
لیست کلوب ها :: 98

15 خرداد 88 - 14:56 |
مادر سمیرا دو سال بعد از اینکه بابای سمیرا تو یه تصادف وحشتاک مرد به خاطر مشکلات مالی مجبور شد با حسن آقا ازدواج کنه ولی حسن آقا هیچ وقت رفتار خوبی با سمیرا نداشت و به همین خاطر سمیرا چند روزه از خونه زده بیرون و الان وامونده از همه جا اومده جلوی من نشسته داره اشک می ریزه . راستش داشتم فکر می کردم اینطوری که نشسته جلوی من داره گریه می کنه این داستانیه که بهش میاد و احتمالن تو سرنوشت سمیرا بابای تصادف کرده و حسن آقایی وجود نداره . ولی الان برای چی نشسته جلوی من داره گریه میکنه ؟ یادم نمیاد حرفی زده باشه درباره دلیل اشک ریختنش . باید حتما ازش بپرسم چرا گریه میکنه . "سمیرا برای چی گریه میکنی؟ اسمت سمیرا نیست ؟ پس چرا من فکر میکنم هر کس که بشینه جلوی من گریه کنه اسمش سمیراست؟" |

























