لیست دوستان :: 565
لیست کلوبها :: 108
لیست توصیفنامه ها28 تیر 87 - 08:45 | |
تو با من بودی از آغاز قصه
از اونجایی که تو دنیا نبودم
حساب با تو بودن نیست اما
می خوام ثابت کنم تنها نبودم
می خوام باور کنم این زندگی رو
می خوام تو قلب فردای تو جا شم
یه لحظه فکر این روزای من باش
می خوام یک عمر تو فکر تو باشم
فقط یک لحظه از فردا جدا شو
دوباره تو خیالات بچگی کن
حقیقت داره خوشبختی هنوزم
یه لحظه با حقیقت زندگی کن
|
23 خرداد 87 - 18:20 | |
قلمی سبز به من هدیه بده .
خاکستری رنگی که دیگر مدتهاست
قلم من فکر من دنیایی من
به ان انس گرفته دیگر سبز بهاری
را از یاد برده ام ابی را نمی فهم
رنگ محبت را نمیبینم .
دیگر قلم من جز دوریها بی وفایی ها
تلخیها و بی محبتیهای عشق
هیچ چیز نمیبیند نمینویسد .
دیگر قلبم باور ندارد که عشقی در این زمانه وجود دارد .
بعد از رفتن او روزگار من روزهای
خاکستری است .
او که ادعا می کرد که تا آخرین لحظه نفسهایش همسفر من
است ، رفیق نیمه راه شد ، او که ادعا می کرد که در این دنیای بزرگ
تنها مرا دارد و با کسی نیست ، هم نفس غریبه ای دیگر شد
دیگر خسته ام از این دوریها
دو رویها در انتظارم
مهربان
پس تو بیا و با عشقت
قلمی سبز به من هدیه بده
تا دوباره باور کنم طلوع مجدد
عشق را رنگ مهربان سبز
را تو این بار برای همیشه
به من هدیه کن
اری تو . |
9 اردیبهشت 87 - 15:33 | |
بهر هر یاری که جان دادم به پاس دوستی// دشمنی ها کرد با من در لباس دوستی // کوه پا بر جا گمان می کردمش دردا که بود // از حبابی سست بنیان تر اساس دوستی// بس که رنج از دوستان باشد دل آزرده را // جای بیم دشمنی دارد هراس دوستی // جان فدا کردیم و یاران قدر ما نشناختند // کور بادا دیده حق ناشناس دوستی // دشمن خویش رهی کز دوستداران دوروی// دشمنی بینی و خاموشی به پاس دوستی// |




















