و اسلام شناسان و حتی مسلمانان منحرف از ولایت چنین چهره ای از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله را دارند !

جالب این جاست عائشه این احادیث را در حالی نقل کرده است که خود او ناقل این حدیث از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله می باشد : "خداوند کنیز آوازه خوان و خرید و فروش و قیمت آن و تعلیم و گوش دادن به صدای او را حرام فرموده است." و به این ترتیب به اعتقاد عائشه و پیروان او پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فعل حرام انجام داده است !

پیامبری که خداوند درباره او می فرماید: 

 وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحى‏ . یعنی او از هوای خودسخن نمیگوید و هر آنچه که میگوید وحی الهی است.

و همچنین می فرماید:

لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة. یعنی تمامی افعال و اقوال پیامبر اکرم برای ما اسوه ای حسنه می باشد.
چگونه می تواند شاهد رقص و اواز و... باشد و به آن علاقه داشته باشد ؟

 

مردم به امور دنیای خود از پیامبر داناترند

صحیح مسلم و سنن ابن ماجه و مسند احمد از انس بن مالک و عائشه روایت کنند که : رسول خدا به قومی برخورد و دید مشغول گرده افشانی بر درختان خرما هستند به آنها گفت: اگر این کار را نکنید محصول نیکو دهد! گوید: محصول آن سال خشکید و پست شد. دوباره به آنان برخورد و گفت: نخلهای شما را چه می شود؟ گفتند: چنین و چنان! گفت: شما به امور دنیای خود داناترید!(۴)

بررسی این حدیث

 هر کس در سرزمینهای دارای نخل خرما زندگی کند می داند که درخت نخل نر و ماده دارد و شکوفه نخل ماده با شکوفه نخل نر بارور میشود تا ثمر دهد. و گرنه خرمای آن خشکیده شده و هسته اش محکم نمی شود و قابل خوردن نیست. حال چگونه می شود که این موضوع بر رسول خدا که از ساکنان جزیرة العرب و سرزمین نخل ها بوده پوشیده مانده باشد

بر فرض محال که پیامبر آن را نمی دانسته چگونه انصار مدینه او را از آن با خبر نکرده اند؟ نه چنین نیست. بلکه صحیح آن است که گفته شود: هدف نهایی از نسبت دادن این داستان به رسول خدا آن است که آن را سند و دستاویز قرار داده و بگویند:
پیامبر خود فرموده: "شما به امور دنیایتان داناترید" و از او روایت کنند که دیگر افراد بشر به امور دنیا از رسول خدا داناترند! تا نتیجه و لب این روایت با روایات دیگر همراه آن "جدایی امور دنیا از امور دین" گردد. همان سخن مشهوری که گوید: "کار قیصر را به قیصر واگذار و کار الله بر خدا!" و تا سنت رسول الله همگی به جز عبادات باطل و بی ارزش گردد!

همانطور که گفته شد قران کریم پیامبر اکرم صلی الله علیه واله را به عنوان اسوه و پیشوا در تمامی افعال و اقوال برای ما معرفی می کند. و همچین پیامبری نمیتواند از امور دنیا بی خبر باشد.

 

پیامبر آیاتی از قرآن کریم را فراموش کرد

صحیح بخاری و مسلم با سند خود از عائشه روایت کنند که گفت: رسول خدا در مسجد به قرائت مردی گوش می داد که ناگهان گفت: رحمت خدا بر او باد. آیاتی را که فراموش کرده بودم به یاد آورد.

و در عبارتی دیگر این چنین است که: رحمت خدا بر او باد که آیات فلان و فلان را که از سوره فلان و فلان انداخته بودم به یادم آورد.
و در عبارت صحیح بخاری چنین است که: آنها را از سوره فلان و فلان فراموش کرده بودم. (۵)

بررسی این روایت

نمیدانم چگونه پیامبر صلی الله علیه و اله چنین سخن می گوید؟ در حالی که صحیح بخاری و مسلم با سند خود از ابن مسعود روایت کنند که گفت: "بسیار بد است که کسی بگوید: ایه فلان و فلان را فراموش کردم. بلکه او خود فراموش شده است قران را به حافظه بسپارید که آن سریعتر از رها شدن بند زانوی شتر از سینه مردان رها میشود." (۶)

و چگونه پیامبر اکرم قران را فراموش می کند در حالی که قرآن می فرماید: "سنقرئک فلا تنسی" یعنی به زودی بر تو می خوانیم و تو فراموش نمی کنی. (سوره اعلی ایه ۷)
و....

 

هدف از نقل این روایات جعلی

جعلی بودن این روایات بسیار واضح و روشن می باشند. اما سوال اینجاست هدف دشمنان اسلام همچون عائشه از نقل این روایات چیست ؟ به طور قطع و یقین هدف اصلی کم ارزش کردن و همچنین بی اعتماد کردن مسلمین نسبت به سخنان پیامبر اکرم ص می باشد.
زیرا پیامبری که خود عاشق رقص و آواز است دیگر چگونه قابل تبعیت می باشد؟
پیامبری که در امور دنیا آشنایی ندارد چگونه می تواند حکومت کند و یا چگونه می تواند جانشینی برای مسلمین انتخاب کند تا او امور دنیایی مسلمین را به دست بگیرد؟
پیامبری که ایات مهمترین کتاب یعنی قران که هر سال بر او نازل میشود را فراموش می کند از کجا معلوم که احکام و دستورات خداوند را فراموش نمی کند و به مسلمین احکام خدا را به اشتباه میگوید. و...

همانطور که دیدید این روایات جعلی شخصیت پیامبر ص را بسیار پایین می آورد و مردم را نسبت به ایشان بی اعتماد میکند. هدف دیگر از نقل این احادیث بالابردن افرادی مانند عمر و ابابکر می باشد. در روایات "رقص و اواز" به خوبی مشاهده کردید که به صراحت بیان می کنند که پیامبر ص اصرار و علاقه به فعل حرام داشت ولی عمر و ابابکر از این افعال متنفر بودند و میخواستند جلوی آن را بگیرند !!

در واقع میتوان گفت این احادیث در راستای تحقق اهداف غاصبین خلافت بیان شده اند. سعی آنها پس از شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله همین بود که مقام پیامبر را در نظر مردم پایین بیاورند و از طرفی شخصیت خودشان را بالا برند.

----------------------------------
اسناد:
۱-صحیح بخاری کتاب المناقب ج۲ص۱۷۹ - و کتاب العیدین ج۱ص۱۲۳ - صحیح مسلم کتاب صلاه العیدین ج۲ص۶۰۸ -مسند احمد ج۶ص۸۴
۲-صحیح بخاری کتاب العیدین ج۲ص۶۰۸
۳-سنن ابن ماجه کتاب النکاح ج۱ص۶۱۲
۴-صحیح مسلم کتاب الفضائل ج۴ص۱۸۳۶ - مسند احمد ج۱ص۱۶۲ - سنن ابن ماجه ج۲ص۸۵۲ ح۲۴۷۰ و ۲۴۷۱
۵-صحیح بخاری کتاب فضائل القرآن ج۳ص۱۵۵ - صحیح مسلم کتاب صلاه المسافرین ج۱ص۵۴۳ - مسند احمد ج۶ص۱۲
۶-صحیح بخاری کتاب الفضائل القران ج۳ص۱۵۵ - صحیح مسلم ج۱ص۵۴۴.

به امید ظهور منتقم حضرت زهرا سلام الله علیها

یا علی یا علی یا علی
اللهم العن الجبت و الطاغوت

  • ارسال نظر (0)
لیست توصیفنامه ها
19 دی 86 - 12:25
زنگ اشتر ساز ماتم میزند بر دل و جان آتش غم میزند در صدای زنگ او ساز بلاست صحبت از ماه غم و کرببلاست... کربلا یعنی تولا داشتن مهر زهرا، عشق مولا داشتن کربلا یعنی که یار رهبری از حسین عصر خو فرمانبری...
18 اردیبهشت 86 - 00:48
خدایی کربلا بهشته
16 فروردین 86 - 22:21
بسم رب المهدی سلام میلاد رسول اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) را به شما تبریك عرض میكنم . به عشق هر دو اسیرم خوشم از این مستی دو دوست دارم و دادم به هر یکی دستی گرفته دسـت مــــــــرا این یکی و مـی خندد وآن یکی در غــــــم را به روی دل بندد جمـال هردو بهشت اسـت نه بلکه فوق بهشت به سینه ام ز ازل نامشــــان خدا بنوشت یکـی در اوج لطـــافت ، پریوش و زیبــــــا یکی رئـوف و رحیــم و کریــــم بی همتا یکـــی به دلبری دل هــزار سلســــــله دارد یکی به وادی عرفــــان هزار قافله دارد یکی اسیـــر نگاهش هزار یوسـف مصری یکی نشسته به راهش هزاریوسف مصری یکی مسیـــــح ، مریضٍ تبسّـمش باشـــــــد یکی کلیــــــم ، فقیــــر تکلــــــمش باشد یکــی منـــادی وحـــدت به نغــمه ی توحید یکی درون نگاهش هزار شعله ی خورشید یکـی خــــدای محبت ، شفیــــــع رســتاخیز یکی ولایت محـضش ، یگانه دستــــاویز یکـــی به دوله ی قرآن مطـــهر و زیبـاست یکی مفسـر قرآن ، به لهجه ی زهراست یــکی به دور حریــــمش هزار زائر پــــاک یکی مزار شـریفش یکـــــی بود با خاک یکی ربوده غمــش هوش و عقل جبراییـــل یکی مقیـــــم سرایش ، همیشه میکاییل یکــــــی طلــــوع سپیده ز خنده اش پیـــدا یکــــی کــــلام خـــلایق ز عشق او شیدا ز نام دلکش این دو ، بگو دل عاشق یکی«محمد» و دیگری بود «صادق» التماس دعا اللهم عجل لولیك الفرج
__