لیست دوستان :: 900
لیست کلوبها :: 61
لیست توصیفنامه ها27 اردیبهشت 87 - 20:14 | |
این منم........................یه مسافرتک وتنها.این توئی .....................یه ستاره توی شبهام .نمی دونی که تو دنیای منی .غم دیروز شده وفردای منی .همه روزا همه شبها فکرتم .نمی دونی که چقدر عاشقتم.دیگه هیچیز واسه من بی تو معنا نداره اخه هیبچ کی غم عشق من تنها رو نداره .دل عاشق دل خسته بی تو همراهی نداره .اخه هیچ کی تو رو ای گل مثل من دوست نداره .تو تو ............................همیشه خوب پاکی من من.................همیشه توی رویام |
21 اردیبهشت 87 - 20:46 | |
یادم باشد حرفی نزنم كه دلی بلرزد خطی ننویسم كه آزار دهد كسی را یادم باشد كه روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست یادم باشد جواب كینه را با كمتر از مهر و جواب دو رنگی را با كمتر از صداقت ندهم یادم باشد باید در برابر فریادها سكوت كنم و برای سیاهی ها نور بپاشم یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم و از آسمان درسِ پـاك زیستن یادم باشد سنگ خیلی تنهاست... یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تكرار اشتباهات گذشتگان یادم باشد زندگی را دوست دارم یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی كه به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی كه از سازش عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد یادم باشد معجزه قاصدكها را باور داشته باشم یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر كس فقط به دست دل خودش باز می شود یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم یادم باشد زنده ام یادم باشد خواهم مرد |
11 اردیبهشت 87 - 16:33 | |
من راز نگاهت را از آینه پرسیدم چشمان نجیبت را از دور پرستیدم مثل گل نیلوفر چشمان تو بهاری شد از پیش دلم رفتی و نفهمیدم مرز دل و چشم تو از شهر افق پیداست من سرخی گل را در خنده ی تو دیدم در شهر اقاقی ها تو پاک ترین عشقی من راز شگفتی را از باغ دلت چیدم لبخند زدی آرام بر گونه ی غمناکم من با گل لبخندت به حادثه خندیدم ای کاش دو چشم تو سر فصل افق ها بود آن وقت تو را هر صبح از پنجره می دیدم وقتی گل آرامش در باغ دلم روئید گلبرگ وجودم را بر عشق تو پیچیدم خورشید شدی رفتی تا اوج شکوفایی من از عطش عشقت بر آینه تابیدم |




















