__
لیست دوستان :: 20
لیست کلوبها :: 12
  • نام کلوب :فتوشاپ
    نام انگلیسی : photoshop_club
    تاسیس : 14 بهمن 1383
    6242 عضو ، 72 بحث ، 4 آلبوم ، 17 مقاله ، 14 لینک ، 3 نظرسنجی

    فتوشاپ

  • نام کلوب :مد روز
    نام انگلیسی : mode_rooz_miladabi
    تاسیس : 30 دی 1383
    8233 عضو ، 183 بحث ، 1 آلبوم ، 19 مقاله ، 2 لینک ، 2 نظرسنجی

    مد روز

  • نام کلوب :پسر دخترای خوشكل
    نام انگلیسی : flowers777
    تاسیس : 30 اردیبهشت 1384
    8373 عضو ، 34 بحث ، 74 آلبوم ، 19 مقاله ، 16 لینک

    پسر دخترای خوشكل

  • نام کلوب :شهرکردی ها
    نام انگلیسی : shk
    تاسیس : 28 اسفند 1383
    534 عضو ، 26 بحث ، 2 آلبوم ، 5 مقاله ، 8 لینک ، 1 نظرسنجی

    شهرکردی ها

  • نام کلوب :چهارمحال و بختیاری
    نام انگلیسی : 4mahal_o_bakhtiyari
    تاسیس : 28 اسفند 1383
    227 عضو ، 41 بحث ، 6 آلبوم ، 5 مقاله ، 5 لینک

    چهارمحال و بختیاری

  • نام کلوب :بروجن
    نام انگلیسی : boroujen
    تاسیس : 29 دی 1383
    136 عضو ، 122 بحث ، 6 آلبوم ، 10 مقاله ، 6 لینک

    بروجن

اعتیاد
17 شهریور 84 - 05:10

تاریخچه مواد مخدر در ایران :

استعمال مواد مخدر در ایران سابقه ای دیرین دارد .در ابتدا به عنوان دارو و سپس به صورت قرص و شربت مورد استفاده قرار گرفته است . در ایران گیاه لوكن و شیره آن یعنی تریاك در ابتدای دوران اسلامی شناخته شده بود خواص داروئی آن در كتابهای داروشناسی و طبی مورد بحث قرار گرفته بود. بطوریكه از آن به عنوان پاد زهر و مسكن استفاده می كردند. به طوری كلی استعمال تریاك در ایران را پاره ای از ره آورد حمله اعراب یا چنگیز ویا سوغات لشكركشی نادر به هندوستان می دانند. ولی چنانكه از شواهد بر می آید در زمان صفویه استعمال تریاك بیشتر به منظور تعدیل اضطراب خاطر بزرگان و درباریان و رجال عالی مقام معمول شد وبرخی آن را ره آورد ‹‹برادران شرلی ›› و سوغات انگلیس می دانند در قرن دهم هجری شاه طهماسب صفوی مصرف مواد افیونی را جدی تلقی كرده ودستورمی دهد تا تریاك موجود در دربار را معلوم نمایند.در زمان شاه عباس ظاهرا باید مصرف این مواد توسعه بیشتری پیدا كرده باشد.زیرا می گویند شربت كوكنار كه همان جوشیده خشخاش است بسیار رایج بوده بطوریكه شاه عباس دوم ضرورت مبارزه با آن را در یافته وبرای جلوگیری از مصرف آن وجمع كردن بساط افیونی،ناگزیر از صدوراحكام و فرامین موكدی می شود.با باز شدن پای اروپائیان به ایران ،كشیدن تریاك در این سرزمین رواج می یابدو بسیاری از شاهزادگان درباروصاحب منصبان لشكری وكشوری را به دام می اندازد. تا پیش از قرن نوزده،تریاك در ایران به طور وسیع كشت نمی شدوتریاك كشی آنچنان رواج نداشت.تریاك كشی در ایران از زمان ناصرالدین شاه شروع می شود در دوران امیر كبیركشت خشخاش به طور آزمایشی در اطراف تهران انجام گرفته است. (قربانی حسینی،1367 )از سال 1851 پیش قراولان قاچاقچیان این داروی تخدیر كننده،و اعتیاد آور در لباس دراویش هندی در خراسان وكرمان پراكنده شده وبه تریاك كشی پرداختند. انگلیسی ها تریاك ایران را خوب می خریدند.كشاورزان دست از زراعت گندم كشیدندوقسمت زیادی از اراضی گندم خیز را به كشت خشخاش تخصیص دادند.بطوریكه تریاك یكیاز اجناس صادراتی ایران در آمد. قانون تحدیدو انحصارتریاك ومجازات مرتكبین قاچاق مواد افیونی و تولید وتوزیع غیر قانونی هر چند ظاهرا در جهت كاهش مصرف این ماده و مبارزه با آن وضع گردیده بود ولی عملامردم را به تریاك كشی تشویق می نمود.در این دوره ،دستگاه حكومتی تریاك را به عنوان یك منبع در آمد برای دولت در نظر می گرفت .در سال 1320 این انحصار و كنترل محدود هم از بین می رود و در سالهای جنگ جهانی دوم و بعد از آن قاچاق مواد افیونی و اعتیاد آن رواج بیشتری پیدا می كند . در سال 1334 قانون منبع كشت خشخاش ، جلوگیری از مصرف غیر طبی تریاك از تصویب مجلس گذشت و وزارت بهداری را مسئول معتادین قرار داد. در سال 1348دولت قانون منع كشت خشخاش را لغو كردو به جای قانون كشت محدود خشخاش وسهمیه كوپن تریاك را رواج داد.پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران،در خرداد ماه 1359قانونی گذاشته شد كه طبق آن سهمیه تریاك معتادان مجاز لغو ودوره ای به مدت 6ماه به عنوان ترك اعتیاد مقرر شد. در پایان شهریور ماه 1359باز گیری معتادان سهمیه بگیر به عهده درمانگاههای عامل توزیع وكنترل سهمیه تریاك به اتمام رسیدوبازگیری سایرمعتادان نیزدرآذرماه1359پس از اتمام مهلت قانونی شش ماهه درمان به پایان رسیدولذا از آن پس اعتیاد جرم شناخته شدو بنا بر قانون،رسیدگی به مسئله معتادان درحوزه مسئولیت واختیاردادسرای مواد مخدرقرارگرفت. (اورنگ ،1367)

‹‹وضعیت اعتیاد در ایران وجهان ››

اعتیاد به مواد مخدر به عنوان یك مشكل اجتماعی پدیده ای است استعماری كه علاوه بر زمینه های سالم اجتماعی ،اقتصادی ،سیاسی وفرهنگی زمینه های شخصیتی،روانی وتربیتی نیز در چگونگی ابتلا به آن دخیل بوده واز اهمیت زیادی برخوردار است براثر تحقیقات انجام شده دراین زمینه می توان گفت كه ضعف شخصیت ناهنجاری های روحی ،عدم تعادل ،بی ثباتی اوضاع وبالاخره زندگی پرد غدغه ای ناشی از ضعف وفقدان روابط انسانی مناسب به تدریج فرد را در مقابل مشكلات وگرفتاریهایی قرار می دهد كه در مواجهه با آنها خود را عاجز وناتوان یابد ودرنتیجه سعی می كنداز واقعیتها فرار كند.در این راستا دانسته یا ندانسته با ماده ای آشنا می شود كه ظاهرا بر زمانی كوتاه آن هم در ذهن وی،او راازرویارویی با مشكلات در امان داشته وپناه می دهد .(آتشین،1380)

بر اساس آمارهای منتشره از سوی بهزیستی كشوربه نقل ازبرخی دست اندركاران این امردر جامعه كنونی مااز 3میلیون نفر به طور مشخص معتاد وجود داردوحدود800000 نفر نیز به طور تفننی از این مواد استفاده می كنند.از این رو چنین برآورد می گردد كه در حدود بیش از4درصدازافرادجامعه ماگرایش به اعتیاددارند.ضمنا گفته می شود كه در حدود دو سوم از زندانیان در ایران در ارتباط با جرائم مربوط به مواد مخدردرزندان ها هستند . همچنین حدود 25 درصداز حوادث رانندگی در ارتباط بااین موادمی وبخش عمده ای از آمار طلاق نیز در ارتباط با این مواد می باشند.با در نظر گرفتن آمار وارقام فوق یا بدون توجه به این آمار به هر حال می توان اظهار نمود جامعه جوان كشور در حال حاضربه شدت آسیب پذیر گردیده وخواه ویا ناخواه بسیاری از جرائم همان طور كه در بالا نیز اشاره شد مستقیم وچه غیر مستقیم ریشه در اعتیاد دارد وبایستی بر این مسئله واهمیت موضوع آگاه گردید.از آنجائیكه مسئله اعتیاد امروزه به عنوان معضل جهانی وهمه گیر مطرح است گستره این شبكه عظیم تمام جهان را در معرض خطر قرار داده وعمق فاجعه بیش از تصور ما وآمار وارقام منتشره است.از این رو با عنایت امر همه گیر شدن اعتیاد مرزها را در نوردیده وتمامی آحاد جوامع بشری را تهدید می كند لذا در این قسمت بعنوان نمونه به چند مورد به گونه ای خیلی مختصر اشاره می شود به نظر دكتر ویلیام پولین مدیر انستیتوی جلوگیری از سوء مصرف مواد مخدر در آمریكا متجاوز از یك چهارم در این كشور ناشی از اعتیاد است. به طوری كه سیگار والكل به تنهایی هر سال جان یك میلیون آمریكایی را می گیرد. طبق گزارش یك نشریه رسمی دولتی به نقل از پروفسور ادوارد مدیر واحد مطالعات مواد مخدر در انسان،روان پزشكی لندن سالانه در انگلستان حدود صد هزار نفر به دلیل اعتیاد به نحو غیر طبیعی جان خود را از دست می دهند. وحدود هفتصد هزار نفر نیز با الكلیسم دست به گریبانند.تحقیقات در كشور سوئیس نشان می دهد كه اعتیاد یكی از عوامل مؤثر در زمینه خودكشی در میان افراد ویروس ایدز می باشد.(باقرزاده،1378 )

‹‹عوامل مؤثر در گرایش به اعتیاد››

برای درمان هر بیماری و مشكل اجتماعی شناخت علل به وجودآورنده آن ضروری است.اعتیادنیزبه طورمستقیم یا غیر مستقیم ناشی ازعلل مختلف است كه این علل برخی دارای قدرت زیادوبرخی دارای اثركمتری در ایجاداعتیاددارندوهم چنین انگیزه های مختلف در ایجاداعتیادوجوددارندكه باهم فرق می كنند.چون افرادشخصیت وخصوصیت های متفاوت دارنداعتیادبه عنوان مشكل اجتماعی یك پدیده استعماری است كه نا سالم اقتصادی،سیاسی،فرهنگی،اجتماعی،شخصی،جسمی روانی وتربیتی دربروزوابتلا به آن ازبرخی ازعوامل،هم به وجودآورنده وهم زاینده عوارض اعتیادندونتیجه عوامل مختلف است برخی اهمیت زیادی دارندكه در زیربه آن اشاره می شود.

 

 

 

الف : عواملی كه مربوط به خود فرداست:

  1. كمبوداعتمادبه نفس: مانندفردی كه درمقابل درخواست دوستانش برای كشیدن حشیش جرأت مخالفت ندارد.ویااینكه توانائی های خود را كمترازآنچه كه واقعاهست می پندارند . خود كم بینی ( احساس حقارت ، بد بین بد احساس بودن نسبت به قیافه ، توانائیها وامكانات خود )

2- تمایل به اعمال زشت وخلاف : كسی كه مرتب دزدی می كند ویا دوست دارد به دیگران آسیب برساند یا دعوا راه بیاندازد در عین حال ممكن است به اعمال خلاف دیگری مثل مصرف مواد نیز تن بدهد .

3- عدم آ گاهی یا فقدان شناخت لازم نسبت به اثرات ومضرات مصرف مواد ، مثلا فرد تصور كند با تكیه به اراده یا نیروی جسمانی خود هر وقت كه بخواهد می تواند ماده مخدر را كنار بگذارد .

4- نارحتی روانی یا مشكلات شخصیتی : مثل كسی كه ناراحتی اعصاب دارد وبرای كاهش افسردگی خود به جای مراجعه به پزشك مصرف مواد را شروع می كند .

5- درد یا بیماریهای جسمی مزمن : مانند فرد مسنی كه دچار پا درد است یا كودكی كه گوش درد دارد وبه جای درمان از توسط پزشك ، خود فرد یا خانواده او به اشتباه از تریاك استفاده میكنند .

6- نظر مثبت نبست به مواد مخدر :مثلا نوجوانی كه فكر می كند مصرف مواد نشانه بزرگی واحترام است ویا مصرف مواد در جمع گروه همسالان برای او ارزش واعتبار به همراه دارد .

7 - داشتن زمینه ارثی : فردی كه یكی از اعضا خانواده یا ستگانش معتاد باشد،احتمال اعتیادش بیشتر است

8- مورد خشونت قرار گرفتن : مانند پسر نوجوانی كه مرتب از پدرش كتك می خورد وبه همین اوقات غصه دارو ناراحت است

9- وضعیت بد تحصیلی: دانش آموزی كه نمی تواند به خوبی همكلاسان خود درس بخواند ویا در مدرسه مشكلی دارد،احتمال دارد به مصرف مواد آلوده شود .

عوامل اجتماعی :

الف- عوامل تربیتی ،آموزشی ، خانواده ،مدرسه ،گروه همسالان ،رسانه های گروهی اوقات فراغت وفساد است .

ب- عوامل اقتصادی،فقر ،مهاجرت،بی كاری ،سودجویی

ج - عوامل سیاسی،جنگ وسیاست .

د- عوامل فرهنگی ،بی سوادی ،عدم آگاهی به مسائل اجتماعی،فقدان احساس مسئولیت

ه - عوامل روانشناسی ، ناپایداری عاطفی واحساس،اضطراب وبی قراری ،عدم اعتماد به محیط وآینده(قائمی 1366 )

 

 

خانواده واعتیاد

روابط خانوادگی با معنای وسیع عاطفی وپراحساسش از آغاز تاریخ بشریت برای اعضای جامعه امری ضروری بوده است.فیلسوفان ومحققین معتقدند كه جامعه متشكل از خانوادها است.

جامعه هنگامی نیروی خود را ازدست می دهد كه افراد به وظایف خانوادگی خویش عمل نكند.خانواده اساس وسازنده مهمترین ساخت اجتماعی است ووجود همه نظامات اجتماعی بستگی به مشاركت نظام

خانوادگی دارد .رفتار ناشی از نقشی كه از خانواده آموخته میشود نمونه وسر مشق رفتار در سایر قسمتهای جامعه قرار خواهد گرفت. طبق نظریه روانشناسان شخصیت كودك طی 6 سال اول زندگی فرم اصلی خود را می یابد و روابط موكول خانواده مثل میزان محبت ‍‍‍‍، میزان استقلال كودك در تصمیم گیریهایش وسازگار یا عدم سازگار والدین، عواملی هستند كه كودك رامیسازند . هر كودك از مراحل خاص رشد زیستی و عاطفی می گذرد و طی این مراحل احسساسات و صفات منفی از قبیل : تنفر ، دشمنی، ترس، پرخاشگری ،اضطراب و گناه به وجود می آید این حالات در یك محیط خانوادگی كه از لحاظ عاطفی ناراحت كننده باشد ؛ رشد می كند.بنابر این سالهای اولیه زندگی ؛ سالهای تكوینی وتایید پذیری است.علاوه بر دوران كودكی،دوران نوجوانی وبلوغ نیز از دورانهای بسیار مهم و قابل توجه زندگی است.خانواده ها باید اطلاع كافی در این مورد داشته وبدانند كه دوران بلوغ علاوه بر تغییراتی كه دراندامها وشكل ظاهری بدن دارد،از نظر روحی نیز دوران بیقراریها وگرایشهای متضاد مثل افسردگیهای بی دلیل در لحظه های شادغرور در عین خود كم بینی ؛خود خواهی در عین نوع دوستی ،معاشرت طلبی ،در عین تنهایی گزینی ،كنجكاوی در عین بی تفاوتی ، قدرت جویی وقدرت ستیزی ،عشق ورزیدن به دنیا وپوچ انگاری آن، چشم داشت مسئولیت از دیگران وبسیاری دیگر از مشخصات ونوسانهای این دوره ،فشارو طوفانهای روحی است كه البته هیچكدام از این رفتارها بی دلیل نیست.ژان ژاك روسودر كتاب معروف خود (امیل) می گوید : مردم فكر حفاظت فرزندان خود هستند،این كافی نیست باید به كودك آموخت كه وقتی انسان بالغ می شود از خود حفاظت كند،ضربه های سرنوشت را تحمل نماید،فریب ثروت یا فقر را نخورد واگر لازم شود در یخهای ایسلند یاصخره های سوزان مالت زندگی كند.‹‹كریم پور1364››

بررسیها نشان می دهد كه در تربیت خانوادگی افراد معتاد سستی وضعف وجود داشته است وسرپرستی معتادان از طرف خانواده متعارف نبوده است رفتار والدین با فرزندان بی توجه ،بدون محبت وخشونت آمیزوعدم وجودرابطه عاطفی بین آنها بوده واغلب خانواده ها درهم پاشیده ونابسامان بوده اند .

از مسائل دیگر خانوادگی در زمینه اعتیاد نقش پدر ومادر وتاثیر آن در معتادشدن فرزندان وهمچنین اثرمعتاد بودن یكی از نزدیكان بر روی نوجوانان یك فامیل است . بررسیها نشان می دهد كه خیلی از معتادان در خانواده افراد معتاد از قبیل پدربزرگ ومادربزرگ وغیره داشته اند . بی سوادی وكم سوادی بودن والدین نیز از مسائل خانوادگی علل اعتیاداست تمام این مسائل خللی در خانواده باقی می گذارد كه اثرات مستقیم این ناهنجاریها بر روی فرزندان خانواده خواهد بود. بدون تردید رابطه نزدیك وصمیمانه جسمی وروانی نوزادوكودك خردسال با مادر، روح اساسی اعتمادی رادر او به وجود میاورد كه كودك بوسیله آن قادر به رویاروی یا جدایی ها وتنهایی های ناگزیرمی شود وتوانایی یافتن یك هویت مستقل را پیدا می كند .این را بطه نزدیك وصمیمانه زمینه اساسی برای او شخصیت سالم را فراهم می سازد. كودكانی كه در دوره های اولیه طفولیت از مراقبت مادری محروم بوده و او مجبور به جدایی وقطع دلبستگی از افراد مورد علاقه خود گردندبه میزان بیش از اندازه دچار رنج وعذاب می شوند اولین ضربه های اعتیاد بر پیكر خانواده وارد می شود. اعتیاد خانواده فرد معتاد را متزلزل وفرزندان وسرنوشت و آینده آنان را به مخاطره می اندازد. سوغات اعتیاد برای خانواده چیزی جز نگرانی و پریشانی نیست خوش و شادی از خانواده معتاد رخت می كند وشیرازه زندگی را از هم می پاشد. مهمترین تاثیر اعتیاد بر خانواده از بین رفتن كنترل،نظم،انظباط وبه وجود آمدن هرج ومرج وبی بندوباری است. فقر خانوادگی،كثرت اولاد،در نتیجه نرسیدن به فرزند،طلاق،متاركه پدرومادر یا فوت یكی از آنها تضاد ارزشها بین فرزندان و والدین ،ناكامی فرزندان و ایجاد روابط عاطفی با همسالان در نتیجه كمبودمحبت،ارزشهای خانواده با ارزشهای جامعه وغیره از مسائل مهمی است كه می توان آنها را جزء علل ا عتیاد نام برد. متاسفانه اغلب افرادی كه در خانواده های معتاد متولد شده و پرورش می یابند تكرار مصرف اعضای خانواده ا یشان عادی شده، ترس از تجربه مصرف ازآنها دور می شود.چون بین اعتیاد پدر و فرزندان از لحاظ ژنتیك رابطه مستقیم وجود ندارد،بلكه عمل مصرف پدر برای فرزندان عادی میشود. البته نباید فراموش كرد كه گاه مصرف والدین در فرزندان تاثیر منفی می گذارد وممكن است آنها را برای همیشه از مصرف داروی مخدر بیزار وگریزان كنند. به طور كلی فقر اقتصادی ومالی ، فقر فرهنگی ومعنوی ،رفاه اقتصادی ، پدیده طلاق ،سابقه اعتیاد در خانواده ، بیسوادی ،اختلافات وعدم سازگاری ، تبعیض بین فرزندان،فوت یا ازدواج مجدد یكی از والدین ،زندگی با نا پدری و نا مادری ،اختلافات زناشوئی ، عدم تجانس روابط خانوادگی ، نا سازگاری های اخلاقی فرزندان ، خشونت وتنبیهات غیر مجاز ، بی توجهی وبی اعتنایی والدین به فرزندان به علت كثرت اولاد ویا به هر دلیل دیگر ،ناز پروری در حد افراط كودكان كه مانع رشد استعداد فكری می شود، افراط وتفریط در مورد پاداش وتنبیه فرزندان ،عدم امنیت فرزندان در خانواده، نارسائی والدین در جنبه های رفتاری ،عقیدتی ،خلقی،اخلاقی، ملامت وسرزنش بی حد وبی مورد فرزندان به ویژه در پیش دیگران ،سخت گیریهای بی مورد وشتاب در تصمیم وقضاوت،عدم رعایت اعتدال در پرورش جنبه های عاطفی وشخصیتی فرزندان،عدم تربیت و آموزش صحیح، فقدان احساس مسئولیت، منحرف بودن والدین یا اعضای دیگر خانواده،در انحراف فرزندان تاثیر دارند. (مساواتی ،1374)

عامل دوستان واعتیاد

علاوه بر خانواده عوامل دیگری مثل دوستان ، گروه های همسالان وحتی همسایگان نوجوانان نیز ممكن است بر شخصیت فرد اثر داشته واورا به سوی انحراف و اعتیاد بكشاند.به خصوص اینكه نوجوان در دوره بلوغ بیش از هر زمان دیگر تحت تاثیر گروه همسالان ودوستان قرار میگیرد.چرا كه در این دوره ،نوجوان از اتكای خود به خانواده كاسته و لاجرم در صدد پیدا كردن تكیه گاه های دیگری كه مهمترین آنها گروه همسالان است بر می آید.نوجوان معمولاتحت تاثیر اعمال ،رفتار،گفتاروافكار دوستان قرار داشته وخواسته ها و نظرات آنان را بدون مقاومت پذیرفته ونادانسته با آزمایش نمودن مواد مخدر زندگی خود را به مخاطره می اندازد.منحرفین ومعتادان معمولا دوست دارند كه رفقا ، دوستان واطرافیان خود را همانند خود بنمایند .در محیط خانوادگی ناسالم ،نوجوان زودتر از دیگران بدام دوستان منحرف ومعتاد می افتد .

یا به علت عقده ها ، ناكامی ها وشكستها ، جهت عضویت وپذیرفته شدن در گروه ، به مصرف مواد مخدر روی می آورند بیشتر افراد معتاد پیوند خانوادگی سست تری دارند واز خانواده گریزان هستند وبا دوستان خود پیوستگی بیشتری دارند .پس در خانواده هایی كه احساسات و عواطف بسیار ضعیف است نوجوان وجوان خانواده برای از بین بردن این خلاء سعی می كنند با افراد ناباب دوست بشوند وهمین دوستی ها است كه آنها رابه سویی شكل بدهد كه بتوانند نقشهای از پیش تعیین شده ای را ایفا كنند البته مدرسه و آموزش و پرورش هم می تواند عامل استعماری و امپریالیسم باشد و هم اینكه می تواند در جهت رشد وتكامل افرادی آزاد و خلاق خدمت كرده وآنان را از انحراف واعتیاد مصون بدارد .از دیگر مسائلی كه باید در آموزش وپرورش كودكان ،نوجوانان وجوانان مورد نظر باشد، همكاری مربیان ووالدین است. متاسفانه نظام وهماهنگی میان دو محیط خانه ومدرسه، این دو نهاد مهم اجتماعی وجود ندارد .وحقیقت این است كه اگر در مدارس مدیریت وسازمان دهی ماهرانه ای وجود داشته باشد می توان بسیاری از مشكلات را به كمك والدین ویا بالعكس به كمك مدیران ومربیان حل كرد.(شا كری،1368)

مشخصات فردی و وضعیت اجتماعی واقتصادی معتادان ایرانی

می توان گفت كه اعتیاد مخصوص طبقه یا گروهی خاص نیست ولی اینكه چه افرادی با چه خصوصیاتی در معرض این خطر هستند باید گفت كه تا كنون تحقیقاتی كه در زمینه اعتیاد شده مشخصات فردی روانی خاص را برای معتادان شناخته است با توجه به این تحلیل ها یی كه بر اساس پژوهشهای انجام شده بعمل آمده نشان داده شده كه اكثرا افرادی با چه خصوصیاتی بیشتر به مصرف مواد مخدر روی می آورند این تحلیل بر روی دهها موردتحقیق كه از سال 1342ه.ش تا سال 1365 انجام یافته صورت گرفته ونتایج آن واینكه در طی این سالها در ایران چه روندی داشته را نشان می دهد :

1- جنس

پژوهشهای انجام شده در زمینه اعتیاد طی سالهای مذكور حاكی از آن است كه بیشتر معتادین مرد بوده اند .

طی تحقیقی كه توسط دكتر محمد حسین فرجاد در سالهای 1359 و 1365 بر روی معتادان زندانی در كلیه زندانهای كشور انجام یافته است نشانگر آن است كه اعتیاد در میان مردها بیشتر از زنها شایع می باشد . و نیز از 47 مورد تحقیقی كه طی سالهای 42و65 بر روی معتادان كشور انجام یافته در 44 مورد آن اكثریت با مردها بوده وتنها در 3 مورد زنها اكثریت داشته اند.

2- سن

تحقیقات یاد شده طی سالهای فوق نشان می دهد كه سن بیشتر معتادین بین 21و30سا لگی بوده است این بررسیها نشان می دهند كه از سال 1351به بعد به معتادان در گروه سنی پایین تر از 20 سال نیز گسترش یافته است .

یكی از دلایل این امر می توانند گسترش مصرف هروئین از این سال به بعد با شد كه بیشتر دامنگیر افراد در سنین پایین تر است .

3-وضعیت تاهل

از 34 پژوهش كه وضعیت تاهل معتادان را طی سالهای ذكر شده مورد بررسی قرار داده است تاسال 1345 در 20 مورد تعداد معتادان متاهل بیشتر از معتادان مجرد بوده است . ولی فراوانی اعتیاد در میان افراد متاهل از سال 1345 تا 1365 رو به كاهش گذاشته و در عوض تعداد معتادان مجرد رو به فزونی گذارده است.

شاید یكی از دلایل آن باشد كه تا آن سال بیشتر معتادین معتاد به تریاك بوده اند كه به دلایل با لا بودن سن اعتیاد وحساسیت كمتر جامعه نسبت به معتاد تریاكی از نظر عرف جامعه قادر به اختیار زن وتشكیل خانواده بودند .ولی با گسترش هروئین كه دامنگیر افراد در سنین پایین بوده ونیز عدم پذیرش معتاد به هروئین در جامعه امكان تشكیل خانواده را به معتاد نمی دهد.

4- شغل معتا دان

طبق نتایج تحقیقات انجام یافته ، شغل بیشتر معتادان كارگری ویا صاحب مشاغل آزاد بوده اند البته یكی از دلایل آن از دست دادن شغل اصلی پس از اعتیاد و روی آوردن به شغلهای ساده وكاذب بوده است بیكاری نیز از عواقب اعتیاد معتادان است از 32 مورد تحقیق تركیب شغلی بیشتر معتادان عبارت بود از 3 مورد خانه داری ( زنان ) در 13 مورد كارگری ودر 3 مورد كارمند ، در 12 مورد صاحب مشاغل آزاد و3 مورد محصلین ودر 6 مورد بیكاران .

5- درآمد معتادان

بررسیها نشانگر آن است كه بیشتر معتادان از طبقات كم در آمد بوده اند گر چه مسائل ومشكلات اقتصادی می تواند یكی از دلایل ابتلا به اعتیاد باشد ولی با توجه به اینكه آنها تحقیقات به عمل آمده در زمینه اعتیاد در بیمارستانهای دولتی صورت گرفته است و معتادانی كه دارای وضع مالی خوبی هستند مسلما در بیمارستانهای خصوصی بستری می شوند طبیعتا این تحقیقات مورد بررسی قرار نگرفته اند .از 38 مورد تحقیق طی سالهای فوق میزان درآمداغلب معتادان عبارت بوده از : در 4مورد بدون در آمد ودر 32 مورد كم در آمد ودر 13 مورد با در آمد متوسط. (مظلومی1382)

‹‹علا ئم و نشانه های اعتیاد››

الف:الگوی ناسازگار مصرف مواد كه به ناراحتی یا اختلال قابل توجه بالینی منجر شده وبا وقوع یك (یا بیش از یك ) مورد از موارد زیر طی یك دوره 12 ماهه مشخص می شود:

1 - مصرف مكرر مواد كه منجر به ناتوانی در ایفای وظایف اصلی در محل كار ،مدرسه یا خانه می شود (مثل غیبتهای مكرر یا عملكرد ضعیف در كار، غیبت از مدرسه ، تعلیق یا اخراج، بی توجهی به فرزندان ومسئولیت های خانوادگی به دلیل مصرف مواد).

2- مصرف مكررمواد درموقعیتهایی كه ازلحاظ جسمانی خطرناك است( مثل رانندگی ویا كار باماشین آ لات تحت تاثیرمواد)

3- مشكلات مكرر قانونی وحقوقی در ارتباط با مصرف مواد (مثل بازداشت شدن به دلیل بر هم زدن نظم عمومی تحت تاثیر مواد )

4- مصرف مداوم مواد با وجود داشتن مشكلات مكرر ومداوم اجتماعی یا میان فردی كه به دلیل مصرف مواد ایجاد شده یا تشدید می شوند (مثل مشاجره با همسر در مورد پیامدهای مسمومیت و زدوخورد .

ب: نشانه ها هیچگاه با ملاكهای وابستگی به مواد برای طبقه مواد مورد نظر مطابقت ندارند .

در دسته بندی كلی می توان علائم و نمودهای گرایش به اعتیاد را به شرح ذیل عنوان نمود:

- تغیرات ظاهری بدنی (چهره ) وخلق و خوی

- تغیرات كلی در رفتار

- نشانه های سوختگی در بدن

- روابط تیره با خانواده

- گزینش دوستان تازه و مناسب ونامناسب

-لاغر شدن و كاهش غیر معمول وزن

- افت تحصیلی ویا عدم علاقه به تحصیل

- آثار تزریق سوزن در بدن

- پرخاشگری ونا فرمانی غیر عادی

- مفقود شدن پول واشیاء قیمتی در منزل

-دروغگویی ونهان كاری در منزل وبیرون

- دوری از ورزش وسایر سرگر میهای مناسب

- معاشرت كمتر با والدین وعلاقه به گوشه گیری

چرت زدنهای موقتی وغیر معمولی سستی وبی اشتهایی و1994DSM-IV))

درمان اعتیاد :

اعتیاد به مواد مخدر یكی از معضلات پیچیده ای است كه در سراسر دنیا مشكلات عدیده ای را به وجود آورده است ،غیر از عوارض طبیعی كه تهدید كننده سلامت وحیات بشری است ، صدمات فراوانی را نیز از ابعاد اجتماعی واقتصادی بر پیكر جامعه وارد نموده است، خصوصا در كشورهای در حال رشد مانند ایران كه بایستی ركود گذشته خود را هم جبران نمایند ، موجب اتلاف وقت ،انرژی و بودجه سازمانهای مختلف می شود ودر نتیجه مانع پرداختن به اصول مهمتر خواهد شد. در كشور ما با توجه به همسایگی با كشور افغانستان كه تولید كننده اصلی مواد مخدر در جهان است ، مواد مخدر به راحتی و قیمت مناسب در دسترس می باشد لذا جهت جلوگیری از ابتلاء واعتیاد جوانان به این موارد وپیشگیری ازعوارض بعدی لازم است دولت مردان توجه بیشتری را نسبت به پیشگیری از اعتیاد معطوف دارند . بدیهی است آموزش فرهنگی جامعه نسبت به عوارض اعتیاد به مواد مخدر وپیامدهای اقتصادی واجتماعی آن موجب كمك به درمان اینگونه افراد خواهد شد .

در درمان اعتیاد سم زدایی وبازتوانی فقط بخشی از درمان را تشكیل میدهد و برای رهایی از این پدیده شوم بایستی ارگانهای مختلف دست به دست هم داده اند تا امنیت و سلامت جامعه را فراهم نمایند . در گذشته معمولاًبیماران معتاد در هنگام مراجعه به پزشكان به دلایل دیگر شناخته می شدند و لزوم درمان مطرود می گردید ولی در حال حاضر با توجه به همكاری وزارت بهداشت ودرمان وسازمان بهزیستی راه اندازی درمانگاهها و مراكز درمانی ، بیماران مستقیما جهت ترك مراجعه می نمایند كه این گام مؤثری در درمان آنها می باشد . روشهای مختلفی را در درمان اعتیاد به كار برده اند كه شامل برخورد های فارماكولژیك ، حمایت روانی و حمایت اجتماعی می باشد .

درمان فارما كو لژیك اكثراجهت سم زدایی و نیز ادامه درمان به كار می رود اصول سم زدایی در مورد همه داروها تقریبا یكسان است وعبارت است از جانشین نمودن دارویی كه از نظر فارماكولوژیك نسبتا معادل داروی مورد مصرف بوده وترجیحاخوراكی و طولانی اثر باشد . بیماری روی داروی اخیر تثبیت شده وسپس داروی جانشین بتدریج قطع می شود . برخورد روانی واجتماعی شامل تكنیكهای گوناگون آموزش گروهی بدون دارو،بر اساس این فرض بنا شده كه اعتیاد نشانه ای از برخی اختلا لات عاطفی یا ناتوانی برای مقابله با استرسهای زندگی است . رایج ترین تكنیك ، استفاده از فشار سایر اعضای گروه روی فرد برای مقابله با مشكلا ت زندگی است . تكنیكها كه به صورت فردی یا گروه درمانی اجرا می شوند شامل برخوردهای تعلیمی و تغیر روش زندگی در زمینه های شغلی و اجتماعی می باشند . سم زدایی فرد معتاد گاهی چند مرتبه در طول درمان تكرار می شود ولی آنچه مهم است خواست ومراجعه مستقیم فرد معتاد جهت ترك می باشد كه مهمترین و اساسی ترین قسمت درمان است . زیرا اجبار جهت ترك ممكن است به سم زدایی موقت كمك كند ولی باعث عود می شود.

بدیهی است حمایت خانوادگی اجتماعی و ایجاد فرصتهای شغلی مناسب كمك مؤثری به درمان می نماید . درفردی كه مواد مخدر استفاده می نماید ابتدا نیاز به سم زدایی بررسی شده و توجیه بیمار انجام می شود و وقتی بیمار درمان پیشنهادی را قبول كرد جهت درمان برنامه ریزی لازم صورت می گیرد.(احمد وند ، 1377)

‹‹مراحل ترك اعتیاد››

1- ترك مصرف دارو 2- سم زدایی 3- باز توانی

تكنیك محرومیت :

متادون خوراكی دارویی است كه غالبا حهت تخفیف شدت علایم محرومیت استفاده می شود . زیرا اولا مصرف خوراكی دارد وثا نیاطولانی اثر است (علایم محرومیت خفیف تراست) وتعداد دفعات مصرف كمتر است. این دارو نسبتا بی خطر است اصولاجهت سم زدایی بایستی داروی را مصرف نمود كه خاصیت اعتیاد آوری آن كمتر باشد .

برای مثال متادون جهت محرومیت پنتازوسین داروی مناسبی نمی باشد ومحرومیت پتازوسین را بایستی با كاهش دوز آن یا با جایگزینی كلونیدین درمان نمود. سم زدایی نار كو تیك به دو دسته تقسیم میشود :

1 -كوتاه مدت: زمانی كه بیشتر از 30 روز نیست.

2- بلند مدت : زمانی كه بیشتر از 180 روز نیست.

روشهای جدید كوتاه مدت ،شامل روشهای فوق ا لعاده كوتاه وفوق العاده سریع می باشد.در تمام این روشها بیمار در مدت كوتاهی ( با استفاده از آنتا گونیست مخدر ) سم زدایی می شود .

یو پر نور فین كه یك آگونیست نسبی رسپتور مخدر است بعنوان جایگزین متادون استفاده شود.اگر چه هر یك از مخدرها ممكن است تجویز شده وبتدریج قطع شود در كل بستری نمودن بیمار در بیمارستان جهت سم زدای وتخفیف علایم محرومیت وتحمل آنست وبه هر حال ممكن است بیمار تا حدودی،ناخوشی ر ا نیزتجربه كند .

سم زدایی چیست؟

سم زدایی پروسه ایست كه در آن فردی كه وابستگی جسمی به دارویی دارد ، به صورت سریع یا تدریجی داروی او قطع شده واز داروی اعتیاد آور محروم می شود .

روشهای طبی برای كمك به سم زدایی عبارتند از :

1- استفاده از دارویی كه فرد به آن وابسته است (یا مشابه آن ) .

2- استفاده از دارویی كه تحمل متقاطع ایجاد می كند مثل كلونیدین .

3- استفاده از داروهای ایجاد كننده علایم محرومیت مانند نالوكسان ونالترو كسان .

4- درمان تخفیف علایم با داروهای كمكی (درمان علامتی ).

اهداف سم زدایی عبارتند از :

الف) رهایی فرد معتاد از وابستگی دارویی كه به علت مصرف مزمن روزانه مخدر حاصل شده است .

ب) كاهش درد و ناخوشی در دوران محرومیت از دارو.

ج) فراهم نمودن درمان سالم وبی خطر و یاری نمودن معتاد در برابر مشكلات ابتدایی ترك

د) درمان مسائل طبی ایجاد شده بدنبال ترك یا فراهم نمودن ارجاع مناسب به مراكزدرمانی .

اقدامات غیر دارویی در درمان اعتیاد :

یك پرستار مهربان و صمیمی كه قدرت تلقین اعتماد به نفس را دارا باشد ، می تواند كمك مهمی به بیمار بنماید .

درگیر كردن بیمار در سم زدایی خویش كار مثبتی است بنابر این محدود كردن دوزهای درمانی ضروری نمی باشد (به بیمار سر پایی اجازه دهیم بر چسب علا ئم ،داروی خود را تنظیم نماید) .موارد دیگر، حمام گرفتن ، نرمش وورزش ( هرگاه وضعیت بیمار اجازه دهد ) و رزیم پر كالری و پرو یتامین می باشد. به علت اینكه افراد معتاد اكثرا سؤ تغذیه دارند ،مولتی ویتامین و مینرال نیز اضافه می شود . (سجا د یه، 1365)

 

توانبخشی و پیگیری

آنچه از سم زدایی اهمیت بیشتری دارد پیگیری وتوان بخشی اعتیاد است ، بیشترین عود اعتیاد در مرحله بعد از سم زدایی است.اولین اصل موفقیت در این مرحله پذیرش فرد ، اعتقاد و خواسته بیمار برای تغیر در زندگی است .

بیمارباید خودش خواهان ترك اعتیاد و تغییر در روش زندگی باشد . بپذیرد كه لازمه جلوگیری از عود ، تغییر در سبك زندگی ، روابط بین فردی و خانوادگی است .

باید برای بیماری توضیح داده شود كه سم زدایی فقط قدم اول درمان است و درمان كامل نیاز به یك دوره طولانی مدت دارد . علاوه بر تغییر در سبك زندگی ، نگرش و دینامیك خانواده نیز مهم است در بعضی شرایط ممكن است حتی نیاز به تغییر محل زندگی باشد بیمار باید در قبال درمان خود احساس مسؤلیت نماید و تمام مسئولیت را بگردن تیم درمان نیندازد. در مرحله باز توانی نیاز به ارزیابی دقیق و كامل روانشناسی و روانپزشكی دارد. شدت مشكلات روانی و خانوادگی به عنوان یك پیشگویی كننده نتایج درمان است . استرسها ، شرایط محیطی ، نوع دوستان ومشكلات روانی زمینه ای نقش مهمی در مسیر درمان دارند . در دوره بازتوانی از متدهای مختلفی استفاده میشود .

از مهمترین روشهای نگهدارنده و توانبخشی مورد استفاده می توان به درمان نگهدارنده با متادون ، استفاده دراز مدت از نالتوكسون ، مشاوره و روان درمانی ، گروه درمانی ، مداخلات روانپزشكی ، گروههای خود یاری ، درمان جامعه مدار ومشاوره آموزش خانواده اشاره شود .

در اینجا بعضی ازاین روشها توضیح داده می شود:

1- مشاوره وروان درمانی

در این روش ، بیمار برای مدتی طولانی ( 6ماه تا یكسال )مراجعات مكرر و منظم به روانشناس بالینی دارد .

روانشناسان با ارتباط درمانی متقابل و معقول كه با بیمار برقرار میكند ، سعی در جلب اعتماد وی دارد و امیدواری را به وی باز می گرداند . روانشناس در صدد كشف موانع فردی ، ذهنی و روانی برای ترك اعتیاد است .

در طی جلسات ممكن است از روشهای مختلف روان درمانی نظیر روان درمانی فردی حمایتی ، شناخت درمانی توأم با رفتار درمانی وتحلیل درونی ویا هیپنوتیزم بهره گیرد در بعضی جلسات ممكن است لازم گردد وی با سایراعضای خانواده ، دوستان وهمكاران وی هم مصاحبه ومشورت صورت گیرد. به نظر می رسد كه برای كلیه افراد معتاد ی كه خواهان درمان جامع هستند روان درمانی در كنار سایر روشهای درمانی ضرورت داشته است. بر عهده پزشك است كه بیمار را توجیه نماید كه همزمان با سایر درمانها ، روان درمانی ومشاوره را تحت نظر روانشناسی بالینی انجام دهد. جلسات روان درمانی ممكن است هفتگی یا هر دو هفته یكبار ویا ماهانه باشد .

هر جلسه حدود 45 الی 90 دقیقه طول می كشد.

2- گروه درمانی

درمان گروهی عبارت است از تشكیل جلساتی هر یك از 12ـ 8 نفر از افرادی كه مرحله ترك (سم زدایی) را گذرانده اند و تمایل به درمان كامل و موفق دارند . افراد باید انگیزه برای درمان داشته باشند . جلسات با هماهنگی و نظارت روانپزشك یا روانشناس ویا مشاوره برگزار می گردد.درمانگر افراد را مشخص كرده و برای جلسات دعوت می كند . جلسات معمولا هر هفته یا هر دو هفته یكبار در ساعت معینی از هفته كه از قبل تعیین شده است تشكیل می شود. هر جلسه حدود5/1الی 2 ساعت به طول می انجامد درمانگر نقش هدایت و رهبری جلسات را دارد . هر كدام از اعضای شركت كننده از قبل از اهداف گروه درمانی و فواید آن آگاه می شوند ، هر كدام از شركت كنندگان به بیان تجربیات ، احساسات ومشكلات خود پیرامون انگیزه اعتیاد و راههای پیشگیری از عودمی پردازند.بحث آزاد است و ممكن است در طی جلسات گاهی مكالمه و گفتگو بین دو نفر صورت پذیرد در مانگربعنوان رهبر گروه سعی می كند به كلیه اعضا اجازه صحبت دهد و مانع صحبت بیش از حد لزوم یك نفربشود از مشاجره وبحث های تند وخارج از موضوع جلوگیری درمانگر در ابتدای هر جلس راجع به جلسات خلا صه ای بیان می كند ومحورهای گفتگوی جلسه حاضر را مطرح می كند و در انتهای هر جلسه یك جمع بندی كلی از آن جلسه راا رائه می كند. در جلسات گروه درمانی ، افراد احساس هم دردی ودارا بودن یك مشكل مشترك پیدامی كنند. احساس می كنند كه تنها نیستند و می توانند با هم فكری هم دیگر به رفع بعضی از موانع بپردازند . گاهی تجربیات بعضی از افراد برای درمانگران هم جالب و آموزنده است . یكی از وظایف گروه درمانی به تجربه گذاشتن تجربیات همدیگر وارائه نتیجه آن در جلسات بعدی است.

3- درمان جامعه مدار یا جوامع درمانی :

فلسفه این روش درمان بر اساس نظر یه است كه معتقد است فرد معتاد از نظرعاطفی و هیجانی ناپخته است و نیاز به نگهداری و مراقبت در یك ساختار اجتماعی ویژه دارد تا سبك زندگی فرد تعدیل گردد و الگوی رفتار مخرب وی اصلاح گردد، و هدف از این روش ،تغییر كامل در سبك زندگی است كه در ضمن آن ،فرد یك خود باوری ومهارتهای اجتماعی مفید دست پیدا می كند و نگرشهای ضد اجتماعی و رفتارهای بزهكاری از خود دور می سازد.

برای رسیدن به این اهداف ،افراد معتاد پس از ترك اعتیاددر مكانهای ویژه ای كه تحت عنوان شهرك باز پروری است برای مدت 12 الی 18 ماه زندگی می كنند وبر حسب شرایط ممكن است این دوره درمان تعدیل و به 6 تا 9 ماه كاهش یابد ، ا فراد در این روش یك زندگی جدید گروهی و با مشاركت خودشان آغاز می كنند.رسیدگی به امور شخصی ،اداره زندگی ، كار وفعالیت روزانه ، ورزش ، كلاسهای آموزشی وخدمات پزشكی از جمله اموری كه كه در این روش وجود دارد . هرفرد باید هر روز طبق برنامه معینی از خواب بیدار شود به ورزش دسته جمعی بپردازد . ساعت معینی به سر كار برود . وظیفه مشخصی را به انجام برساند و در كلاسهای آموزشی شركت نماید از فعالیتهای فوق برنامه استفاده نماید . و در معاینات روزانه وهفتگی شركت نماید .بیماران در این روش ازنظر مصرف مواد مخدر تحت كنترل شدید ویژه ای قرار دارند و آزمایشات سرمی و ادراری مكرربه به صحت عدم اعتیاد انجام می دهند ودر صورتیكه تست مورفین مثبت باشد اخراج می شوند ، ملاقات ها كاملا كند شده است و طی كلاسهای آموزشی ،خود كاوی ،اعتماد به نفس ، تقویت جنبه های مثبت شخصیت ، كسب مهارتهای اجتماعی لازم ، روشهای مقابله با استرس و در نهایت بازگشت به زندگی عادی و فعال عاری از مواد مخدر مسؤلیت پذیری آموزش داده می شود . روشهای تشویق وتنبیه در این شیوه به كار گرفته می شود . پرسنل شاغل در این شیوه افراد بر گزیده از میان كادر پرستاری ،روانشناسی ، مدد كاری وپزشكی انتخاب می شوند وتحت نظارت دقیق قرار دارند معمولا تحت نظر متخصصین روانپزشكی اداره می شوند. (مهریار،)1377

خودسازی وترك اعتیاد :

گروه بسیاری از افراد جوامع راكسانی تشكیل می دهند كه در زمان بروز هر گونه ناراحتی ویا فشارهایی در زندگانی فردی ویا اجتماعی وخانوادگی برای كاهش دادن احتمالی وموقتی آن حالتهای به وجود آمده ،اقدام به مصرف الكل،سیگار،تریاك ویا مواد دیگری مانند هروئین ومی نمایند.مصرف چنین موادی برای مدتی كوتاه وناچیزفردرادر بی خبری وفراموشی فرومی برداز خود بی خود می كند وتا زمان به خصوص وناچیزی باعث می شود كه او درد ورنج وگرفتاریهای محیط خود را فراموش كند ولی پس از گذشت اندك مدتی كه اثر این داروهای مسكن ومخرب وخانمان سوز،از جسم مادی وی خارج گردید در مقابل آن ناراحتی چه خواهند كرد.تمام افراد معتاد از شنیدن لغت ‹‹معتاد››تنفر دارند وحساسیت فراوانی را در باره این كلمه از خود بروز می دهند.ولی بعد از مدتی كه از اعتیاد آنها گذشت از چنین اهانتی وكلماتی ناراحت نمی شوند وپس از مدتی كه دیگر از مصرف مواد لذت نمی برند وآنها حاضراند كه سخت ترین شكنجه ها را برای دست یابی به لذت بیشتری در آیند تحمل كنند .یعنی در چنین شرایطی آنها اجازه می دهند برای ترك كردن موقتی اعتیادشان هر عملی را كه دیگران مایل باشند نسبت به آنها انجام دهند حتی حاضرند تا چند روزی آنها را به تخت خواب یا تیروستون ببندند یا در اطاق تنگ وتاریك زندانی كنند در مراحل اولیه ترك اعتیاد هیچ گونه مقاوتی بروز نمی دهند شاید كسانی كه برای اولین باراعتیاد شان را ترك می نمایند گاهی در وسط كار از تحمل شكنجه شانه خالی می كنند و به طریقی آن محل را ترك می نمایند وخود را به نحوی به مواد مخدر می رسانند ولی افرادی كه چندین بار مبادرت به ترك اعتیاد نموده اند به خاطر شروع لذت مجدد تمام درد ورنج و عذابهای اطرافیان و محیط را تحمل می كنندكه مهمترین محل ترك موقتی اعتیاد خود را در میان خانواده هایشان می دانند یعنی هر معتاد باید از روشهای تقویت نیروهای روحی و عقلی استفاده كند تا بتواند اعتیاد خود را كنار بگذارد . (رهبرزاده ، 1378 )

 

 

‹‹ مروری بر نظریه های مرتبط بااعتیاد ››

نظریه اندیشه ای دراین باره است كه عوامل علل بروز پدیده ها چیست ؟

نظریه سعی دارد ،توصیفی از اتفاقاتی كه در دنیای پیرامون ما رخ می دهد وما نمی توانیم كاملا آن را درك كنیم ،ارائه دهد.در رابطه با پدیده اعتیاد نیز چندین نظریه والگو ارائه شده است كه برای فهمیدن اعتیاد،حایز اهمیت است. در واقع،برای اینكه یك درمان یا رویكرد،برای كمك به مردمی كه دچار مشكل مواد یا الكل هستند، قابل استفاده باشد،ازدیدگاه ونظریه های متفاوتی باید سود جست كه در زیر به مهمترین آنها اشاره می شود.

‹‹ الگوی اخلاقی ››

الگوها ونظریه های اخلاقی براین اعتقاد یا قضاوت درست یا غلط استوار ند كه پذیرفتنی هستند یا نه.این قضاوت ها حاكی از آن است كه مردمی كه مواد یا الكل مصرف می كنند،مردمی بد یا خطاكار هستند.گاهی اوقات،اشتباه اخلاقی با افرادی كه به طور شدید مواد یا الكل مصرف می كنند،همراه است.این الگو درك كمی از اینكه چرا مردم به طور شدید مواد والكل مصرف می كنند به ما ارائه می دهد وبه همین دلیل،ارائه كمك به آنهایی كه مشكلاتی از این دست در زندگی شان دارند،به طور واقعی صورت نمی گیرد.

درمان :

درمان دراین روش بیشتر جنبه تنیهی داشته است.یعنی مردم خطا كار باید تنبیه می شدند وتنبیه نیز دامنه ای از طرداجتماعی تا زندانی كردن مصرف كنندگان را در بر می گرفته است.

‹‹‌الگوهای زیست شناختی ››

الگوهای زیست شناختی اعتیاد براین فرض استوارند كه مردم معتاد به مواد یا الكل از نوعی ناهنجاری زیست شناختی رنج می برند كه علت اصلی بروز اعتیاد در آنها است.این الگو نیز مانند الگوی اخلاقی ،گاهی اوقات با مردم خطاكار معرفی می شود. به هر حال،این فرض كه چیزی مانند جسم ،فراسوی كنترل فردی عمل می كند،فرض اشتباهی است .در واقع ، این گروه از افراد خطاكار نیستند بلكه افرادی مریض تلقی میشونداز این الگوها گاهی به عنوان الگوهای بیماری نیز یاد می شود.

برخی شواهد درباره این الگو ،بیانگر این نكته است كه در معتادان ،یك زمینه ارثی برای الكلی یا معتاد شدن وجود دارد.شواهد نشان میدهند كه این افراد نسبت به سایر افراد آسان تر یا سریع تر معتاد می شوند.هرچند كه این تبیین نمی تواند اعتیاد یا الكلی بودن را در همه موارد توصیف كند. به عنوان مثال،تاریخچه زندگی برخی از الكلی ها ومعتادان ،هیچ گونه سابقه ای از اعتیاد را در خانواده نشان نداده است.این الگوها حاكی از علل نابهنجارانه زیست شناختی در تمایل افراد الكلی به مصرف بیشتر الكل بعد از یك بار نوشیدن دارند كه در مصرف بلند مدت الكل یا مواد به آسیب مراكز مسؤلیت پذیر اراده وقضاوت در مغز منجر می شوند.از این منظر،الكلی یا معتاد بودن،بیماریهای لاعلاجی هستند كه بهتر است برای دست یافتن به تسكین بیماری به آنها امید دهیم.

درمان:

پس فرض این نظریه آن است كه هیچ درمانی برای اعتیاد وجود ندارد وشخصی كه معتاد یا الكلی می شود

می خواهد به زندگی خودش خاتمه دهد.اوفقط می تواند از طریق پرهیز به آرامش دست یابد.فرض دیگر این است كه فرد الكلی یا معتاد،اراده ندارد،قضاوت ضعیفی دارد وبا یك بار مصرف،تمایل بیشتری برای مصرف احساس می كند. متعادل كردن مصرف به عنوان یك انتخاب مستقل تلقی نمی شود وپرهیز به عنوان تنها هدف پذیرفته شده مورد بررسی قرار می گیرد .دراین الگو به بعضی از مردم از طریق برنامه هایی نظیر گروههای خود یار همچ

  • ارسال نظر (1)
__